به گزارش ورزش سه، تعویق جام ملتهای آسیا اتفاقی بود که با توجه به تحولات منطقهای و فشار برخی کشورهای شرق آسیا و استرالیا تا حد زیادی قابل پیشبینی به نظر میرسید. عربستان، میزبان رقابتها، تلاش زیادی برای حفظ زمان اولیه برگزاری مسابقات داشت، اما در نهایت نتوانست مقابل فشار کشورهای صاحب نفوذ در کنفدراسیون فوتبال آسیا مقاومت کند تا مهمترین تورنمنت ملی قاره یک سال به تعویق بیفتد. اتفاقی که حالا فوتبال ایران را نیز با معادلات تازهای مواجه کرده است. یک سال فرصت اضافه، یک سال مسئولیت بیشتر نخستین مسئله به قرارداد امیر قلعهنویی مربوط میشود. بر اساس توافقات قبلی، ادامه همکاری سرمربی تیم ملی با فدراسیون به عملکرد ایران در جام ملتهای آسیا و رسیدن به مراحل پایانی این مسابقات گره خورده بود. حالا با تغییر زمان برگزاری رقابتها، تکلیف قرارداد او نیز به یکی از پرسشهای مهم فوتبال ایران تبدیل شد. مهدی تاج روز گذشته در جمع خبرنگاران به این موضوع واکنش نشان داد و اعلام کرد قرارداد قلعهنویی با وجود تعویق جام ملتها یک سال دیگر تمدید خواهد شد. البته این به معنای تضمین حضور قطعی او روی نیمکت ایران در جام ملتها نیست و نتایج تیم ملی در فیفادیهای پیش رو میتواند در سرنوشت همکاری طرفین تأثیرگذار باشد. ایران در یک سال آینده چند فرصت مهم برای محک زدن خود خواهد داشت و عملکرد قلعهنویی در این مسابقات، بدون تردید در ارزیابی آینده او نقش تعیینکنندهای خواهد داشت. فرصت طلایی برای پوستاندازی اما شاید مهمترین مسئله، پروژه جوانگرایی تیم ملی باشد؛ مطالبهای که مدتهاست از سوی هواداران و اهالی فوتبال مطرح میشود. فاصله کوتاه جام جهانی تا جام ملتهای آسیا، تا حدی به قلعهنویی اجازه میداد برای حفظ استخوانبندی تیمش تلاش کند و از تغییرات گسترده پرهیز داشته باشد. اکنون اما شرایط متفاوت است. بررسی سنی بازیکنان در ویدئوکست ورزش سه نشان میدهد بیش از 20 بازیکن مهم و حاضر در ماتریس تیم ملی از هسته اصلی تیم ملی بالای ۳۰ سال سن دارند. با یک سال تأخیر بیشتر، بخشی از این نسل در آستانه جام ملتها شرایط سنی متفاوتی خواهد داشت. بنابراین قلعهنویی دیگر نمیتواند بدون توجه به آینده، صرفاً به حفظ ترکیب گذشته فکر کند. تیم ملی به خون تازه نیاز دارد و بازیکنان جوانی که مدتها پشت خط ماندهاند، باید فرصت بیشتری برای حضور در ترکیب پیدا کنند. البته عبور از بازیکنان باتجربه و محبوب، تصمیم سادهای نیست. کنار گذاشتن مستقیم چهرههایی که سالها پیراهن تیم ملی را پوشیدهاند، میتواند حاشیههایی به همراه داشته باشد. شاید به همین دلیل، نقش خود بازیکنان در تسهیل این انتقال نسلی اهمیت پیدا میکند. نسلی که همچنان رؤیای قهرمانی در جام ملتها را دنبال میکند و حضور در جام جهانی بهتنهایی نتوانسته عطش افتخارآفرینی آن را برطرف کند.   قدوس؛ چراغ اول را روشن کرد در این میان، خبر احتمال خداحافظی سامان قدوس از تیم ملی، یکی از مهمترین موضوعات مطرحشده در ویدئوکست است. بر اساس اطلاعات مطرحشده، این بازیکن حتی در صورت عدم برگزاری جام ملتهای آسیا نیز تصمیمی برای ادامه حضور در تیم ملی ندارد. تصمیمی که اگر نهایی شود، میتواند نخستین نشانه جدی از تغییر نسل در تیم ملی باشد. قدوس با تجربه حضور در فوتبال اروپا و پشت سر گذاشتن سالهایی در سطح بالای فوتبال، حالا ظاهراً به نقطهای رسیده که ادامه مسیر حرفهای خود را بدون حضور در تیم ملی دنبال میکند. خداحافظی از پیراهن ملی تصمیم کوچکی نیست، اما چنین اقدامی میتواند مسیر را برای بازیکنان جوانتر هموار کند و سایر باتجربهها را نیز به بازنگری در آینده خود وادارد. یک ضرورت دیگر؛ آشتی دو نیمکت در کنار این مسائل، فدراسیون باید برای ایجاد ارتباط مؤثر میان امیر قلعهنویی و یحیی گلمحمدی نیز برنامه مشخصی داشته باشد. حضور گلمحمدی در رأس تیم امید، ضرورت هماهنگی میان دو تیم را بیش از گذشته افزایش میدهد. هرچند درباره کیفیت ارتباط این دو مربی ابهاماتی مطرح شده و غیبت قلعهنویی در مراسم معارفه سرمربی جدید امیدها نیز به این گمانهها دامن زده است. با توجه به تمدید قرارداد قلعهنویی و فرصت تازهای که برای آمادهسازی تیم ملی ایجاد شده، تعامل میان دو کادر فنی اهمیت ویژهای دارد. فدراسیون باید با تدبیر و مدیریت مناسب، زمینه همکاری این دو مربی را فراهم کند تا تیم امید به رقیبی جداافتاده از تیم ملی تبدیل نشود و مسیر انتقال استعدادها به تیم بزرگسالان هموارتر شود. تعویق جام ملتها برای فوتبال ایران فقط تغییر یک تاریخ در تقویم مسابقات نیست فرصتی تازه برای اصلاح ساختار، جوانگرایی و بازنگری در مسیر تیم ملی است. حالا باید دید قلعهنویی و بازیکنان باتجربه چگونه از این فرصت استفاده میکنند. شاید چراغ اول را سامان قدوس روشن کرده باشد، اما روشن ماندن این مسیر به تصمیمهای بزرگتری نیاز دارد. |