آخرین خبرها
  تازه ترین تحلیل روزنامه نگار مشهور/ نقد توماس فریدمن بر رویکردهای جنگی ترامپ
  انتقاد تند زیدآبادی از سعید لیلاز/ می‌خواهی خسارات جنگ را بی‌اهمیت نشان دهی؟
  اینبار تیر دروازه مانع از گلزنی آزادی شد/ طلسم مهاجم استقلال پابرجا ماند!(عکس)
  بقایی: انتظار داشتیم دولت جدید انگلیس عاقلانه‌تر رفتار کند
  اوضاع نگران کننده پیکان پیش از شروع لیگ برتر/ ناشناخته‌ترین تیم لیگ برتر اینجاست!(عکس)
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 106569صفحه نخست » آخرین اخبار    دوشنبه، 5 مرداد 1405 - 13:35

«دوست دارم از یاد آدم‌ها نروم» / اکبر عبدی به روایت خودش


وقتی از اکبر عبدی پرسیده بودند دوست دارد چگونه بمیرد، جوابش بیش از آنکه درباره مرگ باشد، درباره آدم‌هایی بود که بعد از او می‌مانند. دلش نمی‌خواست روزی درباره‌اش با نفرت یا بی‌اعتنایی حرف بزنند.

مردی که بخش بزرگی از عمرش را صرف خنداندن مردم کرده بود، این بار در میان اشک بدرقه شد. صبح چهارم مرداد 1405 مقابل تالار وحدت، مردمی آمده بودند تا با بازیگری خداحافظی کنند که برای چند نسل فقط یک چهره روی پرده نبود؛ بخشی از خاطره جمعی شان بود. (1)

سال ها پیش از آن روز، وقتی از اکبر عبدی پرسیده بودند دوست دارد چگونه بمیرد، جوابش بیش از آنکه درباره مرگ باشد، درباره آدم هایی بود که بعد از او می مانند. دلش نمی خواست روزی درباره اش با نفرت یا بی اعتنایی حرف بزنند. دوست داشت بگویند: حیف شد. و بعد جمله ای گفته بود که حالا، پس از مرگش، معنای دیگری پیدا کرده است: دوست دارم از یاد آدم ها نروم. (2)

اگر زندگی عبدی را فقط با تعداد فیلم ها، جوایز و نقش هایش تعریف کنیم، چیزی از اصل ماجرا گم می شود. او در طول سال ها آن قدر درباره خودش، خانواده اش، نقش هایش، کارگردان هایی که دوستشان داشت، بیماری، اعتیاد، مردم و حتی مرگ حرف زده بود که می توان بخش مهمی از زندگی اش را از لابه لای همان گفته ها دوباره ساخت.

این، روایت اکبر عبدی است؛ تا جایی که ممکن است، به روایت خودش.

از النگوهای مادر تا رؤیای بازیگری

پیش از مادر ، اجاره نشین ها و آدم برفی ، پیش از سیمرغ و شهرت، پسری بود که دلش می خواست بازیگر شود.

عبدی تعریف کرده بود که مادرش، سادات خانم ، دست او را گرفت و برای آشنایی با هنر به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در نازی آباد برد. هزینه این علاقه اما برای خانواده کم نبود. به روایت خودش، مادر چند النگو فروخت تا بتواند نام پسرش را در کلاس های هنری بنویسد. (3)

همزمان با درس خواندن، شاگرد آهن فروشی پسرعمویش هم بود و تراشکاری و قالب سازی یاد می گرفت. مدتی هر دو مسیر را کنار هم پیش برد؛ تا جایی که کار هنری آن قدر پررنگ شد که تصمیم گرفت حرفه دیگر را کنار بگذارد. (3)

سال ها بعد، وقتی از کودکی و نازی آباد حرف می زد، روشن بود که آن محله برایش فقط یک نشانی در شناسنامه نبود. عبدی معتقد بود بازیگر باید آدم های دوروبرش را ببیند و بشناسد؛ چون شخصیت هایی که روی پرده جان می گیرند، از همین آدم های واقعی می آیند. در گفت وگویی دیگر حتی بخشی از لهجه ها، رفتارها و منش شخصیت هایش را وامدار پدرش می دانست. (4)

شاید یکی از دلایل آشنابودن بسیاری از شخصیت های عبدی نیز همین بود. آدم هایش، حتی وقتی اغراق شده بودند، بوی کوچه و بازار می دادند.

اکبر عبدی چگونه ستاره ماندگار شد؟

محبوبیت برای ماندگارشدن کافی نیست. تاریخ سینما پر از بازیگرانی است که زمانی ستاره گیشه بودند و بعد آرام آرام از حافظه عمومی کنار رفتند.

درباره عبدی، مسئله دیگری وجود داشت: سخت می شد او را در یک قالب نگه داشت.

می توانست پسربچه باشد، پیرمرد شود، مردی ساده دل و آسیب پذیر باشد یا زیر چند ساعت گریم به زنی سالخورده تبدیل شود. می توانست تماشاگر را با چند حرکت بخنداند و در فیلمی دیگر، بدون تغییر عمده همان صورت، او را بغض آلود کند.

خود عبدی هم از گرفتارشدن در یک تیپ می ترسید. می گفت بعد از موفقیت بعضی نقش ها، پیشنهادهای مشابه فراوانی دریافت کرده اما همه را نپذیرفته، چون نمی خواست تماشاگر فقط یک تصویر از او انتظار داشته باشد. (6)

او کمدی را هم کار ساده ای نمی دانست. در گفت وگوی اختصاصی با آی فیلم، نگاهش این بود که بازیگر کمدی باید موقعیت و شخصیت را کاملاً جدی بگیرد؛ خنده باید نتیجه باورپذیری شخصیت باشد، نه اینکه بازیگر از ابتدا برای خنداندن تقلا کند. (6)

سال ها پیش تر هم گفته بود حتی فیلمی را که خودش از نظر کیفی چندان بالا نمی داند، هنگام بازی جدی می گیرد؛ چون برای نقش وقت گذاشته و با آن زندگی کرده است. (4)

این شاید بخشی از راز عبدی بود: برای مردم کمدین بود، اما خودش ظاهراً هیچ وقت شخصیتش را شوخی نمی گرفت.

علی حاتمی؛ کارگردانی که سیمرغ را پیش بینی کرد

در میان کارگردان هایی که عبدی با آن ها کار کرد، علی حاتمی جای دیگری داشت.

مادر فقط یکی از مهم ترین فیلم های کارنامه حاتمی نبود؛ یکی از نقاط تعیین کننده زندگی حرفه ای اکبر عبدی هم شد. غلامرضا، با آن معصومیت کودکانه در بدن یک مرد بالغ، می توانست به راحتی به کاریکاتور تبدیل شود؛ اما عبدی مرزی باریک میان طنز و اندوه پیدا کرد.

خاطره یکی از صحنه های فیلم را سال ها بعد با جزییات تعریف کرد؛ همان لحظه ای که غلامرضا از پشت، چادر مادر را می گیرد، می بوید و رها می کند. عبدی گفته بود این حرکت را برای تمرین نگه نداشت تا حس آن در برداشت اصلی از بین نرود. پس از اجرا متوجه شد کسی کات نمی دهد؛ وقتی نگاه کرد، حاتمی و تعدادی از عوامل صحنه اشک می ریختند. (4)

از حاتمی خاطره دیگری هم داشت: به روایت عبدی، کارگردان مادر همان زمان به او گفته بود که برای این نقش سیمرغ خواهد گرفت. پیش بینی درست بود. (6)

عبدی بعدها گفت خوش شانس بوده که در ابتدای کارش فرصت همکاری با فیلمسازانی چون حاتمی، داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی را پیدا کرده است. (4)

ناصر تقوایی؛ مفهوم سینما را به من یاد داد

وقتی عبدی در فروردین 1396 روبه روی مهران مدیری در دورهمی نشست، صحبت به ناصر تقوایی و ای ایران رسید.

خلاصه قضاوتش درباره تقوایی فقط یک جمله بود: تقوایی مفهوم سینما را به من یاد داد. (5)

عبدی توضیح داده بود که از تقوایی راه رفتن مقابل دوربین و فهم و درکی را که بازیگر باید از نقش داشته باشد آموخته است. (5)

چنین جمله ای وقتی مهم تر می شود که بدانیم عبدی در دهه های بعد در فیلم های بسیار متفاوتی بازی کرد؛ از آثار مؤلفان جدی سینما تا تولیدات کاملاً تجاری. با این همه، هنگام مرور آغاز راه، هنوز از همکاری با مهرجویی، حاتمی و تقوایی به عنوان یک خوش شانسی یاد می کرد. (4)

فیلم آدم برفی ؛ از توقیف سه ساله تا نمایش در تلویزیون

اگر قرار باشد فقط یک نقش را نماد جسارت اکبر عبدی در عبور از قالب های رایج بدانیم، آدم برفی یکی از جدی ترین گزینه هاست.

فیلم داوود میرباقری در سال 1373 ساخته شد و عبدی در نقش عباس خاکپور، برای بخشی طولانی از فیلم با ظاهر یک زن مقابل دوربین رفت.

آنچه امروز پس از چند دهه و بارها نمایش فیلم دیگر غریب به نظر نمی رسد، در سینمای نیمه نخست دهه هفتاد مسئله کوچکی نبود. آدم برفی سه سال از نمایش عمومی دور ماند و سرانجام در سال 1376 اکران شد. عزت الله ضرغامی سال ها بعد، در اردیبهشت 1398، علناً توقیف فیلم را یکی از اشتباهات مدیریتی خود دانست و نوشت که نباید مردم را از دیدن این فیلم محروم می کرد. (7)

برای خود عبدی اما ماجرا پیش از همه این جنجال ها یک مسئله بازیگری بود.

در گفت وگو با آی فیلم گفته بود وقتی نقشی را می پذیرد باید برای خودش به منطق آن برسد. درباره آدم برفی نیز توضیح داده بود که عبدالله اسکندری از ابتدا این نقش را برای او در نظر گرفته بود و وقتی قصه برایش جذاب و پذیرفتنی شد، آن را قبول کرد. (6)

موفقیت آدم برفی یک دردسر حرفه ای هم برایش ساخت: پیشنهادهای متعدد برای تکرار نقش زن.

عبدی می گفت آگاهانه بسیاری از این پیشنهادها را رد کرده؛ چون نمی خواست موفقیتش در یک قالب، تماشاگر و فیلمساز را به این نتیجه برساند که باید همیشه همان اکبر عبدی را ببینند. (6)

سال ها بعد، رضا عطاران دوباره او را در خوابم می آد در نقش یک زن قرار داد؛ این بار مادری سالخورده.

عبدی پیش از قبول نقش خودش را آزمایش کرد. بعد از گریم چندساعته از ساختمان بیرون رفت و به روایت خودش، آدم های اطراف او را نشناختند. نقش را پذیرفت و نتیجه، دومین سیمرغ کارنامه اش شد. (6)

اما جالب ترین فصل سرنوشت آدم برفی شاید سال ها بعد نوشته شد. فیلمی که زمانی سه سال اجازه اکران عمومی نداشت، سرانجام از تلویزیون هم پخش شد و شبکه آی فیلم در دوره های مختلف آن را در جدول برنامه های خود قرار داد. (8)

این شاید یکی از کنایه های تاریخ سینمای ایران باشد: تصویری که زمانی محل مناقشه بود، سال ها بعد از قاب تلویزیون وارد خانه ها شد.

وقتی گیشه مسیر را عوض کرد؛ اکبر عبدی، ظرفیت ناتمام سینمای ایران

نگاه کردن به دو سوی کارنامه اکبر عبدی یک سؤال ناگزیر ایجاد می کند. بازیگری که در آغاز راهش با مهرجویی، حاتمی و تقوایی کار کرده بود و بعدها توانایی های متفاوتی در مادر ، آدم برفی و آثار دیگر نشان داد، چرا در بخش هایی از سال های بعد در فیلم هایی ظاهر شد که به وضوح کوچک تر از ظرفیت او بودند؟

ساده ترین پاسخ، انتخاب بد است. اما پاسخ خود عبدی پیچیده تر و انسانی تر بود. در گفت وگویی وقتی از او پرسیدند چرا با وجود سابقه همکاری با بزرگان سینما، در فیلم های موسوم به سوپرمارکتی نیز ظاهر می شود، به مسئله ای اشاره کرد که در ارزیابی کارنامه بازیگران گاهی فراموش می شود: زندگی اقتصادی یک بازیگر.

عبدی گفت او هم باید از نظر مادی زندگی اش را پیش ببرد و نمی تواند منتظر بماند تا ناصر تقوایی پس از سال ها دوباره امکان فیلم ساختن پیدا کند. (9)

این جمله، بخش مهمی از کارنامه متأخر او را توضیح می دهد.

سینمای ایران هم عوض شده بود. الگوی تولید، اقتصاد فیلم و ذائقه بخشی از گیشه تغییر کرده بود و نام اکبر عبدی خودش می توانست یک سرمایه تجاری باشد. خطر همین جا بود: به جای اینکه فیلمساز بپرسد عبدی چه شخصیت تازه ای می تواند خلق کند؟ ، گاهی کافی بود همان صورت آشنا و توانایی تضمین شده اش برای خنداندن مخاطب روی پوستر حضور داشته باشد.

بااین حال هرگاه نقش مناسب دوباره از راه رسید، یادآوری کرد هنوز چه چیزهایی در او باقی مانده است. خوابم می آد یکی از همان لحظه ها بود.

شاید به همین دلیل، تعبیر ظرفیت ناتمام درباره عبدی معنای روشنی پیدا می کند.

نه اینکه خودش هنرمندی ناتمام بود؛ بلکه سینمای ایران احتمالاً همه آنچه را می شد از این بازیگر استخراج کرد، استخراج نکرد.

اکبر عبدی تمام نشده بود؛ فرصت های بزرگ برای کشف دوباره او کمتر شده بودند.

پشت خنده ها؛ بیماری و اعتیادی که پنهان نکرد

بدن مردی که سال ها برای خنداندن مردم به خدمت شخصیت های مختلف درآمده بود، در سال های بعد او را با بیماری های جدی روبه رو کرد.

عبدی سال ها با دیابت و مشکلات کلیوی درگیر بود و در اردیبهشت 1395 تحت عمل پیوند کلیه قرار گرفت. گزارش های همان روزها از نارسایی کلیه و دوره ای از دیالیز پیش از پیوند حکایت داشتند. (10)

اما یکی از صریح ترین اعتراف های زندگی اش چند سال بعد مقابل دوربین تلویزیون اتفاق افتاد.

در برنامه چهل تکه گفت حدود 25 سال مصرف کننده تریاک بوده و حدود 15 سال هم سیگار کشیده است. بعد از پیوند کلیه مصرف را کنار گذاشته بود. (11)

شیوه گفتنش اهمیت داشت. تلاش نکرد گذشته اش را پاک کند یا تصویری بی نقص از خودش بسازد. درباره بخشی از زندگی حرف زد که بسیاری از چهره های مشهور ترجیح می دهند اصلاً درباره آن صحبت نکنند.

مردی که کارش ساختن شخصیت بود، در این بخش از زندگی تصمیم گرفته بود شخصیت نسازد.

وقتی کمدین از درد مردم گفت

در سال های پایانی، حرف های عبدی فقط درباره سینما نبود. مسائل روزمره مردم بیشتر به گفت وگوهایش راه پیدا کرده بود؛ گاهی با شوخی و گاهی با لحنی که دیگر از کمدی در آن خبری نبود.

چهارم آبان 1401، همزمان با چهلم مهسا امینی، ویدیویی از عبدی منتشر شد. او در آن پیام از مهسا امینی، متروپل، حمله شاهچراغ و مشکلات اقتصادی نام برد و از غصه هایی گفت که پی درپی بر سر مردم ایران می آید. خطابش در این ویدیو نه یک مقام سیاسی، بلکه خدا بود و از او می خواست به ایران کمک کند. (12)

زبانش پیچیده نبود. همان زبان آشنای عبدی بود؛ عاطفی، مستقیم و بدون فاصله با مخاطب.

در ماه های پایانی زندگی، مسئله معیشت حتی پررنگ تر شد. در ویدیویی که در بهمن 1404 انتشار یافت، این بار از قیمت کالاهای ضروری، فقر، قدرت خرید مردم و میزان حمایت نقدی دولت حرف زد و مستقیماً مسعود پزشکیان را مخاطب قرار داد. (13)

این دیگر اکبر عبدیِ روی پرده نبود. کمدینی که سال ها کارش برای چند ساعت فراموش کردن مشکلات بود، حالا خودش از همان مشکلات حرف می زد.

اکبر عبدی و سیاستمداران؛ از احمدی نژاد و روحانی تا پزشکیان

مواضع سیاسی اکبر عبدی را نمی توان به سادگی ذیل یک جناح قرار داد. حرف های او بیشتر مجموعه ای از قضاوت های شخصی، تجربه های رودررو و واکنش هایش به وضعیت روز بود.

در مهر 1394، رضا رشیدپور در برنامه دید در شب نام چهره های مختلف را مقابل او گذاشت.

احمدی نژاد؛ صمیمیت در برخورد شخصی

درباره محمود احمدی نژاد، عبدی بیشتر از تجربه مواجهه شخصی اش حرف زد. او برخورد احمدی نژاد را ساده و خودمانی توصیف می کرد؛ به گونه ای که هنگام روبه روشدن با او احساس فاصله معمول میان یک شهروند و رییس جمهور را نداشته است. (9)

این حرف را البته نباید به معنای تأیید تمام سیاست های دولت احمدی نژاد خواند؛ توصیف عبدی، مشخصاً درباره برداشت شخصی اش از رفتار او بود.

روحانی؛ گلایه از وعده ها

وقتی همان بازی به نام حسن روحانی رسید، لحن تغییر کرد. عبدی از بدقولی یاد کرد و بخشی از نقدش را به وعده ها و وضعیت اقتصادی پیوند زد. (9)

او حتی تأکید می کرد که نه به احمدی نژاد و نه به روحانی رأی نداده است؛ بنابراین این گفته ها بیش از آنکه اعلام وابستگی سیاسی باشند، داوری های شخصی او بودند. (9)

پزشکیان؛ خشم در ماه های آخر

تندترین موضعش درباره یک رییس جمهور اما در ماه های پایانی زندگی و خطاب به مسعود پزشکیان شکل گرفت.

در ویدیوی بهمن 1404، عبدی از گرانی و وضعیت معیشتی خانوارها گفت و با لحنی تند پزشکیان را خطاب قرار داد. (13)

این سخنان باید دقیقاً در جای خودشان فهمیده شوند: اظهارات شخصی و خشم آلود یک هنرمند درباره وضعیت اقتصادی، نه گزارش آماری یا تحلیل کارشناسی اقتصاد.

چند ماه بعد، پس از مرگ عبدی، پزشکیان در پیام تسلیت خود از او به عنوان هنرمندی یاد کرد که نقش هایش بخشی از حافظه جمعی و عاطفی مردم ایران شده است. (14)

دوست دارم از یاد آدم ها نروم

سال 1394 کتابی با عنوان سنگ قبر به کوشش پوریا تابان منتشر شد؛ مجموعه ای که در آن از شماری از هنرمندان درباره مرگ و نوشته روی سنگ مزارشان سؤال شده بود.

یکی از آن ها اکبر عبدی بود.

وقتی از او پرسیدند دوست دارد چگونه بمیرد، جوابش درباره کیفیت مرگ نبود؛ درباره آن چیزی بود که پس از مرگ در ذهن مردم باقی می ماند. دوست نداشت روزی کسی از رفتنش خوشحال شود. دوست داشت بگویند: حیف شد. و بعد آن جمله ماندگار را گفت: دوست دارم از یاد آدم ها نروم. (2)

اما وقتی پرسیدند روی سنگ قبرش چه خواهد نوشت، گفت هنوز به مردن فکر نمی کند. کارهایی دارد که باید انجام دهد و بعداً درباره آن تصمیم خواهد گرفت. (2)

بیش از یک دهه بعد، دیگر وقتی برای انتخاب آن جمله باقی نماند.

مردی که مردم برایش گریه کردند

چهارم مرداد 1405، وقتی پیکر اکبر عبدی از مقابل تالار وحدت بدرقه شد، میان جمعیت احتمالاً هرکس اکبر عبدی خودش را به یاد می آورد.

برای یک نسل، پسربچه باز مدرسه ام دیر شد بود؛ برای دیگری جوان اجاره نشین ها . عده ای غلامرضای مادر را به یاد داشتند، گروهی آدم برفی را و نسل دیگری او را با اخراجی ها و کمدی های سال های بعد شناخته بود.

همه فیلم هایش شاهکار نبودند.

همه انتخاب هایش هم در اندازه استعدادش نبودند.

خودش هم سعی نکرد این کارنامه را بی نقص جلوه دهد. درباره اعتیادش حرف زد، درباره نیاز مالی برای کارکردن سخن گفت و پذیرفت که بازیگر گاهی ناچار است در شرایطی بسیار متفاوت با دوران همکاری با حاتمی و تقوایی کار کند.

شاید همین تناقض ها عبدی را انسانی تر می کرد.

بازیگری که می توانست با علی حاتمی تماشاگر را به گریه بیندازد و چند سال بعد با لباس زنانه در مرکز یکی از جنجال های سینمای ایران قرار بگیرد؛ از تقوایی مفهوم سینما را بیاموزد و سال ها بعد اعتراف کند نمی تواند برای گذران زندگی منتظر بماند تا استادش دوباره فیلم بسازد؛ مردم را بخنداند و در پایان عمر، از فقر همان مردم عصبانی شود.

اکبر عبدی یک کارنامه مرتب و بی خطا باقی نگذاشت.

چیزی انسانی تر باقی گذاشت: رد یک زندگی.

سال ها پیش گفته بود دوست دارد بعد از مرگش مردم بگویند حیف شد .

جمعیتی که برای بدرقه اش آمده بود، شاید پاسخ آن آرزو را داده بود.

و درباره نگرانی دیگرش دوست دارم از یاد آدم ها نروم احتمالاً زمان قاضی بهتری خواهد بود؛ با این حال، مردی که شخصیت هایش پس از چند دهه هنوز در حافظه مردم زنده اند، راه طولانی تری از یک عمر معمولی برای فراموش شدن در پیش دارد.

منابع

(1) گزارش درگذشت و مراسم بدرقه اکبر عبدی؛ درگذشت در شامگاه 2 مرداد 1405 و برگزاری مراسم تشییع از مقابل تالار وحدت در 4 مرداد 1405. منبع: خبرگزاری تسنیم، 2 و 4 مرداد 1405.

(2) اظهارات اکبر عبدی درباره مرگ و نوشته سنگ قبر در کتاب سنگ قبر به کوشش پوریا تابان؛ کتاب در 24 آبان 1394 رونمایی شد. بازنشر این بخش از گفت وگو پس از درگذشت عبدی. منبع اصلی: کتاب سنگ قبر ؛ بازنشر: خبرگزاری ایسنا، 3 مرداد 1405.

(3) گفت وگوی اکبر عبدی درباره دوران کودکی، کانون پرورش فکری، فروش النگوهای مادر برای ثبت نام در کلاس های هنری و کار همزمان در آهن فروشی و رشته تراشکاری و قالب سازی. منبع: سرپوش، 4 شهریور 1396.

(4) گفت وگوی تفصیلی با اکبر عبدی درباره نازی آباد، تأثیر خانواده بر شخصیت هایش، شیوه بازیگری، خاطره فیلم مادر ، علی حاتمی و همکاری با مهرجویی، حاتمی و تقوایی. منبع: سرپوش، 18 بهمن 1396، ساعت 23:59.

(5) اظهارات اکبر عبدی درباره ناصر تقوایی و جمله تقوایی مفهوم سینما را به من یاد داد در برنامه دورهمی . منبع اصلی: برنامه دورهمی ، شبکه نسیم، 4 فروردین 1396؛ بازتاب مکتوب: خبرآنلاین، 5 فروردین 1396.

(6) هانیه خاوری، گفت وگوی اختصاصی با اکبر عبدی درباره علی حاتمی، مادر ، نگاه او به کمدی، آدم برفی ، پیشنهادهای بازی در نقش زن و خوابم می آد . منبع: شبکه آی فیلم، 19 دی 1396.

(7) گزارش اظهارات عزت الله ضرغامی درباره اشتباه بودن توقیف آدم برفی ؛ در این گزارش آمده است که فیلم محصول 1373 سه سال توقیف بود و در 1376 امکان اکران یافت. منبع: خبرآنلاین، 24 آبان 1404.

(8) اطلاعیه های پخش تلویزیونی فیلم آدم برفی از شبکه آی فیلم، از جمله پخش مجدد آن در سال 1402. منبع: شبکه آی فیلم2.11 اسفند 1402.

(9) گفت وگوی اکبر عبدی با رضا رشیدپور در دید در شب ؛ شامل اظهاراتش درباره محمود احمدی نژاد، حسن روحانی و علت حضور در برخی فیلم های تجاری و نیاز مالی به ادامه کار. منبع اصلی: برنامه اینترنتی دید در شب ، مهر 1394؛ بازنشر متن گفت وگو: ساتین، پاییز 1394.

(10) گزارش بستری شدن و انجام عمل پیوند کلیه اکبر عبدی در پی نارسایی کلیوی و سابقه دیابت. منبع: خبر اولیه بستری شدن، خبرگزاری ایلنا، 16 اردیبهشت 1395، ساعت 14:52؛ گزارش موفقیت عمل: پایگاه خبری مازندرانه، 16 اردیبهشت 1395.

(11) اظهارات مستقیم اکبر عبدی در برنامه چهل تکه درباره حدود 25 سال مصرف تریاک، 15 سال مصرف سیگار و ترک پس از پیوند کلیه. برنامه چهل تکه ، شبکه نسیم، 24 شهریور 1399.

(12) پیام ویدیویی اکبر عبدی درباره مهسا امینی، متروپل، حمله شاهچراغ و مشکلات اقتصادی ایران. منبع اصلی: صفحه اینستاگرام اکبر عبدی، 4 آبان 1401.

(13) ویدیوی اکبر عبدی درباره گرانی، فقر، حمایت نقدی دولت و انتقاد مستقیم از مسعود پزشکیان. منبع: ویدیوی منتشرشده از اکبر عبدی در تلگرام 6 بهمن 1404.

(14) پیام تسلیت مسعود پزشکیان در پی درگذشت اکبر عبدی و اشاره به جایگاه او در حافظه جمعی مردم. منبع: خبرگزاری تسنیم، 2 مرداد 1405.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
عنوان:
نظر
  قبل از ارسال نظر آنرا ویرایش کرده و قواعد نگارش را در آن رعایت کنید.
لطفاً در مطالب خود اخلاق اسلامی و قوانین کشور را مد نظر داشته باشید.
نمایش نظرات کاربران در خبرها به معنای تایید آنها توسط سایت نیست.

  کد امنیتی:
 
تازه ترین تحلیل روزنامه نگار مشهور/ نقد توماس فریدمن بر رویکردهای جنگی ترامپ
  تازه ترین تحلیل روزنامه نگار مشهور/ نقد توماس فریدمن بر رویکردهای جنگی ترامپ
دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و ولادیمیر پوتین مردانی بسیار متفاوت از یکدیگرند، اما یک ویژگی مشترک و مهم دارند: هر کدامشان تصور می‌کند که باهوش‌ترین فرد در هر جمعی است که وارد آن می‌شود.
انتقاد تند زیدآبادی از سعید لیلاز/ می‌خواهی خسارات جنگ را بی‌اهمیت نشان دهی؟
  انتقاد تند زیدآبادی از سعید لیلاز/ می‌خواهی خسارات جنگ را بی‌اهمیت نشان دهی؟
احمد زیدآبادی در انتقاد به صحبت های سعید لیلاز درباره خسارت جنگ و پول های برنگشته حاصل از صادرات نوشت: آقای لیلاز با این مقایسه می‌خواهد خسارات جنگ را بی‌اهمیت نشان دهد یا اینکه عدم بازگشت پول‌های ناشی از صادرات به کشور را برجسته کند؟
بقایی: انتظار داشتیم دولت جدید انگلیس عاقلانه‌تر رفتار کند
  بقایی: انتظار داشتیم دولت جدید انگلیس عاقلانه‌تر رفتار کند
آمریکا از پایگاه‌های نظامی انگلستان برای پشتیبانی حمله علیه ایران استفاده کرده است. این مغایر با موازین حقوق بین‌المللی است و به هیچ عنوان قابل پذیریش نیست.
رسمی: گلزن‌ترین مدافع در نساجی
  رسمی: گلزن‌ترین مدافع در نساجی
باشگاه نساجی از جذب یک مدافع جدید خبر داده است.
بلندپروازی ژابی: خریدهای ما هنوز تمام نشده است!
  بلندپروازی ژابی: خریدهای ما هنوز تمام نشده است!
ژابی آلونسو انتظار خریدهای بیشتری را از چلسی در پنجره تابستانی پیش رو دارد.
روزهای سخت: ناکامی لواندوفسکی در آمریکا ادامه دارد
  روزهای سخت: ناکامی لواندوفسکی در آمریکا ادامه دارد
روبرت لواندوفسکی همچنان روزهای خوبی را در آمریکا سپری نمی‌کند.
حاجی‌بابایی: هیچ‌وقت ما با آمریکا به تفاهم نخواهیم رسید
  حاجی‌بابایی: هیچ‌وقت ما با آمریکا به تفاهم نخواهیم رسید
اراده ملت بزرگ ایران نشان داده است که آمریکا در انفعال است و در سیاست‌ورزی‌های ما نیز باید آمریکا همچنان در انفعال باقی بماند.
خواننده مشهور در بازار دستفروشِ لیف حمام شد! | عکس
  خواننده مشهور در بازار دستفروشِ لیف حمام شد! | عکس
«چلیک اریشچی»، خواننده سرشناس موسیقی پاپ ترکیه، که در ماه‌های اخیر به دلیل اقدامات خیرخواهانه‌اش مورد توجه قرار گرفته بود، این بار با حضوری غیرمنتظره در یک بازار ماهی خبرساز شد.
دو لژیونر برای حل بزرگ‌ترین معضل تیم ملی
  دو لژیونر برای حل بزرگ‌ترین معضل تیم ملی
دو سرعتی‌زن لژیونر والیبال ایران در فهرست اولیه تیم ملی برای قهرمانی آسیا حضور دارند و حالا باید دید آیا این دو موفق به حضور در لیست نهایی خواهند شد یا خیر.
آنها هیچ مشکلی در آمریکا نداشتند؛/ حرف‌های عجیب اینفانتینو در مورد تیم ملی ایران!
  آنها هیچ مشکلی در آمریکا نداشتند؛/ حرف‌های عجیب اینفانتینو در مورد تیم ملی ایران!
جیانی اینفانتینو با انتشار بیانیه‌ای مفصل به انتقادهای مطرح‌شده درباره نحوه برگزاری جام جهانی ۲۰۲۶ پاسخ داد.
بهنوش بختیاری و قاب چهارده‌سالگی: روزهایی که ترند اینستاگرام نبود، اما چهره‌اش ترند بود!
  بهنوش بختیاری و قاب چهارده‌سالگی: روزهایی که ترند اینستاگرام نبود، اما چهره‌اش ترند بود!
خانم بازیگر عکسی از دوران نوجوانی خود منتشر کرد که مورد توجه کاربران قرار گرفت.
قیمت بلیت قطار اربعین اعلام شد
  قیمت بلیت قطار اربعین اعلام شد
در حالی که رسانه‌های رسمی از تمهیدات ویژه برای "اربعین آسان و ارزان" خبر می‌دهند، گشت‌وگذاری در سامانه‌های فروش بلیت قطار، واقعیتی تلخ و گزنده را فاش می‌کند و تصاویر دریافتی نشان می‌دهد بلیت قطار تهران-خرمشهر تحت عناوین دهان‌پرکنی مانند 5 ستاره ...
  پربیننده ترین اخبار       
  صادق در آستانه جابجایی بزرگ/ بازگشت پرافتخارترین لژیونر تاریخ به پرسپولیس!
  دیدار غیرمنتظره دیوید بکام با اسطوره محبوبش در ایبیزا
  عکس بی‌حجاب لاله مرزبان روی پوستر یک فیلم جنجالی شد!
  ارغوان سریال دلدادگان تولد 40 سالگی‌اش را جشن گرفت
  همه چشم‌ها به یک قاب خیره شد؛ تصویر مادر اکبر عبدی در مراسم وداع با پسرش!
  محمد هاشمی: رهبری از صدا و سیما رضایت ندارند/ یک گروه خاص در صدا و سیما نفوذ کرده‌اند
  برای کاهش مصرف بنزین، گران کردن راه‌حل مناسبی نیست/ روش‌های دیگر را هم امتحان کنید
  گزارش سی‌ان‌ان از «نه» تاریخی دموکرات‌ها به ترامپ
  درخواست روزنامه انگلیسی برای پایان جنگ ایران
  خشم الهلال از بنزما: تمام پولم را بدهید تا بروم!
  توهین شهبازی به پرویز پرستویی: بیچاره و بدبخت هستی!
  قربانی سرخپوش می‌شود اما در تبریز؛/ پاسخ تراکتور با هایجک سنگین از پرسپولیس!
  زمان پرداخت معوقات حقوق بازنشستگان | فرمول محاسبه مستمری تغییر می‌کند؟
  جدول قطعی برق استان تهران امروز 5 مرداد 1405 | استعلام ساعت دقیق خاموشی
  نگرانی زلنسکی از احتمال درگیری نظامی با ایران
  پشتیبانی هوایی آمریکا برای باز کردن بخش جنوبی تنگه هرمز
  اوضاع اقتصادی مردم و پاداش 140 میلیارد تومانی!
  قیمت روز خودرو | جدول جدید امروز
  سپاهان در تهران ماند؛ / تمرین طلایی‌پوشان در خانه پرسپولیس
  یک لشگر باانگیزه در رختکن؛/ پرسپولیس تیم المپیک را خرید!
© شبکه خبری رونگار 1404

All rights reserved