| احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تحت عنوان حق من است! در یادداشت در کانال تلگرامی خود نوشت: چه تعداد از شهروندان شایسته و با لیاقت در این کشور، حق شان برای ورود به مجلس و دولت و دیگر نهادهای تأثیرگذار و مشاغل مناسب، پایمال و ضایع شده است؟ می دانیم که در شمار نمی گنجد! در کشور ما حتی کسانی در سطح اکبر هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی که اولی دست راست بنیانگذار جمهوری اسلامی و دومی برای سالیان دراز رییس یکی از قوای سه گانه بود، از حق ابتدایی ورود به رقابت انتخاباتی محروم شدند! پرسش اساسی در زندگی ما آدمیان این است که واکنش اصولی و معقول در برابر محروم شدن از یک حق روشن و انکارناپذیر توسط نظام های داخلی چه باید باشد؟ به دست گرفتن سلاح و اعلام جنگ مسلحانه و یا سنجش همه ی جوانب امر و در پیش گرفتن مسیری که آسیبی به کیان کشور و منافع ملی وارد نسازد؟ سازمان مجاهدین خلق مدعی است که در واکنش به تضییع برخی حقوقش در اوایل انقلاب اعلام جنگ مسلحانه کرده است! به فرض که ادعایش در باره ی تضییع حقوق اعضایش، از هر جهت درست و دقیق باشد، اما آیا صرف محرومیت از پاره ای حقوق، اعلام جنگ مسلحانه که کشوری را حدود دو سال غرق در ترور و کشتار و خونریزی و ناامنی و هزار مصیبت دیگر کرد، توجیه و مجاز می کند؟ نهضت آزادی ایران هم از بسیاری از حقوق تعریف شده اش در قانون اساسی محروم شد، چرا این گروه به راه سازمان مجاهدین خلق نرفت؟ حق و حقوق یک امر سلسله مراتبی است. برای به دست آوردن یک حق، نمی توان دست به اقدامی زد یا تصمیمی گرفت که هزاران حق مهمتر را پایمال کند! این موضوع را سربسته خطاب به عباس عراقچی نوشتم که به او یادآور شوم، هی دائم از حق ماست سخن گفتن، خود به خود هیچ کمکی به توجیه هیچ تصمیم سیاسی نمی کند! باید بر اساسِ منطق سلسله مراتب حقوق و حفظ و تحکیم منافع ملی با تکیه بر نتایج عینی آن از یک تصمیم دفاع کرد! آقای پزشکیان هم خرده عنایتی به این موضوع داشته باشد، راه دوری نخواهد رفت! |