به گزارش ورزش سه، دوران یولیان ناگلزمان در فدراسیون فوتبال آلمان پس از نزدیک به سه سال به پایان رسید. او شکست خورد، زیرا هرگز درک نکرد که سرمربی تیم ملی بودن چه معنایی دارد. آخرین شاهد بر اینکه یولیان ناگلزمان برای هدایت تیم ملی آلمان مناسب نبود، زمانی نمایان شد که همهچیز به پایان رسیده بود؛ هم دیدار مرحله یکشانزدهم نهایی جام جهانی برابر پاراگوئه و هم ماجراجویی تیم ملی آلمان در این تورنمنت.
پس از حذف در ضربات پنالتی، در کنفرانس خبری ورزشگاه فاکسبورو در نزدیکی بوستون، فردی نشسته بود که آثار این شکست بهوضوح در چهرهاش دیده میشد. او با صدایی لرزان از «حذفی تلخ» سخن گفت و به نظر میرسید گریه کرده باشد. آن شخص، سخنگوی رسانهای فدراسیون فوتبال آلمان بود.  در کنار او، ناگلزمان که حالا دیگر سرمربی سابق تیم ملی محسوب میشود، نشسته بود، اما رفتارش چنان بود که انگار فقط یک مسابقه عادی را باخته است. او با خونسردی و لحنی کاملاً حرفهای درباره جزئیات تاکتیکی شکست مقابل پاراگوئه صحبت میکرد. ناگلزمان تأکید داشت که میخواهد در سمتش باقی بماند. او گفت: «من از آن آدمهایی نیستم که فقط به خاطر حذف شدن استعفا بدهم.»
او معتقد بود اگر فدراسیون فوتبال آلمان به همکاری با او ادامه دهد، دوباره با همین تیم نتایج بهتری خواهد گرفت و خیلی زود نیز حمایت افکار عمومی و هواداران فوتبال آلمان را دوباره به دست خواهد آورد. اما روز جمعه، فدراسیون فوتبال آلمان تصمیمی را اعلام کرد که دیگر اجتنابناپذیر شده بود: پایان همکاری با یولیان ناگلزمان پس از نزدیک به سه سال.
برند نویندورف، رئیس فدراسیون فوتبال آلمان، در یک بیانیه مطبوعاتی صمیمانه از ناگلزمان بابت «فعالیتهایی که از سپتامبر ۲۰۲۳ انجام داده است» قدردانی کرد و گفت: «او با تعهدی مثالزدنی و جاهطلبی فوقالعاده شناخته میشود. علاوه بر این، یولیان ناگلزمان انسانی بسیار مسئولیتپذیر و صادق است که همه ما برایش احترام قائلیم.»
فدراسیون فوتبال آلمان همچنین درباره انتخاب جانشین او اعلام کرد که قصد دارد مذاکرات با یورگن کلوپ را آغاز کند. به گفته فدراسیون، کلوپ پیشتر بهطور کلی آمادگی خود را برای پذیرفتن این سمت اعلام کرده است و ظاهراً قصد دارد سرمربی جدید تیم ملی آلمان شود.  اما اگر کسی بخواهد دلایل شکست ناگلزمان در تیم ملی را بررسی کند، نمیتواند از عملکرد او پس از حذف آلمان مقابل پاراگوئه چشمپوشی کند. این مربی اهل لاندسبرگ آم لش هرگز اهمیت واقعی جایگاه سرمربی تیم ملی آلمان را بهدرستی درک نکرد. او هیچگاه نفهمید که سرمربی این تیم، علاوه بر اینکه بالاترین معلم فوتبال کشور است، باید نقش یک دولتمرد را نیز ایفا کند.
همچنین او درک نکرد که حذف از جام جهانی مقابل پاراگوئه صرفاً یک بدشانسی نیست که بتوان پس از آن بهسادگی به کار ادامه داد. او درباره فاجعه این مسابقه چنان صحبت میکرد که انگار فقط با خودروی خود از روی یک چاله در جاده عبور کرده است، در حالی که در واقع، خودرو را از بالای صخره به پایین پرت کرده بود.
در بیانیه مطبوعاتی فدراسیون فوتبال آلمان که روز جمعه منتشر شد، یولیان ناگلزمان در پیام خداحافظی خود بیش از همه هواداران را مخاطب قرار داد و نوشت: «از صمیم قلب متأسفم و درد میکشم که شما را ناامید کردیم و نتوانستیم شبهای فوتبالی بیشتری در این جام جهانی برایتان رقم بزنیم. شما شایسته بسیار بیشتر از این بودید.»
ناگلزمان که به همراه دستیارانش، بنجامین گلوک و بنجامین هوبنر از فدراسیون فوتبال آلمان جدا میشود، زمانی جوانترین سرمربی تاریخ بوندسلیگا بود. او هدایت هوفنهایم، آربی لایپزیگ و بایرن مونیخ را بر عهده داشت و بهعنوان مربیای شناخته میشد که ایدههای روشن و روشهای نوآورانهای دارد. او تا حدی یک مربی «نِرد» و بیش از اندازه اهل تحلیل است؛ البته در دنیای فوتبال تنها کسی نیست که چنین ویژگیهایی دارد.   برای ناگلزمان آیندهای درخشان در فوتبال باشگاهی پیشبینی میشد که او هنوز هم میتواند به آن دست پیدا کند، به خصوص که تنها ۳۸ سال دارد. اما دورانش بهعنوان سرمربی تیم ملی آلمان به پایان رسیده است، زیرا هیچگاه نتوانست واقعاً با الزامات این جایگاه خو بگیرد. مربیای که فقط هر چند ماه یکبار بازیکنانش را در اختیار دارد و تنها در مسابقاتی مانند یورو یا جام جهانی با شرایط واقعی رقابت روبهرو میشود، باید کاملاً متفاوت از مربیای کار کند که هر روز در زمین تمرین حضور دارد و در هر فصل ۳۴ بازی بوندسلیگا، مسابقات جام حذفی آلمان و رقابتهای اروپایی را هدایت میکند.
یک مربی باشگاهی فرصت ساختن و شکل دادن به تیم را دارد، اما سرمربی تیم ملی باید عملگرا باشد و گاهی از ایدههای شخصی خود صرفنظر کند. ناگلزمان اما همیشه یک مربی باشگاهی باقی ماند. او بارها بیش از اندازه در جریان مسابقات تیمش دخالت کرد، بیشتر از آنچه تیم توان تحملش را داشت. او بارها میل شدیدش به ایجاد تغییر را بر حفظ ثبات ترجیح داد.
شکست مقابل اسپانیا در مرحله یکچهارم نهایی یورو ۲۰۲۴ که به میزبانی آلمان برگزار شد، تنها به دلیل اعلام نشدن یک پنالتی هند رقم نخورد. این شکست نتیجه آن بود که ناگلزمان ترکیب اصلی و هماهنگ تیمش را تغییر داد، سپس در بین دو نیمه تصمیم خود را پس گرفت و با این کار، دو تعویض ارزشمند را عملاً هدر داد.  یکی از مهمترین نقاط عطف دوران مربیگری او در تیم ملی، تساوی ۳-۳ مقابل ایتالیا در لیگ ملتهای اروپا در ماه مارس سال گذشته بود. آلمان برتری ۳-۰ خود را از دست داد، زیرا ناگلزمان پس از حدود یک ساعت بازی، با بیرون کشیدن دو هافبک مرکزی، لئون گورتسکا و آنجلو اشتیلر، ستون فقرات تیمش را از هم پاشید.
البته انسانها توانایی یادگیری دارند. در مقطعی از جام جهانی، به نظر میرسید سرمربی آلمان بالاخره فهمیده است چگونه با تعویضهایش تیم را تقویت کند، نه اینکه آن را تضعیف کند. پس از پیروزی دو بر یک مقابل ساحل عاج با دو گل بازیکن تعویضی دنیز اونداف در رسانه RND نوشت: «یولیان ناگلزمان دارد تعویض کردن را یاد میگیرد.» اما در واقع، ناگلزمان تا آن زمان مسیر خود را از مدتها قبل گم کرده بود.
در حقیقت، ارتباط مؤثر با رسانهها و شفافیت، همیشه از مهمترین نقاط قوت او محسوب میشد. فضای پرنشاط یورو ۲۰۲۴ در آلمان که بسیاری آن را تولد دوباره فوتبال این کشور میدانستند، تا حد زیادی حاصل کار ناگلزمان بود. او در انتخاب بازیکنان تصمیمهای قاطع و شفافی گرفت؛ از جمله بازگرداندن تونی کروس و تعیین نقشهای ثابت برای بازیکنان. همچنین تصمیمهایش را با صراحت و جذابیت برای هواداران توضیح میداد.
پس از حذف از آن رقابتها نیز با سخنرانی قابلتوجهی درباره امید و همبستگی اجتماعی، تحسین بسیاری را برانگیخت. در آن مقطع، او به نوعی به «ناگلزمانِ دولتمرد» تبدیل شده بود. اما فقط برای مدتی کوتاه.
در سال جام جهانی ۲۰۲۶، همان ویژگیهایی که زمانی نقطه قوتش بودند، علیه او عمل کردند. او در میان تناقضهای متعدد، هم در انتخاب بازیکنان و هم در نحوه ارتباط با رسانهها، گرفتار شد. بهترین نمونهها، درگیری علنی او با دنیز اونداف در ماه مارس و همچنین بازگرداندن مانوئل نویر بود؛ تصمیمی که نه بهخوبی مدیریت شد و نه در نهایت نتیجه درستی به همراه داشت.
ناگلزمان روز جمعه گفت: «پس از چنین ناامیدی بزرگی، این تیم شایسته آن است که فرصتی برای یک شروع تازه و بدون بار روانی گذشته داشته باشد.» |