| با وجود مشکلات و درگیری های رایج زندگی مدرن، عصر کنونی پیوندی جدایی ناپذیر با اضطراب دارد؛ با این حال نحوه مدیریت احساسات و عواطف می تواند کمک بزرگی به سلامت روان در سنین مختلف داشته باشد. به نقل از گاردین، ما در عصر اضطراب زندگی می کنیم؛ دورانی که در آن عدم قطعیت به بخشی جدایی ناپذیر از زیست روزمره تبدیل شده است. نظرسنجی بنیاد سلامت روان در سال 2023 نشان داد که از هر پنج بریتانیایی، یک نفر تقریباً تمام وقت یا اکثر اوقات دچار اضطراب است. آمارها در بخش کودکان نیز تکان دهنده است؛ تنها در انگلستان، روزانه 500 کودک برای درمان اضطراب به سیستم بهداشت و درمان ارجاع داده می شوند. اوون اوکین ، روان درمانگر و نویسنده کتاب معتاد به اضطراب ، این پدیده را یکی از اپیدمی های بزرگ قرن حاضر می نامد. او می گوید: اگر به تعریف کتابخانه ای اضطراب نگاه کنید، چیزی جز "عدم تحمل بلاتکلیفی" نیست. جهان امروز سرشار از تردید است و ذهن ما برای مقابله با این حجم از ابهام طراحی نشده است. اضطراب در واقع بخشی از مکانیسم بقای ما یعنی واکنش جنگ، گریز یا انجماد است. این سیستم قرار است ما را ایمن نگه دارد، اما مشکل زمانی آغاز می شود که این رابطه ناکارآمد شده و فرد در وضعیت هشدار و مراقبت همیشگی باقی می ماند. دکتر سیان ویلیامز ، روان شناس و مشاور، معتقد است: ما به اضطراب نیاز داریم، اما گاهی اوقات این حس شرایط را اشتباه برداشت می کند. وقتی حس می کنیم کنترلی نداریم، اضطراب بدترین سناریو را پیش روی ما می گذارد تا احساس آمادگی کنیم. جنگیدن با آن یا اجتناب از آن، نه تنها باعث از بین رفتنش نمی شود، بلکه آن را تشدید می کند. در ادامه، راهکارهای کارشناسان برای مدیریت این حس در مراحل مختلف زندگی را بررسی می کنیم. 1. دوران کودکی: عادی سازی به جای هراس اگر فرزندی دارید که علائم اضطراب نشان می دهد، وحشت نکنید. دکتر مردیت الکینز ، روان شناس بالینی در مدرسه پزشکی هاروارد، تأکید می کند که اضطراب در کودکان یک نقص شخصیتی نیست. کودکان به ویژه در دوره های گذار (مثل شروع مدرسه) این حس را تجربه می کنند. راهکار به جای اینکه به کودک القا کنید تجربه او نگران کننده است، احساسات او را تأیید و عادی سازی کنید. به او بگویید کاملاً قابل درک است که در روز اول مدرسه ترسیده باشد و بسیاری از بچه ها همین حس را دارند. اصرار بر دوری از موقعیت های اضطراب زا (اجتناب) فقط باعث تشدید مشکل در آینده می شود و فرصت یادگیری را از کودک می گیرد. چه زمانی نگران شویم؟ الکینز سه معیار را مطرح می کند: تداخل: اگر اضطراب مانع فعالیت های روزمره کودک یا خانواده شده است. پریشانی: اگر میزان ناراحتی کودک نسبت به سن و موقعیتش تناسب ندارد. تداوم: اگر این وضعیت بیش از چند هفته یا ماه طول کشیده باشد. 2. نوجوانی: الگوسازی و مدیریت فضای مجازی بسیاری از نوجوانان، اضطراب را به عنوان بخشی از هویت خود می بینند. دکتر الکینز معتقد است والدین باید به آن ها بفهمانند که این یک تشخیص دائمی یا ناتوانی نیست، بلکه دوره ای سخت است که قابل درمان است. راهکار والدین باید الگوسازی کنند. اگر شما به عنوان والدین بتوانید با ترس های خود (مثلاً صحبت در جمع یا انجام یک کار دشوار در محیط کار) روبرو شوید، به فرزندتان یاد می دهید که می توان با سختی ها کنار آمد. همچنین، درباره ریشه ترس ها با آن ها گفتگو کنید. بپرسید: دقیقاً از چه چیزی می ترسی؟ رد شدن در جمع دوستان یا شکست در امتحان؟ در مورد فضای مجازی، اگر حس می کنید این فضا باعث پریشانی نوجوان شده، باید گفتگوهای سختی را آغاز کنید و محدودیت هایی برای استفاده از آن قائل شوید. 3. اوایل بزرگسالی: نبرد با اخبار منفی و تنهایی نسل های زد (Gen Z) و آلفا (Gen Alpha) با جریان دائمی اخبار نگران کننده در شبکه های اجتماعی بزرگ شده اند. دکتر لورن کوک ، روان شناس بالینی، می گوید: مغز ما برای دریافت این حجم از اطلاعات منفی سیم کشی نشده است. علاوه بر این، فشارهای اقتصادی و تنهایی مفرط در این سنین بیداد می کند. راهکار سبک زندگی: تحقیقات نشان می دهد شکر و قهوه با افزایش التهاب در بدن، اضطراب را تشدید می کنند. 20 دقیقه تحرک روزانه و قرار گرفتن در معرض نور خورشید تأثیر شگرفی دارد. ارتباطات انسانی: نسل زد تنهاترین نسل نامیده شده است. گوشی را کنار بگذارید و دیدارهای حضوری ترتیب دهید. صرف وجود گوشی روی میز، سطح کورتیزول را بالا می برد. پذیرش اضطراب والدگری: برای کسانی که تازه بچه دار شده اند، نگرانی بخشی از عشق است. اما اگر این نگرانی فلج کننده شد، درمان های شناختی-رفتاری (CBT) و محافظت از زمان خواب بسیار کلیدی هستند. 4. میانسالی: نسل ساندویچی و تغییرات هورمونی افراد در میانسالی اغلب درگیر مراقبت همزمان از فرزندان نوجوان و والدین سالخورده هستند. در زنان، دوران پیش ویائسگی و یائسگی نیز با تغییرات هورمونی، آسیب پذیری روانی را افزایش می دهد. راهکار مدیریت علائم فیزیکی: اضطراب ناشی از گرگرفتگی می تواند ضربان قلب را بالا ببرد. درمان های هورمونی (HRT) یا روش های CBT می توانند این چرخه را بشکنند. مقابله با مه مغزی : برای کاهش فشار، از لیست های کاری استفاده کنید، محیط کار را خلوت کرده و از انجام همزمان چندین کار پرهیز کنید. شبکه حمایتی برای مردان: مردان در این سن اغلب با بحران هویت روبرو می شوند. اولویت دادن به دوستی ها و صحبت درباره احساسات، حتی اگر با درمانگر نباشد، برای سلامت روان حیاتی است. روش هایی مثل تنفس عمیق، غوطه وری در آب سرد و سپری کردن وقت با حیوانات خانگی نیز توصیه می شود. 5. سالمندی: ترس از زوال و تنهایی در سنین بالا، اضطراب سلامت و ترس از دست دادن عملکردهای شناختی یا افتادن و آسیب دیدن رایج است. این ترس ها اغلب منجر به خانه نشینی، کاهش تحرک و در نهایت انزوای اجتماعی می شود که خود اضطراب را تشدید می کند. راهکار شکستن تابوها: نسل های قدیمی تر ممکن است صحبت درباره سلامت روان را شرم آور بدانند. باید به آن ها اطمینان داد که اضطراب در دوران پیری بسیار شایع و قابل درمان است. بهره گیری از توانمندی های گذشته: برای تشویق سالمند به خروج از خانه، از علایق قدیمی او (مثل بافتنی یا باغبانی) استفاده کنید و او را در گروه های مشابه عضو کنید. هنر و موسیقی: سوگ در این سنین بسیار تکرار می شود و حس ناامنی ایجاد می کند. فعالیت هایی مثل خاطره نویسی، رقص یا آواز گروهی در گروه های کر می تواند به عنوان یک قطع کننده مدار عمل کرده و حس امنیت را به ذهن بازگرداند. اضطراب در هر سنی که باشد، نباید زندگی شما را مدیریت کند. از جستجوی نور صبحگاهی تا یادگیری هنر، نه گفتن به اخبار منفی، راه های زیادی برای بازپس گیری کنترل زندگی وجود دارد. به یاد داشته باشید که هیچ گاه برای شروع درمان یا تغییر عادت ها دیر نیست. منبع: فرارو |