به گزارش "ورزش سه"، کسب عنوان قهرمانی در جام جهانی کار دشواری است. دفاع از این عنوان چهار سال بعد، حتی دشوارتر است. اما پس از بالا بردن جام قهرمانی جام جهانی 2026، به نظر میرسد که تیم ملی اسپانیا چیزی را دارد که هر قهرمانی آرزویش را دارد: هستهای از استعدادهای جوان نخبه که باید در بهترین دوران خود باشند، زمانی که این تورنمنت در سال 2030 آغاز شود. با نزدیک شدن جام جهانی بعدی و ثبت تاریخ به عنوان اولین دورهای که در شش کشور از سه قاره برگزار میشود، عمدتاً در اسپانیا، پرتغال و مراکش و همچنین بازیهای افتتاحیه در آرژانتین، پاراگوئه و اروگوئه برای جشن گرفتن صدمین سالگرد این تورنمنت، این سوال مطرح میشود که آیا لاروخا میتواند به عنوان تیمی که باید شکست داده شود، باقی بماند یا خیر. با توجه به استعدادهای موجود در حال حاضر، پاسخ مثبت است. تیمی در دوران اوج یکی از بزرگترین دلایل خوشبینی، جوانی است. بر خلاف بسیاری از قهرمانان جهان که به شدت به ستارگان باتجربه نزدیک به دوران بازنشستگی متکی هستند، هسته اصلی تیم ملی اسپانیا به طرز چشمگیری جوان است. تا سال 2030، بازیکنانی مانند لامین یامال، پدری، گاوی، پائو کوبارسی، دین هویسن و نیکو ویلیامز باید در بهترین دوران خود باشند. به جای بازسازی این تیم پس از یک قهرمانی، اسپانیا میتواند به سادگی تکامل یابد. این تداوم یکی از بزرگترین مزایایی است که هر تیم ملی میتواند داشته باشد.  قدرتمند در تمامی پستها شاید چشمگیرترین جنبه از وضعیت اسپانیا، کمبود نقاط ضعف آشکار باشد. در دروازه هم اونای سیمون و هم خوان گارسیای امیدوارکننده میتوانند ثبات را به ارمغان بیاورند. در خط دفاع، اسپانیا انتظار دارد که پدرو پورو، کوبارسی، هویسن و مارک کوکوریا را داشته باشد. این یک خط دفاعی است که کیفیت فنی را با آمادگی جسمانی ترکیب میکند و شاید مهمتر از همه، جوانی را. خط میانی حتی میتواند قویتر باشد. پدری و گاوی از قبل خود را به عنوان یکی از نخبگان اروپا تثبیت کردهاند، در حالی که فرمین لوپز به عنوان یک هافبک همهکاره پویا به پیشرفت خود ادامه میدهد. در پشت آنها، مارک برنال به عنوان یکی از امیدوارکنندهترین استعدادهای جوان خط میانی اسپانیا ظاهر شده است. این چهار بازیکن به اسپانیا خلاقیت، فشار، مالکیت توپ و تعادل دفاعی را ارائه میدهد. تعداد کمی از تیمهای ملی میتوانند با این ترکیب برابری کنند. این یک پتانسیل تهاجمی است که میتواند هر حریفی را به چالش بکشد و اگر حوزهای وجود داشته باشد که بتواند اسپانیا را برای سال 2030 خطرناکتر کند، آن خط حمله است. نیکو ویلیامز از قبل نشان داده است که میتواند با سرعت و حرکات مستقیم خود، خطوط دفاعی را بترساند. یامال هنوز سالها تا رسیدن به حداکثر پتانسیل خود فاصله دارد که با توجه به دستاوردهایی که تا به حال قبل از 20 سالگی داشته، ایده ترسناکی است. در خط حمله، سامو اومورودیون حضور فیزیکی و توانایی تمامکنندگی را ارائه میدهد که اسپانیا گاهی اوقات در نسلهای گذشته فاقد آن بوده است. آنها میتوانند با هم یکی از تهاجمیترین و انفجاریترین خطوط حمله در فوتبال بینالمللی را تشکیل دهند.  کسب عنوان قهرمانی در جام جهانی به چیزی بیش از یازده بازیکن عالی نیاز دارد. اسپانیا نیز به نظر میرسد که در این زمینه نیز در موقعیت خوبی قرار دارد. بازیکنانی مانند مارک پوبیل، اریک گارسیا، دنی اولمو، یرمی پینو، الکس بائنا و ویکتور مونیوز میتوانند در طول این تورنمنت، عمق ارزشمندی را ارائه دهند. این استحکام در نیمکت، در طول یک مسابقه یک ماهه بسیار مهم است، جایی که مصدومیتها، محرومیتها و خستگی ناشی از برنامه فشرده اغلب تعیین میکنند که چه کسی جام را بالا میبرد. عمق تیم اسپانیا همچنین منعکسکننده استحکام سیستم پرورش بازیکنان آنها است که به تولید بازیکنان بااستعداد از نظر فنی ادامه میدهد، بازیکنانی که میتوانند به طور کامل در سبک بازی مالکانه تیم ملی ادغام شوند. تاریخ نشان میدهد که تکرار عنوان دشوار است البته، پیشبینی آینده در چهار سال آینده هرگز آسان نیست. مصدومیتها اجتنابناپذیر هستند. استعدادهای جوان همیشه مسیر صعودی خود را حفظ نمیکنند. سایر کشورها نیز پیشرفت خواهند کرد. تاریخ همچنین به ما یادآوری میکند که دفاع از عنوان قهرمانی جام جهانی یکی از دشوارترین دستاوردهای ورزشی است. از زمانی که برزیل در سالهای 1958 و 1962 به قهرمانیهای متوالی دست یافت، هیچ تیم مردی نتوانسته است این جام را دوباره به دست آورد. این واقعیت به تنهایی باید انتظارات را تعدیل کند. افزایش عرضه استعدادهای جهانی، رقابت فشردهتری را نسبت به همیشه ایجاد میکند، با قدرتهای سنتی و کشورهای نوظهور که به طور مداوم در حال کاهش فاصله هستند. با وجود این چالشها، اسپانیا ممکن است از بسیاری از قهرمانان اخیر آمادگی بیشتری داشته باشد. هسته اصلی تیم پیر نمیشود، بلکه به عنوان یک تیم در حال رشد است. تعدادی از مهمترین بازیکنان آنها هنوز به حداکثر پتانسیل فیزیکی یا تاکتیکی خود نرسیدهاند، در حالی که نسل جدیدی از استعدادهای نخبه به دنبال آنها هستند. به همان اندازه مهم، جام جهانی 2030 عمدتاً در زمینهای آشنا برگزار میشود. اسپانیا یکی از میزبانیهای اصلی این تورنمنت به همراه پرتغال و مراکش خواهد بود، که به لاروخا این مزیت را میدهد که بسیاری از بازیها را در خانه و در محیطی که به خوبی با آن آشنا هستند، انجام دهد. این مزیت میزبانی میتواند در زمان رسیدن به مراحل حذفی، بسیار مهم باشد. مسیر رسیدن به عنوان قهرمانی، بدون شک دشوار خواهد بود. |