| به نقل از اقتصادنیوز، نیره توکلی جامعه شناس، موقعیت زنان را در بحران های اقتصادی یک سال اخیر روایت می کند؛ بحرانی که به گفته او فشارش کمر همه را می شکند، اما بیش از همه بر دوش زنانی سنگینی می کند که هم زمان باید نان آور باشند، مراقب خانواده بمانند و پاسخگوی انتظارات خانه و جامعه هم باشند. از نگاه او، زنان در خط مقدم مواجهه با تورم، بی ثباتی و شوک های بیرونی ایستاده اند؛ جایی که هر افزایش قیمت، پیش از آن که در آمارها دیده شود، در سفره و زندگی روزمره آنان احساس می شود. خانم توکلی! بحران های یک سال اخیر از جنگ دوازده روزه تا اعتراضات و قطعی اینترنت بین الملل برای دومین بار در یکسال گذشته چه بر سر اشتغال زنان آورده است؟ به نظر من باید آمارها را با دقت بررسی کرد. همواره تأکید من بر این بوده که هر آماری را همان طور که گفته می شود نپذیریم. بسیاری از این آمارها بستگی به دیدگاه دارد و اینکه با چه رویکردی ارائه شده است. از ابتدای انقلاب تاکنون کشور با بحران های مختلفی از جمله انقلاب، تحریم، جنگ و بحران های گوناگون مواجه بوده و در تمام این سال ها نیز آمارهایی منتشر شده که گاه محل تردید بوده است. برای مثال، در مقاطعی گفته شده وضعیت سواد زنان ایران در میان 148 کشور جهان در رتبه های پایین قرار دارد و مقایسه هایی با برخی کشورهای آفریقایی انجام شده است. بنابراین همواره باید در تحلیل آمارها دقت داشت. این گونه نیست که صرفاً گفته شود وضعیت بسیار بد است و باید آن را بی چون وچرا پذیرفت. در عین حال، واقعیتی وجود دارد و آن اینکه به ویژه از یک سال پیش تاکنون، با تورم شدید، بی ثباتی اقتصادی و شوک های بیرونی از جمله جنگ، اعتراضات و تحریم ها مواجه بوده ایم. ما در محاصره هستیم و این صرفاً یک تئوری توطئه نیست؛ آسیب پذیری وجود دارد. در چنین شرایطی، همواره گروه های آسیب پذیر بیشتر تحت فشار قرار می گیرند و در میان زنان و مردان، زنان همچنان آسیب پذیرترند. *براساس آمارها وضعیت اشتغال زنان در وضعیت رو به افول است و .... در 50 سال اخیر، خانواده های ایرانی در تربیت دختران بسیار تساهل نشان داده اند. زمانی بود که زنان را نان خور اضافی می دانستند و در بهترین حالت اجازه تحصیل تا شش کلاس به آن ها داده می شد، اما در این سال ها دختران به دانشگاه رفته اند، در کلاس های مختلف شرکت کرده اند و آمار دانشجویان دختر در ایران حتی از پسران بیشتر شده است. در حوزه هایی که محدودیت هایی وجود داشته، زنان بسیاری از این محدودیت ها را به فرصت تبدیل کرده اند. برای مثال، در حوزه های هنری مانند موسیقی، عکاسی و کارگردانی، زنان از همان سال های ابتدایی انقلاب فعالیت داشته اند. کلاس های آواز و موسیقی برقرار بوده و برخی از این فعالیت ها به مشاغل نسبتاً پردرآمد تبدیل شده است. حتی در مواردی مانند محدودیت های رانندگی، زنان به جای پذیرش انفعال، خود به مربی تعلیم رانندگی تبدیل شدند. در حوزه سینما نیز شاهد رشد کارگردانان زن بوده ایم؛ تا حدود هشت یا ده سال پیش، 12 زن کارگردان شاخص داشتیم که این آمار در مقایسه با برخی کشورهای منطقه قابل توجه بود. زن ها اولین کسانی اند که با شکم گرسنه روبه رو می شوند *با فرض پذیرش این نکات مثبت در شرایط زن ایران، چرا بازهم زنان در بحران ها آسیب پذیرترند؟با وجود این پیشرفت ها، چرا در بحران های اقتصادی، نخستین ضربه ها به زنان وارد می شود؟ این یک قانون همیشگی نیست که بگوییم در هر بحرانی حتماً اولین ضربه به زنان می خورد. در جنگ های جهانی اول و دوم، بحران ها موجب شد زنان به عرصه اجتماع وارد شوند و نیروی کارشان آزاد شود. اما در شرایط کنونی، زنان به دلیل چندوجهی بودن وظایفشان آسیب پذیرترند. زنان علاوه بر مسئولیت های شغلی، مسئولیت نگهداری از کودکان، مراقبت از والدین بیمار و مدیریت خانه را نیز بر عهده دارند. اگر هزینه ها افزایش یابد، فشار مضاعفی بر آن ها وارد می شود. از هر زن انتظار می رود خانه دار باشد و هم زمان اگر ناچار به کار کردن شود، این فشار چند برابر می شود. زنان اولین کسانی هستند که با شکم گرسنه کودک روبه رو می شوند؛ با خرید مایحتاج خانه، با تأمین حداقل هایی مانند برنج و ماکارونی. بنابراین وقتی تورم و بی ثباتی اقتصادی تشدید می شود، این فشار را مستقیم تر احساس می کنند. فساد سیستماتیک و توزیع ناعادلانه درآمدها *نقش ساختارهای اقتصادی در افزایش فشار بر زنان چیست؟ آیا می توان گفت بحران های اخیر مستقیماً به کاهش اشتغال زنان انجامیده است؟ اگر اقتصاد خانوار را در قالب یک واحد چندنفره در نظر بگیریم، این بحران ها به زن و مرد هر دو لطمه می زند. فساد سیستماتیک در توزیع درآمدها، خروج ارز، وام هایی که بانکداران به خودشان می دهند و پدیده هایی مانند پارتی بازی، همگی کمرشکن است. در چنین شرایطی، زنان سرپرست خانوار یا زنانی که تحت سرپرستی هستند، هر یک به نوعی بیشتر تحت فشار قرار می گیرند، زیرا وظایف آن ها چندگانه است و انتظارات اجتماعی نیز بالاست. همچنان با مسائل حقوقی مانند حضانت، ارث و نابرابری های قانونی هم مواجهیم. اگر قرار است مهریه کاهش یابد، باید برابری حقوقی در ازدواج و پس از آن نیز برقرار باشد. در تقسیم ارث نیز همچنان نسبت دو به یک برقرار است، در حالی که در عمل، بسیاری از مراقبت ها از والدین یا خانواده همسر بر عهده زنان است. فشار اقتصادی کمر همه را می شکند علاوه بر سیاست های اقتصادی داخلی، حجم گسترده ای از تبلیغات در شبکه های ماهواره ای وجود دارد که مدام القا می کند شما آینده ای در این کشور ندارید و باید مهاجرت کنید. این شبکه ها با تبلیغ سبک زندگی مصرفی، معیارهای رفاه را به سفرهای خارجی و خریدهای پرهزینه تقلیل می دهند و هم زمان سرمایه را به خارج از کشور هدایت می کنند. در حالی که کشور با بحران های واقعی مواجه است، نباید آدرس اشتباه داد. باید دید مسبب اصلی این تغییرات چیست و پیامدهای آن برای اشتغال زنان کدام است. در شرایط بحرانی کنونی، فشار اقتصادی کمر همه را می شکند. اگر توزیع عادلانه درآمدها، مبارزه با فساد و جلوگیری از خروج سرمایه مورد توجه قرار نگیرد، این روند ادامه خواهد داشت و طبیعی است که زنان، به دلیل موقعیت آسیب پذیرترشان، بیش از دیگران تحت تأثیر قرار گیرند. |