| به نقل از ایسنا، خرداد 1360 خبر اسارت سید علی اکبر ابوترابی بر سر زبان ها افتاد . یکی از اسرای مجروح مبادله شده این بشارت را به خانواده ابوترابی داد. زمانی که سیدعلی اکبر در استخبارات شکنجه می شد و هنوز نام او در فهرست ا سرا قرار نگرفته بود. محمود امان اللهی نیز هر روز شکنجه و به سلول ابوترابی منتقل می شد و ابوترابی دور از چشم نگهبانان عراقی از او پرستاری می کرد. همین کار سبب شده بود اعتمادشان به یکدیگر جلب شود. ابوترابی به او گفته بود که از نگهبانان عراقی شنیده این شخص قرار است تا چند روز دیگر آزاد شود. از این رو به او اعتماد کرده و بر تکه کاغذی، خبر سلامتی و زنده بودنش را اعلام می کند: من سیدعلی اکبر زنده هستم . این تنها مطلبی بود که ابوترابی بر کاغذ نوشت و به امان اللهی سپرد. او نیز با تبحر خاص خود تکه کاغذ را در شلوار جاسازی و از زندان استخبارات خارج می کند و به قزوین می رساند. شهید امان اللهی در قزوین ابتدا به شهربانی می رود و سراغ خانه آیت الله حاج سیدعباس ابوترابی را می گیرد. آیت الله ابوترابی پس از دیدار با وی و مشاهده دستخط تأیید می کند که این خط و امضای سیدعلی اکبر است و از همان جا به وسیله تلفن این خبر را به همسر سید علی اکبر در قم اطلاع می دهند و سپس راهی قم می شوند . از همین زمان مشخص می شود که سیدعلی اکبر ابوترابی زنده و در اسارت حزب بعث عراق است. آیت الله سیدعباس ابوترابی و سیداحمد صدر حاج سیدجوادی دو نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی بودند . آیت الله ابوترابی موضوع زنده بودن فرزندش را برای صدر حاج سید جوادی شرح می دهد. وی در زمان وزارتش بر دادگستری در دولت موقت در یک همکاری غیررسمی به عنوان مترجم زبان فرانسه بین آیت الله علی قدوسی - دادستان وقت کل کشور و نمایندگان صلیب سرخ جهانی حضور می یافت به همین دلیل با برخی از اعضای صلیب سرخ آشنایی داشت. صدر حاج سید جوادی به رایزنی پرداخت. ابتدا نامه ای از طرف خانواده ابوترابی برای سیدعلی اکبر تسلیم صلیب سرخ شد . هر چند جواب آن نامه دریافت نشد ولی پس از گذشت 10 ماه شکنجه و زندان، سیدعلی اکبر ابوترابی با شماره اسارت 2414 در زمره اسرای جنگی ثبت شد. در سلول های استخبارات ( اطلاعات ) حزب بعث عراق در 30 مهر 1360 نام هر یک از اسرا با جملاتی کوتاه خبر سلامتی خود را از رادیو بغداد به اطلاع می رساندند. پس از مدتی او نیز چنین کرد: بسم الله الرحمن الرحیم. من سیدعلی اکبر ابوترابی قزوینی اعزامی از قزوین و در کمال سلامت هستم. این پیام کوتاه را که چند مرتبه پیاپی تکرار شد، یکی از اهالی قزوین ضبط کرد و ماندگار شد. پس از این، نامه ها و عکس هایی بین خانواده و سید علی اکبر مبادله شد؛ هرچند زیر تیغ سانسور اعضای سازمان مجاهدین خلق حاضر در اردوگاه های عراق قرار می گرفت و گاهی تا مدتی طولانی به دست ابوترابی نمی رسید... . سیدعلی اکبر ابوترابی 26 آذر 1359 در عملیات شناسایی در تپه های الله اکبر به اسارت درآمده بود. شهید امان اللهی 17 خرداد 1379 به همرزمان شهیدش پیوست. برگرفته از کتاب پاسیاد پسر خاک ؛انتشارات سوره مهر. |