| صبح نو نوشت: معمولاً هر جنبش مقاومتی، یک طبقه سیاسی و دیپلماتیک همراه خود دارد تا از دستاوردهای میدانی در مسیر اهداف سیاسی استفاده کند. نمونه آن، ویتنام است که با حمایت چین و اتحاد جماهیر شوروی در برابر آمریکا جنگید و هنری کیسینجر پنج سال بهطور محرمانه با ویتکنگ در پاریس مذاکره کرد تا سرانجام در ژانویه 1973 به توافق برسد. دلیل موفقیت و پیروزی ویتنام، هماهنگی میان مقاومت و جریان سیاسی و دیپلماتیک مذاکرهکننده با آمریکا بود. اما مقاومت فلسطین در وضعیت پیچیدهای قرار دارد، زیرا تفکر مقاومت با تشکیلات خودگردان فلسطین متفاوت است. مقاومت معتقد است حتی اگر توازن قوا وجود نداشته باشد، تنها راه مقابله با اسراییل استفاده از قدرت است در حالی که تشکیلات، مذاکره را راهحل میداند مذاکرهای که اسراییل آن را ابزاری برای وقتکشی میداند. جمع میان این دو رویکرد عملاً ممکن نیست. منظور از «دیپلماسی مقاومت» این است که مقاومت علاوه بر مهارت نظامی، از توان سیاسی نیز برخوردار است و در میدان و عرصه دیپلماسی، همزمان پیروزیهایی به دست میآورد که به نمونههایی از این موارد اشاره میکنیم. پیروزی اول:تضعیف اسراییل نخستین بعد این پیروزی متوجه جامعه اسراییل است و هدفی راهبردی دارد؛ تضعیف و فروپاشی اسراییل. نمونه آن، صحنههای تحویل اسرا، پایبندی مقاومت به شروط خود، پخش پیامهای اسرا که از مقاومت تمجید و از دولت اسراییل انتقاد میکنند و مقایسه رفتار مقاومت با اسرا با وضعیت اسیران فلسطینی در زندانهای اسراییل است. پیروزی دوم:تردید آمریکا به آینده اسراییل اقناع آمریکا به این واقعیت که مقاومت از نظر نظامی پیروز است، با وجود حمایت واشنگتن از ارتش اسراییل. این مسئله موجب تردید آمریکا درباره آینده اسراییل شد و باعث شد واشنگتن بدون اطلاع اسراییل با حماس مذاکره کند. با این حال، این به معنای کنار گذاشتن اسراییل نیست، زیرا آمریکا همواره اسراییل را ابزار خود در منطقه میداند. در واقع اسراییل نسخه کوچکشده آمریکا در منطقه است و همانگونه که آمریکا بر پایه نابودی بومیان شکل گرفت، اسراییل نیز مسیر مشابهی را طی کرده است. پیروزی سوم:مذاکره آمریکا با یمن مذاکرات آمریکا با حوثیهای یمن بدون اطلاع اسراییل و توافقی که بر اساس آن حملات به اهداف آمریکایی متوقف شد اما محدودیت رفت و آمد کشتیهای اسراییلی ادامه یافت و این مسئله موجب خشم اسراییل شد. پیروزی چهارم:مذاکره آمریکا با حماس مذاکرات ترامپ با حماس برای آزادی یک سرباز دو تابعیتی آمریکایی-اسراییلی و بیاعتنایی این اسیر به نتانیاهو پس از آزادی. پیروزی پنجم:اختلاف نظر ترامپ و نتانیاهو دیدگاه متفاوت ترامپ نسبت به اسراییل زمانی که او در سفر به خلیج فارس اعلام کرد قصد دارد با قطع ارتباط ایران با مقاومت و حزبالله، این جریانها را تضعیف کند در حالی که نتانیاهو و اسراییل نگاه کاملا متفاوتی به گروه های مقاومت دارند. پیروزی ششم:مذاکره با ایران ترامپ بدون هماهنگی با اسراییل با ایران مذاکره کرد. او ضمن تهدید به تحریم، بر عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید کرد، اما برخلاف خواست اسراییل سخنی از حمله نظامی به میان نیاورد و ایران را به صلح و توسعه دعوت کرد. ترامپ کشورهای خلیج فارس را علیه ایران بسیج میکند، اما در عین حال به دنبال حلوفصل مسالمتآمیز مسئله ایران است و نمیخواهد این مسیر به جنگ ختم شود هرچند با این سیاست به تضعیف حمایت از مقاومت در فلسطین، لبنان، عراق و یمن میاندیشد. در نهایت باید گفت ترامپ از عملکرد اسراییل ناراضی است اما هرگز از حمایت از آن دست نخواهد کشید و فشاری جدی بر نتانیاهو وارد نمیکند اما همچنان برنامه عملیاتی خودش را دنبال میکند. |