| به نقل از پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، خشنودی و محبت کسی او را به باطل نکشاند که موجب شود به ناحق از آن شخص دفاع کند و همچنین غضب، او را به برخوردهای غلط و خروج از حق نکشاند، و در هنگام قدرت، کارهایی را که حق او نیست مرتکب نشود. من مواعظ النبی صلی الله علیه وآله وسلّم:ثلاثٌ من کنّ فیه استکمل خصال الإیمان: الذی إذا رضی، لم یُدْخِله رضاه فی باطلٍ وإذا غَضِبَ لم یخرجه الغضب من الحقّ وإذا قدر لم یتعاط ما لیس له.(1) معنای روایت، این نیست که ایمان در این سه خصلت منحصر است، بلکه مراد این است که در هر کس، این سه خصلت وجود داشته باشد، حاکی از این است که همه خصال ایمان، در او جمع است. چون هر یک از اینها متوقّف بر مجموعه ای از صفات نیک و کاشف از آنها است. بنابر روایت ابنا، خشنودی و محبت کسی او را به باطل نکشاند که موجب شود به ناحق از آن شخص دفاع کند و همچنین غضب، او را به برخوردهای غلط و خروج از حق نکشاند، و در هنگام قدرت، کارهایی را که حق او نیست مرتکب نشود. ایمان هر حقیقتی که داشته باشد با ساحتی از انسان در ارتباط است که قلب نام گرفته است. مقر ایمان، قلب است و تا قلب به روی چنین حقیقتی گشوده نشده یا آن را در خود قرار نداده باشد، ایمان حاصل نشده است. امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) نقل می کند که فرمودند: لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه؛(2) ایمانِ بنده، مستقیم و استوار نیست تا این که دل او استوار باشد و خود فرمودند: ان الایمان یبدو لمظه فی القلب، کلما ازداد الایمان ازدادت اللمظه؛(3) ایمان در دل چون نقطه سفیدی پیدا می شود، هرچند ایمان افزوده شود آن نقطه سفید فزونی می گیرد. در قرآن کریم، رابطه مذکور به این صورت بیان شده است: قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم. (4) منبع: 1. تحف العقول صفحه 43. 2. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 176 . ترجمه نهج البلاغه از آقای فیض الاسلام است؛ و هم بنگرید به آمدی، غرر الحکم، شماره 3472. 3. همان، غریب کلامه 5 ، مجلسی، بحارالانوار، ج 69 ، ص 196 ، حدیث 12 . 4. سوره حجرات، آیه 14 . در ترجمه آیات، از ترجمه آقای محمد مهدی فولادوند استفاده شده است. |