| اسراییل سند رسمی و مکتوبی با عنوان "دکترین امنیت ملی" ندارد، اما از یک دکترین "شفاهی" و توافق شده میان تصمیم گیران پیروی می کند که از زمان دیوید بن گوریون شکل گرفته است. این دکترین بر این فرض استوار است که تلاش های دیپلماتیک در برابر تهدیدات نظامی کارایی ندارند و نمی توانند جایگزین نیاز به تقویت توانمندی های نظامی شوند. چالش های ساختاری و عدم تقارن این سند سه واقعیت ساختاری را در وضعیت امنیتی اسراییل برجسته می کند: عدم تقارن کمی: اسراییل همیشه با جمعیتی کمتر در محاصره همسایگانی با جمعیت و وسعت بیشتر است. عدم امکان پیروزی قطعی: اسراییل برخلاف متفقین در جنگ جهانی دوم (فتح برلین)، هرگز نمی تواند به یک پیروزی مطلق دست یابد که دشمنانش را برای همیشه نابود کند، اما در مقابل، اولین شکست نظامی اسراییل می تواند آخرین شکست آن و به معنای نابودی اش باشد. تمرکز جغرافیایی آسیب پذیر: مرکز ثقل حیاتی اسراییل (منطقه اطراف تل آویو) بسیار کوچک و آسیب پذیر است که دفاع از آن را حیاتی می سازد. اصول راهبردی امنیت ملی اتکا به خود: اسراییل باید توانایی دفاع از خود را داشته باشد و هرگز نباید برای جنگیدن به نیروهای خارجی (حتی آمریکا) وابسته باشد. برتری کیفی نظامی (QME): جبران ضعف کمی از طریق برتری تکنولوژیک، اطلاعاتی، سایبری و هوایی. دکترین بگین (جلوگیری از دستیابی دشمنان به سلاح هسته ای) نیز بخشی از این اصل است. اهمیت حیاتی هوش اطلاعاتی: سیستم اطلاعاتی اسراییل برای هشدار زودهنگام، تعیین اهداف دقیق برای موشک ها و انجام "جنگ اطلاعاتی" (مانند عملیات علیه برنامه هسته ای ایران) ضروری است. ارتش متکی بر نیروهای ذخیره: حفظ ارتش دائمی و اتکای شدید به فراخوان سریع نیروهای ذخیره آموزش دیده از طریق خدمت اجباری طولانی مدت. تغییرات در دکترین و چالش های جدید دفاع از جبهه داخلی: به دلیل افزایش زرادخانه های موشکی دشمنان، دفاع از جبهه داخلی از طریق سیستم های فعال (مانند رهگیری موشک ها) و غیرفعال (پناهگاه ها) اولویت بالایی یافته است. نبرد بین جنگ ها (MABAM): انجام عملیات پیشگیرانه برای جلوگیری از تقویت قدرت دشمن قبل از وقوع جنگ اصلی (مانند جلوگیری از انتقال سلاح به حزب الله). پذیرش جنگ های طولانی تر: برخلاف گذشته که اسراییل به دنبال جنگ های کوتاه بود، اکنون با داشتن عمق لجستیکی، ممکن است جنگ های طولانی تری را برای نابودی کامل زیرساخت های نظامی سازمان هایی مانند حماس یا حزب الله بپذیرد. اتحادها و دیپلماسی حفظ روابط نزدیک با آمریکا و جلب حمایت دوحزبی در واشنگتن حیاتی است، چرا که کمک های نظامی آمریکا علاوه بر ارزش مالی، ارزش بازدارندگی دارد. همچنین، گسترش روابط با کشورهای عربی (پیمان ابراهیم) و کشورهای مدیترانه ای به بهبود جایگاه بین المللی و بازدارندگی اسراییل کمک می کند. تاثیر نظامی گری بر اقتصاد در پایان سند اشاره می شود که سیستم خدمت اجباری نظامی و تمرکز بر واحدهای تکنولوژیک و اطلاعاتی، باعث شده تا سربازان پس از پایان خدمت به نیروی محرکه اقتصاد "استارتاپی" اسراییل، به ویژه در حوزه های سایبری و هوش مصنوعی تبدیل شوند. منبع: فرارو |