| در شرایطی که تبادل آتش میان ایران و امریکا همچنان ادامه دارد و دامنه رویکرد نظامی گرایانه ایالات متحده و پاسخ ایران به اوج رسیده، تحرکات دیپلماتیک نیز شتاب قابل توجهی یافته است، از همین رو آن گونه که رویترز یکشنبه شب مدعی شد قطر و پاکستان با ارایه طرح مشترکی به تهران و واشنگتن، خواستار آن شده اند که امریکا حملات را متوقف کرده و در مقابل ایران برای مدت 10 روز، تردد و عبور و مرور ایمن در تنگه هرمز را تضمین کند. به گزارش اعتماد، ارسال این پیشنهاد برای دو بازیگر توسط وزیر خارجه قطر تایید شد و مقام های رسمی کشورمان از جمله اسماعیل بقایی نیز ضمن اشاره به تداوم فرآیند دیپلماسی تاکید کرد که این طرح در دست بررسی است. الجزیره در تفسیر و چرایی کنش اخیر این دو بازیگر نوشت که قطر و پاکستان در تلاش اند تا با خرید زمان بستر را برای احیای مذاکرات اسلام آباد هموار کنند هر چند از منظر این وبگاه و بسیاری از تحلیلگران به واسطه بی اعتمادی حاکم روزنه اندکی برای تحقق این خواسته وجود دارد. با این حال کنش های دیپلماتیک به اینجا ختم نمی شود. در شرایط کنونی چشم ها به سفر علی الزیدی، نخست وزیر عراق دوخته شده، مقام ارشد عراقی که قرار است آخر هفته جاری به تهران سفر داشته باشد و در این باره گمانه زنی ها بسیار است. گروهی مدعی اند او حامل پیامی از واشنگتن برای تهران است و گروهی دیگر با اشاره به روابط نزدیک ایران و عراق و هراس بغداد از تبدیل شدن این کشور به میدان رویارویی دو بازیگر، هدف از این سفر را تلاش برای کاهش تنش قلمداد می کنند، بالاخص آنکه بخشی از محور مقاومت حامی ایران مستقر در عراق خود را برای رویارویی با گسترش دامنه تنش در ایران آماده کرده اند. با این حال تاکنون هیچ یک از این دو فرضیه ازسوی طرف های ذی ربط تایید نشده است. این تلاش ها درحالی است که رسانه هایی چون واشنگتن پست و سی ان ان با انتشار گزارش های جداگانه و ادعایی از اعزام موج تازه ای از جنگنده ها و سوخت رسانه های امریکایی به منطقه خبر داده اند و مدعی اند که ترامپ خود را برای جنگی تمام عیار با ایران آماده کرده است. با این حال سیگنال های ارسالی از جانب واشنگتن متناقض است. به عنوان مثال مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، بار دیگر بر آمادگی واشنگتن جهت دستیابی به راه حل دیپلماتیک تاکید کرد و مدعی شد اگر این در باز شود ، امریکا از آن استقبال خواهد کرد؛ با این حال او طی ادعایی ایران را به حمله به کشتی ها و ایجاد اختلال در تردد دریایی تنگه هرمز متهم کرد و گفت: تفاهمنامه در صورت تداوم چنین اقداماتی ازسوی تهران نمی تواند به قوت خود باقی بماند. دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا نیز با استناد به نتایج چند نظرسنجی مدعی شد اکثریت امریکایی ها خواهان توافق میان واشنگتن و تهران هستند با این حال منابع نزدیک به او مدعی اند که گزینه گسترش دامنه درگیری روی میز رییس جمهوری امریکا قرار دارد و در دست بررسی است. ناظران با استناد به رویکرد یک و بام و دو هوای واشنگتن از شکاف های پیدا و پنهان حاکم بر ساختار سیاسی امریکا بالاخص جریان ماگا می گویند، جریانی که چند صدایی حاکم بر آن از منظر ناظران به پاشنه آشیل ترامپ تبدیل شده است. صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای چتم هاوس ضمن اشاره به این شکاف ها که به چالش اصلی ترامپ تبدیل شده، به توافق اولیه اشاره کرده و مدعی است که امروز هیچ یک از طرفین پیروزی قاطع به دست نیاورده اند و هر دو طرف بیشتر در تلاش برای خرید زمان هستند؛ اما عواملی مانند انتخابات داخلی امریکا، نقش مخرب اسراییل و سطح بالای بی اعتمادی می تواند توافق را شکننده کند. همزمان برخی تحلیلگران نیز تاکید دارند که بحران هرمز دیگر صرفا یک اختلاف دوجانبه نیست؛ بلکه به چالش جهانی تبدیل شده، چراکه واشنگتن به واسطه ماجراجویی اش امنیت انرژی جهانی، تجارت دریایی و اقتصاد کشورهای خلیج فارس را در هم شکسته است، بنابراین آن گونه که ویلیلم مندرز، پژوهشگر فعال در حوزه خاورمیانه و فعال در موسسه مطالعاتی چتم هاووس نوشته در شرایط فعلی، نه مسیر نظامی توانسته معادله را حل کند و نه دیپلماسی قادر است اختلاف اصلی بر سر هرمز را برطرف کند. امریکا می خواهد هرمز به وضعیت پیش از بحران بازگردد، درحالی که ایران تلاش دارد نقش خود را به عنوان بازیگر اصلی این آبراه تثبیت کند. در چنین قابی پیشنهاد آتش بس 10 روزه صرفا می تواند فرصتی برای توقف درگیری باشد، چراکه بدون توافق بر سر آینده هرمز، هر آتش بسی موقتی خواهد بود. در همین راستا و در شرایطی که تحولات میدان و دیپلماسی چند لایه و پیچیده تر از گذشته شده است در گفت وگو با محسن پاک آیین، دیپلمات پیشین و کارشناس مسائل بین الملل به تحلیل و واکاوی ابعاد مختلف تنش های حاکم می پردازیم. مشروح این گفت وگو در ادامه آمده است. محسن پاک آیین، سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان و کارشناس مسائل بین الملل درباره طرح تازه قطر برای آتش بس میان ایران و امریکا توضیح داد: مساله اصلی خود طرح نیست، بلکه میزان پایبندی واشنگتن به هر توافقی است که پیشنهاد می شود. به گفته او، رفتار امریکا در نقض تعهدات قبلی تنها به بی اعتبار شدن شخص ترامپ و ساختار حاکم در واشنگتن ختم نشده، بلکه آتش جنگ دیگری را در منطقه برافروخته و روندهای صلح آمیزی را که در حال شکل گیری بود از بین برده است؛ جنگی که به تعبیر پاک آیین دوباره به ایران تحمیل شد و در کنار دفاع جانانه و مقتدرانه تهران، کشورهای منطقه را به این جمع بندی رسانده که برای مصون ماندن از آسیب های آن، ناگزیر به اقدامات میانجیگرانه اند، از همین رو قطر و پاکستان بار دیگر فعال شده اند. این دیپلمات پیشین با اشاره به طرحی که وزیر خارجه قطر مطرح کرده -توقف تبادل آتش ازسوی امریکا در برابر باز شدن دو مسیر کشتیرانی در هرمز برای مدت ده روز ازسوی ایران- تاکید می کند پرسش کلیدی این است که چه ضمانتی وجود دارد که پس از پذیرش هر طرحی، امریکا مجددا آن را نقض نکند. از نظر پاک آیین، پیش از آنکه قطر، پاکستان یا هر کشور میانجی دیگری وارد جزییات محتوای پیشنهاد شوند، باید در وهله نخست مطمئن شوند واشنگتن، برای تجدید قوا یا هر هدف دیگری، توافق را صرفا به عنوان یک فرصت تاکتیکی نمی بیند و بعد از چند روز از زیر بار تعهدات خود شانه خالی نمی کند. پاک آیین تاکید دارد که مسوولان ایرانی پیشنهادهای ارایه شده را بررسی و نظر خود را اعلام خواهند کرد، اما یادآور می شود: واقعیت این است که جنگ را امریکا آغاز کرده و امریکا مسبب و مسوول جنگ است. او هشدار می دهد: الگویی که در آن همان طرف آغازکننده درگیری، هر چند وقت یک بار آتش بس می خواهد و سپس دوباره جنگ را از سر می گیرد، سرانجام خوبی ندارد و درنهایت، زیان اصلی آن به کشورهای منطقه برمی گردد؛ کشورهایی که متاسفانه به مبدا حملات امریکا علیه ایران تبدیل شده اند و ایران، با وجود روابط دوستانه، ناچار است برای ایجاد بازدارندگی، منافع امریکا را در خاک همین کشورها هدف قرار دهد. این کارشناس مسائل بین الملل در جمع بندی با تاکید بر اینکه میانجیگران واقعا حسن نیت دارند ، توصیه می کند دقت بیشتری به خرج دهند و نقطه آغاز هر طرح میانجیگری را واشنگتن قرار دهند؛ یعنی ابتدا ضمانت های کافی و روشن از امریکا برای عدم نقض مجدد تعهدات گرفته شود و سپس وارد طرح با تهران شوند. به گفته پاک آیین، اگر مسیر تضمین ها روشن باشد و آتش بس به ابزاری برای خرید زمان توسط واشنگتن تبدیل نشود، مسوولان ایرانی نیز طرح را به طور کامل بررسی کرده و نظر خود را اعلام خواهند کرد. محسن پاک آیین در ادامه و جهت توضیح بازه زمانی 10 روزه ای که در طرح قطر مطرح شده، یادآور می شود: براساس مقررات بین المللی این حق به ایران داده شده که از آب های سرزمینی خود حفاظت کند و در این منطقه اعمال حاکمیت داشته باشد و کشوری مانند امریکا نمی تواند این حق مالکیت را خدشه دار کند. او خاطرنشان کرد: فرصت ده روزه به این معنا نیست که امریکا بیاید و مالکیت ایران را بپذیرد و تاکید می کند: واشنگتن در این زمینه نقشی ندارد و ایران حاکمیت خود را بر آبراه دنبال خواهد کرد. پاک آیین ادامه می دهد: باید دید طراحان این ده روز با چه هدفی آن را مطرح کرده اند و می خواهند به چه نتیجه ای برسند؛ به تعبیر او، این پرسش مهمی است که در همین مدت کوتاه چه کاری می شود کرد که در آن شصت روزی که می توانست انجام شود، انجام نشده است. او در پاسخ، به یادداشت تفاهم موجود میان دو کشور اشاره می کند و آن را سندی می داند که به امضای روسای جمهور رسیده و میان دو کشور ثبت شده است و می گوید: به نظرش این یادداشت تفاهم بهترین سندی است که می تواند همچنان مورد اتکا قرار گیرد و امریکایی ها خود را متعهد به اجرای آن بدانند. این دیپلمات پیشین جمع بندی می کند که ما سندی محکم تر از این پیشنهاد داریم و آن تفاهمی است که به جای روسای جمهور دو کشور امضا شده و بر این باور است که باید طرف امریکایی را متقاعد کرد تعهدات مندرج در آن یادداشت تفاهم را اجرا کند؛ در این چارچوب، عدد ده روز بیشتر به عنوان بخشی از پیشنهاد قطر مطرح است، در حالی که مبنای پایدار، همان تفاهم ثبت شده میان تهران و واشنگتن است. سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان درباره سفر نخست وزیر عراق به تهران، آن را در چارچوب روابط خوب و اعتقادات مشترک ایران و عراق ارزیابی کرد و یادآور شد که الزیدی پس از انتخاب، یکی از سفرهای اولیه خود را به ایران انجام داده است. به گفته پاک آیین، این سفر در درجه اول یک سفر دوجانبه است و بعید است هدف اصلی آن میانجیگری مستقیم میان ایران و امریکا باشد، هر چند احتمال دارد در حاشیه آن درباره مسائل منطقه نیز گفت وگو صورت گیرد. او توضیح داد: اگر امریکا قصد انتقال پیام داشته باشد، کانال های مشخصی مانند قطر و دیگر واسطه ها را دراختیار دارد و لزوما نیازی نیست از مسیر بغداد این کار را انجام دهد؛ بنابراین، سفر نخست وزیر عراق را بیشتر در چارچوب روابط دو کشور و گفت وگو درباره موضوعات دوجانبه و منطقه ای می بیند تا یک ماموریت آشکار برای میانجیگری. پاک آیین در ادامه با اشاره به وضعیت خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز تاکید کرد رویکرد کنونی واشنگتن را عقلانی و مبتنی بر حاکمیت صلح در منطقه و هموار کردن مسیر انتقال انرژی و کالا نمی بیند. از نظر او، تا زمانی که در امریکا اراده ای جدی برای عادی سازی اوضاع این آبراه ها وجود نداشته باشد، ورود میانجی ها -ازجمله عراق- به تنهایی نمی تواند وضعیت را در خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز به حالت عادی برگرداند و امید بستن به سفرهای نمادین بدون تغییر اراده واشنگتن، کافی نخواهد بود. محسن پاک آیین، سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان و کارشناس مسائل بین الملل، در ارزیابی تنش ها و تبادل آتش میان ایران و امریکا در مناطق جنوبی کشور، یکی از ریشه های اصلی بحران را عدم ثبات ترامپ در اتخاذ تصمیمات مهم سیاست خارجی می داند. به گفته او، ایران آغازگر این جنگ نبوده و در شرایطی که رییس جمهور امریکا تفاهمنامه ای را به صورت حضوری امضا کرده بود -سندی که خود او باید ضامن اجرای آن باشد- کمتر از یک ماه بعد واشنگتن دوباره حملات خود به جنوب ایران را آغاز کرد و با تحریک کشتی ها و اقدامات خارج از چارچوب تفاهم، ناسازگاری را از سر گرفت. این کارشناس مسائل بین الملل تاکید دارد: در برابر این وضعیت، ایران پاسخ جانانه ای داده و جنگی اقتصادی بی سابقه علیه امریکا شکل گرفته است تا جایی که به گفته پاک آیین، یکی از نمایندگان کنگره امریکا رقم 430 سرباز کشته شده را در این درگیری ها اعلام کرده و خود امریکایی ها اذعان کرده اند ایران هیچ خطر امنیتی مستقیم برای امریکا نداشته و ندارد و بهانه تراشی ها برای حمله به ایران کاملا بی دلیل است. به باور او، این شرایط نشان می دهد واشنگتن در باتلاقی گرفتار شده که راه خروج از آن را نمی داند و در چنین وضعیتی، بحث ورود زمینی گسترده به ایران نه تنها پرهزینه و پرریسک، بلکه از نظر سیاسی و نظامی برای امریکا دشوارتر می شود. پاک آیین جمع بندی می کند که برای خروج از این باتلاق، امریکا چاره ای ندارد جز آنکه به تعهدات خود در تفاهمنامه ای که حاصل ساعت ها مذاکره و میانجیگری فعال کشورهای مختلف بوده، پایبند بماند و به سادگی آن را زیر پا نگذارد. از نظر او، اگر واشنگتن به این تفاهم برگردد و آن را جدی اجرا کند، می تواند از تشدید بیشتر رویارویی در جنوب ایران و منطقه خلیج فارس جلوگیری کند؛ در غیر این صورت، هر سناریوی تشدید، ازجمله ورود زمینی، فقط بر عمق بحران و هزینه های امریکا خواهد افزود، بدون آنکه چشم انداز روشنی برای پیروزی یا تغییر مطلوب وضعیت برای واشنگتن فراهم کند. سفیر سابق ایران در توضیح افزایش کنش های نظامی امریکا در کنار اوج گرفتن تلاش های دیپلماتیک نیز گفت که رویکرد واشنگتن استفاده از ارعاب و فشار برای گرفتن امتیاز پشت میز مذاکره است. به گفته او، امریکا می کوشد با ورود جنگنده ها و سوخت رسان های بیشتر به منطقه، فضای تهدید را تشدید کند تا در مذاکرات دست بالاتری داشته باشد، اما به خوبی می داند ایران تحت فشار و ارعاب امتیازی نمی دهد، حاکمیت ملی خود را خدشه دار نمی کند و در دفاع از خود و اعمال حاکمیت در منطقه کوتاه نمی آید. پاک آیین معتقد است: واشنگتن به دلیل اطلاعات غلطی که از سوی رژیم صهیونیستی دریافت کرده و اینکه بیش از منافع ملی خود به تامین منافع اسراییل می اندیشد، دچار خطای محاسباتی شده است. این خطا، به زعم او، امریکا را وارد باتلاقی کرده که هر روز بیشتر در آن فرو می رود ؛ وضعیتی که با تشدید حضور نظامی، نه به حل بحران بلکه به پیچیده تر شدن آن کمک می کند. این دیپلمات پیشین تاکید دارد: عقلای امریکا ، به ویژه در میان نمایندگان کنگره، باید با اعمال فشار، ترامپ را سر عقل بیاورند ؛ چراکه امروز عملا شاهد وجود یک دولت منسجم در واشنگتن نیستیم و شخص ترامپ هر چه بخواهد انجام می دهد بدون آنکه توجهی به نظرات دیگر مقامات کاخ سفید یا اعضای هیات دولت داشته باشد. به گفته پاک آیین، اختلاف دیدگاه ها در میان مسوولان دخیل در سیاست خارجی امریکا از یک سو و اصرار ترامپ بر دیکته کردن نظر خود ازسوی دیگر، ترکیبی را ساخته که منطقه را به سوی یک جنگ دیگر سوق داده و ریسک رویارویی را بالا برده است؛ اما در اساس، این افزایش حضور نظامی بیشتر ابزاری برای فشار و ارعاب است تا نشانه ای از آمادگی عقلانی برای یک رویارویی تمام عیار. این کارشناس مسائل بین الملل، درباره نقش مخرب اسراییل می گوید: رژیم صهیونیستی از ابتدای عملیات های اخیر مسیر زوال را طی می کند و امروز، به دلیل جنایات جنگی در غزه، تجاوزات به لبنان، سوریه و یمن و مشارکت در جنگ های بی دلیل علیه ایران و ترور شخصیت های عالیرتبه ایرانی، نه در داخل اراضی اشغالی و نه در سطح بین المللی برای نتانیاهو جایگاه باثباتی باقی نمانده است. به گفته او، نتانیاهو در آستانه انتخابات، انگیزه اصلی اش حفظ وضعیت جنگی است تا بتواند خود را از محاکمه های داخلی به خاطر فساد و از فشارهای انتخاباتی نجات دهد؛ در این میان، با توجه به ضربات سنگینی که اسراییل از ایران خورده، به دنبال آن است که امریکا را در جنگ علیه ایران شریک کند و مسوولیت دفاع از منافع خود را به گردن واشنگتن بیندازد و همین تبعیت ترامپ از ایده های تل آویو، به نظر پاک آیین، او را در مشکل جدی گرفتار کرده و منطقه را با بحران مواجه ساخته است. در ادامه و در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت داخلی امریکا و شکاف های مرتبط با انتخابات میان دوره ای، پاک آیین اشاره می کند که وابستگی به ایده های اسراییل و بی ثباتی در تصمیم گیری، ترامپ را در داخل نیز در معرض چالش قرار داده و اختلاف ها در حزب جمهوری خواه و میان نهادهای سیاسی امریکا، مدیریت جنگ و تنش با ایران را دشوارتر کرده است؛ هرچند او در این بخش تاکید اصلی را بر رفتار اسراییل و اثر آن بر واشنگتن می گذارد، نه بر جزییات عددی انتخابات. پاک آیین درباره نقش محور مقاومت و متحدان عرب امریکا در صورت گسترش رویارویی ایران و امریکا نیز گفت: کشورهای منطقه و متحدان واشنگتن در خلیج فارس باید برای خاتمه جنگ و جلوگیری از آسیب های بیشتر به منطقه، جلوی امریکا بایستند و او را از ادامه مسیر منصرف کنند. او بعید می داند ناتو وارد چنین جنگی شود و با اشاره به تجربه افغانستان -که ناتو در تبعیت از امریکا پس از حدود ده سال بدون دستاورد روشن از آن خارج شد- و اختلاف های جدی میان ناتو و واشنگتن بر سر اوکراین، نتیجه می گیرد این ائتلاف نظامی احتمالا تمایلی به ارتباط مجدد در یک جنگ تازه به رهبری امریکا نخواهد داشت. این دیپلمات پیشین نقش محور مقاومت را کاملا تاثیرگذار توصیف کرد و گفت: محور مقاومت امروز بسیار قدرتمند است و اگر تصمیم به اقدام بگیرد، این اقدام حتما تاثیرگذار خواهد بود ؛ به ویژه در نقاط حساسی مانند باب المندب، که می تواند بر امنیت انرژی جهانی و مسیرهای حیاتی تجارت اثر بگذارد، در حالی که کشورهای عرب متحد امریکا، اگر در برابر تشدید جنگ سکوت کنند، خود نیز در معرض آسیب های سنگین اقتصادی و امنیتی قرار خواهند گرفت. |