|
بازگشت نام شجاع خلیلزاده به صدر اخبار لیگ، این بار نه با یک گل یا نمایش فنی، بلکه با مصاحبهای پرگلایه از فضای مجازی، بار دیگر بحثی قدیمی را زنده کرده است. مدافع باتجربه تراکتور از فضایی گفت که به زعم او پر از تخریب، قضاوتهای شتابزده و میل همگانی به ضربه زدن است. او خود را در میانه میدان تیر دانست؛ جایی که هر حرکت و هر جمله، به سرعت به سوژهای برای حمله بدل میشود. این روایت، در نگاه نخست، برای بسیاری قابل همدلی است، اما همین همدلی با پرسشهایی جدی همراه شده که نمیتوان به سادگی از کنارشان گذشت.
فضای پرغبار مجازی و واقعیتی انکارناپذیر
فضای مجازی فوتبال ایران سالهاست از مسیر گفتوگوی حرفهای فاصله گرفته و به میدان تخلیه هیجانهای خام تبدیل شده است. دشنام، برچسبزنی و قضاوتهای احساسی، بخشی از زیست روزمره بازیکنان شده و کمتر چهرهای است که از این فشار مصون مانده باشد. شجاع خلیلزاده نیز در مصاحبه اخیر خود، به درستی به زشتی این فضا اشاره کرده و از مرزهایی گفته که بارها شکسته شدهاند. این بخش از حرفهای او، نه تنها قابل دفاع، بلکه بازتاب دغدغهای جمعی در فوتبال ایران است؛ فوتبالی که از اخلاق حرفهای فاصله گرفته و در باتلاق هیجانهای ناسالم فرو رفته است.
اما پذیرش این واقعیت، به معنای پایان پرسش نیست. مسئله اصلی از جایی آغاز میشود که نام شجاع خلیلزاده، با وجود همین فضای عمومی، بیش از بسیاری دیگر در کانون تنشها قرار میگیرد. این تکرار، ذهن افکار عمومی را ناگزیر به سمت علتها میبرد.
شجاع خلیلزاده در مرکز توجه دائمی
نگاهی به سالهای اخیر لیگ و حتی مقاطع مختلف حضور شجاع خلیلزاده در تیم ملی نشان میدهد که نام او اغلب در میانه منازعات رسانهای و واکنشهای تند میچرخد. این حضور مداوم در نقطه اصطکاک، صرفاً حاصل یک اتفاق یا یک بازی خاص نیست. وقتی یک الگو بارها تکرار میشود، دشوار است که آن را کاملاً تصادفی دانست. افکار عمومی در چنین شرایطی، به جای تمرکز بر هر حادثه جداگانه، به دنبال نخ تسبیحی میگردد که این حوادث را به هم متصل میکند.
در این میان، پرسشی شکل میگیرد که نه از سر تخریب، بلکه از دل تجربه جمعی برمیخیزد؛ آیا شجاع خلیلزاده در تمام این چرخه پرتنش، صرفاً قربانی فضایی بیرحم است یا سهمی از این تنشها نیز به کنشها و واکنشهای او بازمیگردد؟
مرز باریک اعتراض و مسئولیت حرفهای
هیچ بازیکنی را نمیتوان از حق اعتراض محروم کرد. فوتبال حرفهای بدون تنش و احساس، معنای خود را از دست میدهد. اما حرفهایگری، تنها به تابآوری در برابر فشار خلاصه نمیشود. مدیریت رفتار، کنترل گفتار و توجه به تأثیر اجتماعی هر کنش، بخش جداییناپذیر از نقش یک بازیکن اثرگذار است. شجاع خلیلزاده، به عنوان مدافعی با سابقه ملی و باشگاهی، تنها یک بازیکن درون زمین نیست؛ او یک چهره مرجع برای بخشی از هواداران و یک نماد رسانهای برای تیمش به شمار میرود.
در چنین جایگاهی، هر واکنش تند یا مصاحبه احساسی، میتواند به تشدید همان فضایی بینجامد که از آن گلایه میشود. اینجاست که مرز میان اعتراض مشروع و بازتولید تنش، باریک و حساس میشود.
روایتها و نقش کنشها در فوتبال مدرن
فوتبال امروز، تنها در مستطیل سبز تعریف نمیشود. روایتها، بخش مهمی از این بازی را شکل میدهند؛ روایتهایی که از دل رفتارها، مصاحبهها و واکنشها ساخته میشوند. شجاع خلیلزاده، چه بخواهد و چه نخواهد، یکی از شخصیتهای پررنگ این روایتهاست. وقتی یک بازیکن بارها در کانون حاشیه قرار میگیرد، روایت غالب درباره او، به تدریج از عملکرد فنی فاصله میگیرد و به سوی شخصیت و رفتار سوق داده میشود.
در این نقطه، حتی دفاع بهحق از خود نیز ممکن است نتیجه معکوس بدهد، اگر به جای آرامسازی فضا، به خوراک تازهای برای جدلهای رسانهای تبدیل شود. فوتبال مدرن، بازیکنانی را میطلبد که نه تنها در زمین، بلکه در مدیریت روایتهای پیرامون خود نیز مهارت داشته باشند.
افکار عمومی و جستوجوی علت مشترک
افکار عمومی معمولاً با جزئیات فنی هر درگیری کاری ندارد. آنچه در ذهن جمعی میماند، تکرار یک نام در موقعیتهای مشابه است. وقتی این تکرار رخ میدهد، پرسش از علت مشترک به امری طبیعی بدل میشود. این پرسش، الزاماً به معنای متهم کردن نیست، بلکه تلاشی است برای فهم چرخهای که مدام خود را بازتولید میکند.
در مورد شجاع خلیلزاده، این چرخه با یک رفتار سوالبرانگیز آغاز میشود، با واکنشهای تند ادامه مییابد و با مصاحبهای گلایهآمیز به اوج میرسد. سپس مدتی سکوت، تا بار دیگر حلقه بسته شود. این الگو، بیش از هر چیز، نیازمند بازنگری از درون است.
پرسشی که میتواند مسیر را تغییر دهد
شاید مهمترین بخش ماجرا، همان پرسش ساده و دشواری باشد که کمتر در فضای هیجانی فوتبال مطرح میشود؛ سهم من در این وضعیت چقدر است؟ طرح این پرسش از سوی شجاع خلیلزاده، نه به عنوان اعتراف، بلکه به عنوان یک بازنگری حرفهای، میتواند نقطه آغاز تغییر باشد. پاسخ صادقانه به این پرسش، امکان خروج از چرخهای را فراهم میکند که هر بار با شدت بیشتری بازتولید میشود.
این پرسش، در واقع دعوتی است به بلوغ حرفهای؛ بلوغی که میپذیرد فضای مجازی بیرحم است، اما همزمان میداند که هر کنش میتواند این بیرحمی را تشدید یا تعدیل کند.
جمعبندی
شجاع خلیلزاده، بیتردید یکی از مدافعان شاخص فوتبال ایران است و گلایههای او از فضای پرتنش و توهینآمیز فوتبال، ریشه در واقعیتی تلخ دارد. با این حال، تکرار حضور نام او در کانون حاشیهها، پرسشی مشروع را پیش روی افکار عمومی میگذارد؛ پرسشی درباره نسبت میان قربانی بودن و مسئولیت حرفهای. فوتبال ایران برای عبور از چرخه تنش، نه تنها به اصلاح فضای مجازی، بلکه به خودآگاهی چهرههای اثرگذارش نیاز دارد. شاید پاسخ صادقانه شجاع خلیلزاده به پرسش سهم خود در این چرخه، بتواند آغازی باشد برای تغییر روایتی که سالهاست او را در مرکز منازعه نگه داشته است.
|