| در روزهای اخیر مجموعهای از تحرکات هوایی، زمینی و اطلاعاتی در اطراف مرزهای غربی ایران رخ داده است که بسیاری از تحلیلگران آن را بخشی از معماری تازه تقابل رژیم صهیونیستی پس از شکست در جنگ 12روزه ارزیابی کردهاند. شواهد متعدد نشان میدهد که تلآویو تلاش کرده است از طریق پروازهای کنترلشده جنگندهها، جابه جایی نیرو تحت پوشش، عملیات روانی رسانهای و بهرهگیری از خاک عراق، فضای امنیتی جدیدی علیه ایران ایجاد کند و از این طریق ابتکار عمل را در عرصه نظامی بازپس گیرد. در چنین شرایطی، ضرورت دارد تصویر کامل میدان دیده شود و سپس براساس واقعیتهای موجود، راهبرد هوشمندانه ایران ترسیم شود. پروازهای قلقگیری یافتههای میدانی نشان میدهد رژیم صهیونیستی پیش از آغاز جنگ 12روزه چند بار جنگندههای خود را به سمت ایران به پرواز درآورد و آنها را در میانه مسیر بازگرداند. آخرین این پروازها تنها 24 ساعت پیش از شروع حمله انجام شد و در حالی که ارتش رژیم هشدارهایی درباره تهدید بنادر یمن منتشر میکرد، جنگندهها بهجای جنوب، به سمت شمالشرق حرکت کردند. این رفتار نشان داد تهدید یمن بیشتر جنبه انحرافی داشت و مسیر واقعی فشار، مرزهای غربی ایران را هدف قرار داد. پس از پایان جنگ نیز این الگو ادامه یافت و در روزهای اخیر جنگندههای رژیم چندین بار در مسیرهایی پرواز کردهاند که عمداً در دید رادارهای ایران قرار گرفته است. در مقابل، جنگندههای نیروی هوایی ارتش نیز به پرواز درآمدهاند و فضای تماس هوایی حساسی شکل گرفته است. این قلق گیری های مداوم نشان میدهد دشمن تلاش میکند هم سطح واکنش ایران را بسنجد و هم محیط را برای یک تقابل مدیریتشده آماده کند. تحرکات خطرناک در خاک عراق اما لایه مهمتر و نگرانکنندهتر ماجرا در زمین رخ داده است. طی روزهای گذشته، مجموعهای از جابه جاییها و استقرارهای نظامی در اقلیم کردستان عراق و مناطق نزدیک به مرز ایران صورت گرفته است. گزارشها از ورود چتربازهای آمریکایی به اربیل، استقرار آن ها در ارتفاعات مشرف به مرز ایران و اعزام نیروهای موساد با پوشش غیرنظامی به مناطق شمالی و جنوبی عراق حکایت دارد. حتی تصویری منتشر شده است که نشان میدهد نیروهای هوابرد آمریکا در ارتفاعات سرتک در استان سلیمانیه، تنها چند کیلومتر با مرز ایران فاصله گرفتهاند و با پیشمرگهها دیدار کردهاند. همزمان پروازهای پیدرپی هواپیماهای ترابری و سوخترسان آمریکایی از خلیج فارس به جنوب عراق و رفتوآمد هواپیماهای ناتو به شرق اردن شدت یافته است. این الگو با هدفگیری میدان گازی کورمور در سلیمانیه و آغاز موج رسانهای برای متهمسازی و بدبین کردن مردم عراق نسبت به ایران تکمیل شده است. چنین رفتاری نشان میدهد که طراحی گستردهتری در جریان است، طراحیای که چند هدف اصلی را دنبال میکند اول ایجاد فشار امنیتی، دوم ساختن بستر عملیات احتمالی و در نهایت متهمسازی ایران در افکار عمومی منطقه. پوشش سنتکام؛ لباس جدید افسران رژیم صهیونیستی واقعیت مهمتر آن است که این نخستین بار نیست که افسران ارتش رژیم صهیونیستی در پوشش نیروهای آمریکایی به خاک عراق منتقل شدهاند. از زمان انتقال تلآویو از مسئولیت یوروکام به سنتکام در سال 1399، حضور افسران رژیم در پایگاههای آمریکا افزایش یافته است و در فروردین 1402 نیز گزارشهایی منتشر شده بود مبنی بر این که برخی از این افسران با لباس و برچسب نیروهای سنتکام در پایگاههای عراق مستقر شدهاند. این الگو اکنون درحال تکرار است و حضور اسراییلیها در کنار چتربازهای آمریکایی، قطعه دیگری از پازل فشار علیه ایران را تشکیل داده است. چرا این تحرکات مهم است؟ مجموعه این دادهها تصویری روشن ارائه میکند. دشمن تلاش کرده است یک کمربند فشار در غرب ایران ایجاد کند. این کمربند از ارتفاعات شمال عراق تا پایگاههای جنوب عراق و از پروازهای تحریکآمیز در آسمان تا جنگ روانی رسانهای گسترده امتداد یافته است. هدف اصلی این کمربند، کاهش حاشیه امنیت ایران، ایجاد هزینه سیاسی برای تهران و فراهمکردن امکان اقدامهای محدود و کنترلشده در آینده است. در برابر چنین طراحیای، ایران باید سطحی از بازدارندگی هوشمندانه را حفظ کند که هم آمادگی کامل داشته باشد و هم در دام درگیری زودهنگام نیفتد. 3 محورِ بازدارندگی هوشمندانه محور نظامی: آمادهباش بالا بدون ورود به دام تحریک ایران باید آمادگی هوایی و زمینی خود را بهگونهای حفظ کند که هر تحرک دشمن بهدقت رصد شود و هر مسیر تهدیدی پوشش داده شود. تقویت دیوار دفاعی هوایی و زمینی در غرب کشور، استقرار یگانهای پهپادی در ارتفاعات مرزی و اجرای رزمایشهای واقعی از جمله اقداماتی است که باید با دقت ادامه یابد. با این حال، مدیریت سطح درگیری اهمیت بیشتری دارد و ایران باید از هرگونه اقدام شتابزدهای که در زمین دشمن تعریف شده است، پرهیز کند و بازی را در زمین خود مدیریت کند. محور سیاسی: فعالسازی بغداد و مهار بازی اقلیم دولت عراق براساس توافقات امنیتی موظف است از استفاده دشمنان ایران از خاک این کشور جلوگیری کند. تهران باید این مسئولیت را با صراحت و مستندات کامل به بغداد یادآوری کند و از آن بخواهد تحرکات مشکوک در اربیل و سلیمانیه را مهار کند. همزمان گفتوگوی نزدیک با احزاب کرد، استفاده از اهرمهای مرزی و اقتصادی و فشار سیاسی هدفمند میتواند بسیاری از بازیگران محلی را نسبت به پیامدهای پذیرش حضور موساد آگاه کند و فضا را برای بیثباتی بیشتر تنگتر کند. محور رسانهای و ادراکی: افشاگری کنترلشده و مدیریت روایت در فضای رسانهای باید روشن شود که حضور افسران رژیم صهیونیستی در پوشش نیروهای آمریکایی چگونه امنیت عراق را تهدید و چگونه اقلیم کردستان را به میدان عملیات دشمن تبدیل کرده است. اینجاست که نیاز به یک رسانه مثل الجزیره که بتواند روایت ایران را در منطقه در بین افکار عمومی منتشر کند بیش از پیش احساس میشود. افکار عمومی منطقه و حتی داخل عراق باید درک کند که تهدید اصلی، ایران نیست بلکه شبکهای است که تلاش میکند از خاک عراق برای بیثباتسازی منطقه استفاده کند. این روایت باید بر محور عقلانیت، حق دفاع مشروع و ضرورت امنیت جمعی منطقه استوار شود تا ایران از موضع دفاعی خارج شود و در جایگاه ستون امنیت منطقه قرار گیرد. خراسان |