| صبح نو: خلع سلاح تازهترین کلیدواژه ترامپ و نوچههای منطقهای در تقابل با جبهه مقاومت است که به منظور ایجاد درگیریهای تازه و جنگ داخلی خصوصا در لبنان و عراق دنبال میشود. پروژه حمله به پایگاههای حشدالشعبی در عراق و همزمان تاکید دولت این کشور بر ضرورت خلع سلاح گروههای مقاومت شیعی آن هم پس از سفر علی الزیدی به واشنگتن و دیدار با ترامپ کاملا هدفمند به نظر میرسد و نشاندهنده تلاش رییس جمهور تروریست آمریکا برای پیادهسازی یک الگوی مشابه در لبنان و عراق و البته نوار غزه است! دولت جدید عراق به ریاست الزیدی روز 30 سپتامبر را به عنوان آخرین مهلت تحویل سلاح همه گروهها و شبهنظامیان مسلح و انحصار کامل سلاح در دست نیروهای رسمی و قانونی کشور تعیین کرده است. طرح اجباری عراق، تاریخی مشخص برای خلع سلاح تعیین کرده است؛ یعنی 30 سپتامبر که تنها دو ماه دیگر به پایان میرسد. بر اساس این طرح، همه گروههای مسلح موظفاند تمامی سلاحهای متوسط و سنگین خود را تحویل دهند. دولت عراق دو گزینه پیش روی این گروهها قرار داده است: یا سلاح خود را به طور کامل تحویل دهند، یا به صورت کامل در نهادهای رسمی دولت ادغام شوند. دبیرخانه شورای وزیران عراق نیز اعلام کرده که هر سلاحی که پس از این تاریخ خارج از چارچوب نیروهای امنیتی رسمی باقی بماند، سلاحی غیرقانونی تلقی خواهد شد. همچنین کمیتهای عالی در دولت برای پیگیری این پرونده و نیز قطع ارتباط گروههای مسلح با «هیات حشد الشعبی» تشکیل شده است. در سوی دیگر طرح انحصار سلاح در دست دولت در لبنان که ارتش این کشور آن را تهیه کرده و با نام «سپر میهن» شناخته میشود، شامل پنج مرحله زمانی و جغرافیایی متوالی است. مرحله نخست که به منطقه جنوب رود لیتانی اختصاص داشت، از سپتامبر 2025 آغاز شد و تا پایان نوامبر همان سال ادامه یافت. مرحله دوم که منطقه میان رود لیتانی و رود اولی را در بر میگیرد، از ابتدای سال 2026 آغاز شد و برای اجرای آن چهار ماه زمان (با امکان تمدید) در نظر گرفته شد. مرحله سوم شامل بیروت و حومه آن است و به دلیل حساسیت سیاسی این منطقه، بر جمعآوری سلاح در پایتخت و اطراف آن تمرکز دارد. مرحله چهارم به منطقه بقاع اختصاص یافته و مرحله پنجم و نهایی نیز شمال لبنان و سایر مناطق را شامل میشود. در عراق، گروههای مسلح در برابر تصمیم دولت مواضع متفاوتی اتخاذ کردند. برخی گروههای برجسته مانند عصائب اهل الحق، کتائب امام علی و سرایا السلام با تصمیم دولت موافقت کرده و هماهنگی با کمیته مرکزی دولت را برای انحلال شاخههای نظامی و تبدیل شدن به تشکلهای سیاسی و مدنی آغاز کردهاند. در مقابل، گروههایی مانند کتائب حزبالله عراق و حرکت نجباء به طور کامل با تحویل سلاح مخالفت کرده و تأکید کردهاند که سلاح آنان «خط قرمز» است و به مسائل منطقهای و حاکمیتی مربوط میشود و قابل معامله نیست. در لبنان نیز رهبران حزبالله تصمیم دولت برای انحصار سلاح را «نوزادی مرده» توصیف کرده و دولت را به خدمت به دستورکارهای اربابان خارجی متهم کردند. شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله و دیگر رهبران حزب تأکید کردهاند که سلاح مقاومت خط قرمز است و نه تحویل داده خواهد شد و نه درباره خلع آن مذاکرهای صورت میگیرد، تا زمانی که اسراییل همچنان تهدیدی برای لبنان باشد. کدام ارتش؟ سوال اساسی این است که گروههای مقاومت در لبنان و عراق باید سلاحهای خودشان را به کدام ارتش تحویل دهند؟ حزبالله وظیفه دفاع از لبنان را به ارتشی بسپارد که در چهار دهه گذاشته چه در نبرد به اشغالگران اسراییل و اشغال جنوب چه در درگیری به داعش و گروههای تکفیری و سلفی همیشه متوسل به حزبالله شده و پیش از وقوع هر درگیری از منطقه خطر گریخته است؟ کدام فتحالفتوحی در طول تاریخ درگیریهای نیم قرن گذشته لبنان به نام ارتش این کشور ثبت شده و چه کسی است نداند که خلع سلاح حزبالله تلاش به منظور خلع سلاح لبنان است؟ در عراق هم پس از اشغال تا کنون وظیفه حافظت از خاک و جان و مال بر دوش حشدالشعبی بود همانطور که موصل با خیانت و عقبنشینی برخی از فرماندهان ارتش به دست داعش سقوط کرد و سربازان جان بر کف حشد بودند که با فرماندهی حاج قاسم وشهید ابومهدی عراق را از چنگ ارتش آمریکایی تکفیریها نجات دادند! حالا چه توطئهای در پس پروژه خلع سلح ترامپ پنهان شده که این ماموریت غیر ممکن را به دو دولت ضعیف لبنان و عراق واگذار کرده است؟ ترامپ ونتانیاهو تردید ندارند که نه دولتهای الزیدی و عون میتوانند خلع سلاح مقاومت را عملیاتی کنند و نه مقاومت تسلیم این پروژه آمریکایی اسراییلی خواهد شد. بر این اساس خروجی این طرح آغاز جنگ داخلی میان موافقان و مخالفان گروههای مقاومت در لبنان و عراق و حتی احتمال ورود ارتش به چنین درگیری هایی خواهد بود. در این بین البته شرایط ارتش و شیعیان عراق متفاوت است چرا که بخش قابل توجهی از نیروهای نظامی عراق حتی با دستور دولت حاضر به تقابل با حشدالشعبی نخواهند بود اما در لبنان ترامپ تلاش میکند علاوه بر ارتش از ظرفیت تروریستهای تکفیری مستقر در سوریه به منظور گشودن جبههای تازه علیه حزبالله استفاده کند که اگر جولانی این پیشنهاد را بپذیرد آتش یک جنگ خونین منطقهای روشن خواهد شد و نوچههای ترامپ توان حقیقی گروههای مقاومت را در ابعاد متفاوتی مشاهده میکنند. در نهایت توطئه خلع سلاح در ادامه پروژه تضعیف جبهه مقاومت و تضعیف ایران دنبال میشود و متاسفانه برخی از چهرههای سیاسی و دولتهای منطقه نیز به دلیل ضعف موقعیت و جایگاه خودشان به ابزار دستی در این پروژه تبدیل شدهاند اما پایگاه اجتماعی و قدرت عملیاتی مقاومت مانع از تحقق رویای ترامپ خواهد شد و رییس جمهور ایالات متحده رویای خاورمیانه بدون مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی را به گور خواهد برد. |