|
بدون تردید شرایط فعلی استقلال یکی از پرچالشترین مقاطع تاریخ معاصر این باشگاه پرطرفدار است؛ مقطعی که نهتنها نتایج ضعیف در زمین فوتبال، بلکه تصمیمهای مدیریتی، انتخابهای فنی و حتی حواشی انضباطی دست به دست هم دادهاند تا استقلال از جایگاه سنتی خود فاصله بگیرد. اظهارات تند و صریح کاپیتان سابق استقلال، تصویری شفاف از عمق نارضایتیها و انباشته شدن اشتباهات ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد بحران امروز، محصول یک تصمیم یا یک مربی نیست، بلکه زنجیرهای از خطاهای پیدرپی است.
نبود پیشرفت فنی استقلال از نخستین روزهای ساپینتو
از همان روزی که ریکاردو ساپینتو هدایت استقلال را بر عهده گرفت، نشانههای نگرانکنندهای در تیم دیده میشد. ترکیبها، تعویضها و حتی نگاه فنی او به بازیکنان، هیچگاه با استانداردهای باشگاه استقلال همخوانی نداشت. انتقاد اصلی پیشکسوتان این بود که استقلال نهتنها پیشرفتی نکرد، بلکه در بسیاری از مقاطع عقبگرد هم داشت. جذب بازیکنان خارجیای که از نظر بدنی آماده نبودند و حتی با اضافهوزن به تیم آمدند، سؤالهای جدی ایجاد کرد. بازیکنی که با قرارداد میلیاردی و عنوان حرفهای وارد استقلال میشود، باید از روز اول آماده رقابت باشد، نه اینکه نیازمند زمان طولانی برای رسیدن به فرم مطلوب باشد.
نقش جنجالی سیدورف و ابهام در جذب بازیکنان خارجی
یکی از نقاط تاریک این دوره، حضور کلارنس سیدورف بهعنوان چهرهای تأثیرگذار در تصمیمهای نقلوانتقالاتی بود؛ حضوری که از ابتدا با تردید و انتقاد همراه شد. قرارداد ۳۵۰ هزار یورویی با فردی که عملاً خروجی ملموسی برای استقلال نداشت، به نماد سوءمدیریت تبدیل شد. ادعای برگزاری دهها جلسه اینترنتی با سیدورف، آن هم در شرایطی که زبان مشترک مؤثری وجود نداشت، بیش از آنکه دستاوردی فنی باشد، به سوژهای برای انتقاد بدل شد. نتیجه این فرآیند، جذب بازیکنانی بود که نه در حد استقلال، بلکه به اعتقاد برخی حتی در سطح لیگهای پایینتر هم نبودند؛ بازیکنانی با قراردادهای سنگین که امروز بار مالی و فنی آن بر دوش باشگاه سنگینی میکند.
شکست تاریخی در آسیا و خدشهدار شدن اعتبار استقلال
استقلال همواره در آسیا تیمی قابل احترام بوده است؛ تیمی که رقبای عربستانی با احتیاط و احترام مقابلش صفآرایی میکردند. اما شکست سنگین آسیایی در دوره ساپینتو، یکی از تلخترین شبهای تاریخ باشگاه را رقم زد؛ شکستی که نهتنها نتیجه، بلکه نحوه بازی و چینش تیم، اعتبار استقلال را زیر سؤال برد. این ناکامی، آغاز زنجیرهای از نتایج ضعیف بود که روحیه تیم را فرسوده و اعتماد هواداران را خدشهدار کرد.
تصمیمهای عجیب فنی و شبهه در انگیزه سرمربی
در دیدارهایی مانند بازی با الحسین، ترکیبی به میدان فرستاده شد که عملاً استقلال را با توان کمتر وارد مسابقه کرد؛ تصمیمی که حتی شائبههای نگرانکنندهای ایجاد کرد. وقتی تعویضها در دقایق پایانی و بدون تأثیر انجام میشود و بازیکنان کلیدی نیمکتنشین میمانند، این پرسش به وجود میآید که آیا سرمربی واقعاً به دنبال تغییر جریان بازی بوده است یا خیر. این ذهنیت که شاید ساپینتو بهدنبال برکناری و دریافت مطالبات خود بوده، محصول همین تصمیمهای غیرقابل توجیه است؛ بهویژه حالا که خبر تهدید او به شکایت در صورت عدم پرداخت مطالباتش منتشر شده است.
تغییر فضای تیم پس از جدایی ساپینتو
یکی از نکات قابلتوجه، تغییر محسوس فضای استقلال بلافاصله پس از جدایی ساپینتو بود. به گفته کارشناسان و پیشکسوتان، بازیکنان در زمین آزادتر بازی میکردند، پاسها روانتر بود و فشار روانی کمتری بر تیم حاکم شد. این تغییر ناگهانی، نشان میدهد که تیم از نظر ذهنی تحت فشار شدیدی قرار داشت و رفتن سرمربی، بخشی از این فشار را کاهش داد. همین مسئله باعث شده بسیاری از اهل فن، تصمیم مدیریت برای قطع همکاری را اقدامی درست، هرچند دیرهنگام، بدانند.
بازگشت بختیاریزاده و ضرورت ثبات روی نیمکت
سهراب بختیاریزاده نامی آشنا برای استقلال است؛ مربیای که شناخت عمیقی از فضای باشگاه دارد. پیشکسوتان معتقدند او از ابتدا نباید از استقلال جدا میشد و ادامه کار با او و محمد نوازی میتوانست مانع بسیاری از بحرانها شود. حالا که بار دیگر مسئولیت به او سپرده شده، تنها راه نجات استقلال، حمایت کامل از این کادر و پرهیز از تغییرات شتابزده است. استقلال هنوز در دو جام شانس دارد و با ثبات نسبی میتوان امیدوار بود حداقل یکی از این فرصتها به جام ختم شود.
انضباط تیمی؛ خط قرمزی که نباید شکسته شود
درگیریهای اخیر در تمرین و کنار گذاشته شدن چند بازیکن، بار دیگر اهمیت انضباط را یادآور شد. استقلال برای عبور از بحران، نیازمند نظم آهنین است؛ نظمی که بدون توجه به نام و سابقه بازیکنان اجرا شود. ارجاع مسائل انضباطی به کمیته مربوطه و برخورد یکسان با همه نفرات، اقدامی حرفهای و ضروری است. بازیکن حرفهای باید بداند که پیراهن استقلال، تعهد و مسئولیت میآورد و بینظمی جایی در این باشگاه ندارد.
ضعفهای مدیریتی در پرونده نازون
ماجرای سفر بدون هماهنگی نازون، نمونهای روشن از ضعف مدیریتی است. قوانین جدید فیفا، کفه ترازو را به سود بازیکنان سنگین کرده و باشگاهها تنها با قراردادهای هوشمندانه میتوانند از حقوق خود دفاع کنند. درج بندهای انضباطی و امکان فسخ در صورت تخلف، ضرورتی انکارناپذیر است. استقلال میتوانست با گزارش بهموقع خروج غیرمجاز یا حتی جلوگیری از سفر، از بروز مشکلات بعدی جلوگیری کند؛ مسائلی که بارها درباره آن هشدار داده شده اما جدی گرفته نشده است.
تمرینات بسته و فاصله گرفتن از هواداران
یکی دیگر از معضلات استقلال، بسته بودن تمرینات است؛ تصمیمی که بهزعم پیشکسوتان، انگیزه بازیکنان را کاهش داده است. حضور هواداران در تمرین، همواره عاملی برای افزایش تعهد و تلاش بازیکنان بوده است. وقتی تمرین در معرض دید هزاران هوادار برگزار میشد، بازیکن جایی برای کمکاری نداشت. امروز اما این پیوند قطع شده و تیم از انرژی سکوها حتی در تمرین هم محروم است.
نگاه به آینده و آزمون دشوار مقابل فجرسپاسی
دیدار پیشرو مقابل فجرسپاسی، آزمونی جدی برای استقلالِ بختیاریزاده است. تیمی با هدایت پیروز قربانی که با انگیزه و نتایج قابلقبول پا به میدان میگذارد. برای عبور از این چالش، استقلال نیازمند دوندگی بیشتر، پرس از جلو و تمرکز کامل است. تیمهای پایین جدول برای امتیاز گرفتن میجنگند و کوچکترین اشتباه فردی میتواند سرنوشت بازی را تغییر دهد.
جمعبندی
آنچه امروز استقلال با آن مواجه است، حاصل سالها تصمیمگیری نادرست، بیثباتی مدیریتی و انتخابهای فنی اشتباه است. جدایی ساپینتو اگرچه بخشی از فشار را کم کرده، اما راه بازسازی طولانی و دشوار است. تنها با ثبات، انضباط، مدیریت حرفهای و بازگشت اعتماد هواداران میتوان امید داشت استقلال دوباره به جایگاه واقعی خود بازگردد و از این مقطع بحرانی عبور کند.
|