| روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود ملزومات پیروزی در جنگ با آمریکا و اسراییل را مطرح کرده است. در این بخش آمده است: ایران، چاره ای غیر از پیروز شدن بر دشمن در جنگی که آمریکا و اسراییل تحمیل کرده اند ندارد. پیروزی را می توان در دو بخش نظامی و سیاسی در نظر گرفت و به هر یک از این دو که کم هزینه تر باشد باید رضایت داد. پیروزی بدون برنامه و انضباط حاصل نمی شود. بنابراین برای قطعی و حتمی کردن پیروزی باید الزامات آن را فراهم کرد. علت اینکه ما علیرغم برخورداری از امکانات و زمینه های پیروزی بر دشمن، به نتیجه قطعی نمی رسیم و کار را یکسره نمی کنیم اینست که به الزامات پیروزی متلزم نیستیم. این الزامات را باید بشناسیم و به آن ها پای بندی نشان بدهیم تا بتوانیم پیروزی را تضمین کنیم. اولین الزام، هماهنگی بخش های مختلف حاکمیت است که در دوران جنگ می توان آن را در هماهنگی میدان و دیپلماسی متمرکز دانست. خطرناک ترین حالت اینست که هر یک از این دو تلاش کند خود را اصل و دیگری را فرع و تابع خود قرار دهد. در مقابل، موفقیت آمیزترین حالت اینست که نهایت هماهنگی را با همدیگر داشته باشند و با وحدت کلمه به تصمیم برسند. تجربه هم نشان داده هرجا میدان و دیپلماسی با هم به صورت متحد و هماهنگ عمل کردند موفقیت و پیروزی قطعی بود کمااینکه رقابت این دو با همدیگر و نرسیدن به وحدت کلمه نتیجه ای غیر از شکست و ناکامی نداشت. ما اکنون در حال جنگ با دو قدرت اتمی هستیم که به جدیدترین و پیشرفته ترین تجهیزات نظامی مجهز هستند و به همین جهت در حساس ترین مقطع تاریخ کشورمان قرار داریم و کمترین کوتاهی در زمینه وحدت کلمه، بزرگ ترین خسران را متوجه ایران و مردم ایران خواهد کرد. هیچکس نباید به این کوتاهی تن بدهد و ایران و ایرانیان را قربانی نگاه و نظر شخصی خود کند. همه باید به هماهنگی کامل میدان و دیپلماسی متلزم باشند تا زمینه پیروزی بر دشمن را فراهم نمایند. دومین الزام، مهار کردن افراطیون است. در جامعه ما افراطی ها از این نظر خطرناکند که خود را اسلام و انقلاب و دلسوزترین ها برای کشور می پندارند و حاضر نیستند دیگران را بپذیرند. این جماعت را با مناظره، نصیحت و پند و اندرز نمی توان از مسیر خطرناکی که در پیش گرفته اند برگرداند. متأسفانه تفکر افراطی این جماعت بر تصمیم گیری های کلان کشور سایه می اندازد و مصالح کشور و منافع ملی را به خطر می اندازد. مهار کردن این جماعت از اولویت برخوردار است و عقلای قوم باید برای آن به قطعیت برسند و کشور را از خطر افراط نجات دهند. و سومین الزام، منضبط ساختن رسانه ملی است. بی انضباطی در رسانه ملی از حد و مرز گذشته و کار به جایی رسیده که فلان مجری به خود اجازه می دهد به ساکنان کشورهای عرب همسایه بگوید وقت آنست که کشورهایتان را تخلیه کنید و بروید! معلوم نیست چه کسی قرار است عوارض منفی چنین دستورالعمل های ضدامنیتی را جبران کند. اصولاً تلویزیون رسمی یک کشور باید در سطحی از ادبیات سیاسی و اخلاقی عمل کند که با بنیادهای تمدنی، دینی و اجتماعی آن کشور متناسب باشد. اینکه تلویزیون رسمی نظام جمهوری اسلامی به مردم کشورهای عربی بگوید کشورهایتان را تخلیه کنید و به بادیه نشینی و شترسواری برگردید، از عجایبی است که هیچ عقل سلیمی آن را با شئون تمدنی، دینی و اجتماعی مردم ایران منطبق نمی داند. مجریان تازه کار و بی تجربه رسانه ملی از این قبیل معجزات و توصیه ها و نظریه های دشمن ساز، تفرقه افکن که مناسب ترین خوراک تبلیغاتی را برای دشمنان قسم خورده ما فراهم می کنند فراوان دارند. با وجود چنین مجریانی، دشمنان ما نیازی به ابزارهای تبلیغاتی برای مسموم کردن افکار عمومی علیه ایران ندارند. اعتراضات وزیر خارجه که از سانسور مصاحبه هایش در تلویزیون و اینکه رسانه ملی ساز خودش را کوک می کند گفت نیز فصل غم انگیز دیگری از شاهکار این رسانه است. رسانه ملی هرچه زودتر باید منضبط شود تا به جای دشمن تراشی بتواند به رسالت تأمین امنیت ملی که برعهده دارد عمل کند. ما با التزام به این لوازم است که می توانیم به پیروزی قطعی بر دشمن برسیم. دشمن را دست کم نگیرید و برای از پادرآوردنش، الزامات پیروزی را جدی بگیرید. |