| امروز مدیریت شهری از پیچیده ترین عرصه های حکمرانی است؛ به نحوی که در تهران با 450 مأموریت درهم تنیده، ده ها سازمان دولتی، شورا، نهاد نظارتی و ساختارهای سیاسی، همزمان بر سر اداره شهر، رقابت و همکاری می کنند. شهرداری ها در جهان، اغلب حکومت محلی و دارای استقلال مالی، اداری و سیاسی اند، اما در ایران، نهادی وابسته به دولت مرکزی است. همین شکاف، مدیریت یکپارچه شهری را به یکی از پُرمخاطره ترین موضوعات حکمرانی تبدیل کرده است؛ الگویی که اگر درست طراحی شود، عامل هماهنگی و کارآمدی است و اگر غلط اجرا شود، منشاء اختلاف، ناهماهنگی، ناکارآمدی، فساد و عدم پاسخگویی است. شهرداری تهران؛ نهادی با تعدّد مأموریت ها شهرداری به دلیل گستردگی وظایف، تقریباً با همه دستگاه ها در ارتباط است. بخشی از این رابطه، ناشی از اشتراک مأموریت ها و بخش مهم تر، وظایفی اند که می توانست برعهده شهرداری باشد، اما به سازمان های دولتی سپرده شده اند. در چنین ساختاری، جایگاه شهردار بسته به قدرت شورا، قوانین بالادستی و قابلیت های شخصی شهردار، در دو مدل زیر قابل تعریف است: شهردار مقتدر: با اختیارات کامل شهردار غیر مقتدر: با اختیارات محدود جایگاه شهرداری ها در جهان در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، شهرداری ها یک سطح مستقل حکومتی با اختیارات مشخص مالی، سیاسی و اجرایی اند، اما در ایران، شهرداری ها زیرمجموعه دولت مرکزی اند و استقلال واقعی ندارند و دخالت های دولت از طریق ساز و کارهای سیاسی، امنیتی، مالی و اداری، عملاً قدرت شهردار و شورا را محدود می کند. نقش حاکمیتی شهردار، شامل موارد زیر است: ■ رهبری سیاسی و اجتماعی شهر و ایجاد نماد دموکراسی محلی ■ تضمین رابطه مؤثر میان شورا و مدیریت اجرایی ■ حفظ ثبات سیاسی و اعتماد عمومی ■ طراحی استاندارد ارزش های رفتاری جامعه ■ بیان خواسته های عمومی و دفاع از منافع شهر اما در ایران، بخش قابل توجهی از این نقش ها، محدود و میان نهادهای مختلف تقسیم شده اند . شهرداری های موفق جهان برخی ویژگی های شهرداری های موفق به شرح زیر است: سنگاپور (مدیریت داده محور): مدیریت متمرکز و هوشمند، پلتفرم مرکزی حمل ونقل و پسماند، برنامه 20 تا 30 ساله و شایسته سالاری، نه سیاسی کاری. زوریخ (مدل مدیر اجرایی شورا): دموکراسی مشارکتی، شفافیت بودجه، مشارکت مردمی و استقلال مالی. کپنهاگ (شهر سبز جهان): هدف: شهر بدون کربن تا 2030، بودجه ریزی مشارکتی، حمل ونقل پاک و یکپارچه. سیاتل (مدل قوی شهردار شورا): نوآوری، عدالت اجتماعی، مدیریت بحران، هوش مصنوعی، انرژی پاک، شفافیت بودجه و عدالت اقتصادی. سئول (پیشگام مدیریت هوشمند شهری): هوش مصنوعی در حمل ونقل، آلودگی و امنیت و عدالت اجتماعی. ونکوور (زیست پذیرترین شهر دنیا): رفاه اجتماعی، شفافیت مالی، حمل ونقل پاک و گسترده و مشارکت مردمی. در برخی کشورها، شهرداری ها مسئولیت هایی دارند که در ایران برعهده دولت است ، مانند: امور اقتصادی، کاریابی و گردشگری، آثار باستانی، مدارس ابتدایی، راهنمایی و رانندگی، مالیات محلی، خدمات درمانی و بیمارستان ها، آب و برق و گاز، صدور شناسنامه، امور مهاجران، خانه سازی، توسعه اقتصادی، کنترل آلودگی، پلیس، امنیت شهر، مدیریت بحران و نظارت بر قیمت ها که این گستره، نشان می دهد شهرداری ها در جهان،حکومت محلی واقعی اند و شهردار به معنای واقعی، بالاترین مقام شهر محسوب می شود. یکپارچگی مدیریت شهری؛ فرصت یا تهدید؟ به دلیل پیچیدگی موضوعات شهری، اگر مدل درستی طراحی و اجرا شود، می تواند با هماهنگی میان دستگاه ها و جلوگیری از موازی کاری، مسائل و مشکلات و هزینه های مادی و معنوی شهر را کاهش دهد، اما اگر با اهداف سیاسی ،حزبی و بدون نظارت اجرا شود،چاقویی با دولبه خواهد شد که باعث کاهش پاسخگویی، افزایش فساد، تضعیف نظارت و تشدید نارضایتی می شود.مدیریت یکپارچه، زمانی مفید است که یکپارچگی شناختی، قانونی و نهادی وجود داشته باشد؛ نه صرفاً تجمیع اختیارات در یک نهاد. مدیریت یکپارچه شهری؛ چاقوی دولبه؟! این الگو، نه نسخه ای جادویی و نه تهدیدی قطعی است، بلکه ابزاری است که بسته به طراحی، اجرا و نظارت، می تواند شهر را نجات دهد یا به بحران بکشاند.در ایران، تا زمانی که شهرداری به عنوان حکومت محلی شناخته نشود، رابطه شورا و شهردار اصلاح نشود، اختیارات و مسئولیت ها، شفاف و قانونی تعریف نشود، داده محوری و شفافیت نهادینه نشود، شهردار پاسخگوی دوره مدیریتی خود نباشد و مشارکت واقعی مردم در تصمیم سازی ها شکل نگیرد؛ مدیریت یکپارچه، صرفاً انباشت و تمرکز قدرت خواهد بود تا هماهنگی کارآمد. بنابراین، الگوی یکپارچه مدیریت شهری، چاقوی دولبه ای است که تنها با طراحی دقیق، اجرای صحیح، نظارت قوی و شفافیت کامل، به ابزاری برای توسعه پایدار شهری تبدیل می شود. ناصر کمالی مشهود |