| به نقل از روزنامه اطلاعات وقوع چند قتل خانوادگی در نقاط مختلف کشورمان فقط در یک ماه گذشته، بار دیگر زنگ خطر خشونت پنهان در روابط خانوادگی را به صدا درآورده، حوادثی که از مشاجره و اختلافات در کانون خانواده آغاز می شود و در سایه خشم های پنهان به مرگ چند عضو خانواده می انجامد. تکرار چنین رویدادهایی نشان می دهد که خشونت های خانوادگی فقط درگیری های لحظه ای نیست، بلکه حاصل انباشت تنش ها، نبود مهارت حل تعارض و گاهی نادیده گرفتن هشدارهای اولیه است، مسأله ای که اگر مدیریت نشود، می تواند به جنایت منجر شود. اقدام به خودکشی داماد خانواده پس از قتل پدرزن و همسر در اصفهان، شوهرکشی با همدستی فرزند دختر در استان تهران، قتل یک پزشک با دستور همسرش و سرانجام خودکشی داماد پس از قتل 3 عضو خانواده همسر از جمله قتل های فجیع خانوادگی است که طی یک ماه گذشته به وقوع پیوسته است. این پرونده ها اکنون در محاکم قضایی در دست بررسی قرار دارد تا از لحاظ کیفری مورد رسیدگی قرار گیرد و سرانجام هم مختومه شود؛ اما به اعتقاد کارشناسان نباید اینگونه جنایت ها پس از پایان تحقیقات قضایی و پلیسی به دست فراموشی سپرده شود؛ بلکه ورود جرم شناسان و روان شناسان به این پرونده ها ضروری است تا بتوان ضمن بهره گیری از نتایج کاوش های فنی و تخصصی، از تکرار آنها جلوگیری کرد. اقتصاد، فرهنگ و روان؛ مثلث پنهان خشونت ها یک جرم شناس راه های پیشگیری از خشونت در خانواده ها در گفتگو با اطلاعات تأکید کرد: خشونت های خانوادگی و اجتماعی را نمی توان صرفاً به یک عامل یا یک تصمیم ناگهانی کاهش داد. بسیاری از جرم شناسان، جامعه شناسان و آسیب شناسان اجتماعی بر این باورند که خشونت، محصول یک روند فرسایشی و تدریجی است؛ روندی که از مشکلات اقتصادی آغاز و در فرهنگ و رسانه بازتولید می شود و در نهایت در روان فرد و خانواده فوران می کند. پیمان حاج محمد عطار با اشاره به این که سال ها قبل اقتصاددانان بر این باور بودند که اقتصاد زیربناست ، ادامه داد: امروز همین گزاره در حوزه جرم شناسی و روان شناسی اجتماعی هم بازتعریف شده است . تحقیقات نشان می دهد که بخش قابل توجهی از جرائم و به ویژه جرائم خشونت بار، در مشکلات اقتصادی مانند بیکاری، تورم، گرانی، نبود درآمد کافی، و به ویژه شکاف عمیق طبقاتی در کلان شهرها ریشه دارد. وی با بیان این که عدم تطابق بافت جمعیتی شهرها با نیازهای واقعی مردم از اشتغال و مسکن گرفته تا آموزش، بهداشت و درمان فشار مضاعفی بر قشرهای گوناگون جامعه وارد کرده است، اظهار داشت: این فشارها بیش از همه متوجه نوجوانان و جوانانی است که نیازهای طبیعی، عاطفی و اجتماعی شان در جامعه بی پاسخ مانده است که نتیجه آن، پریشانی روان، سرخوردگی و در بسیاری موارد رفتارهای خشونت بار است که تلاشی ناکارآمد برای جبران ناکامی هاست. خشونت فقط در خانواده های فقیر رخ نمی دهد این جرم شناس تصریح کرد:البته رفتارهای خشونت بار را صرفاً نباید به خانواده های کم درآمد محدود کرد و اگرچه آمار نزاع های خیابانی، ضرب وجرح ها و درگیری های جمعی در مناطقی با ساکنان فرودست بالاست، اما خشونت در خانواده های مرفه هم به شکل های دیگر بروز می کند. حاج محمدعطار با تأکید بر این که بررسی پرونده های قضایی و آمار سازمان زندان ها نشان می دهد در مواردی از قتل های عمد متهم هیچ سابقه کیفری نداشته و بدون قصد قبلی، صرفاً بر اثر یک بحران مالی، عاطفی یا اخلاقی مرتکب قتل شده است، افزود: در خشونت های خانوادگی هم ناتوانی سرپرست خانواده در تأمین حداقل های زندگی به ویژه در شرایط اقتصاد تورمی و فشارهای اقتصادی به افزایش تنش، درگیری های لفظی و نهایتاً خشونت های فیزیکی زوجین یا والدین و فرزندان منجر می شود که در چنین شرایطی، حتی توقعات به ظاهر موجه خانواده ها، وقتی با امکان واقعی تأمین همخوانی ندارد، به عامل تشدیدکننده خشونت بدل می شود. این حقوقدان افزود: تحقیقات میدانی در مناطق مرفه نشین تهران و دیگر کلانشهرها نشان می دهد که بسیاری از خانواده های ساکن این مناطق تا چند سال قبل در شهرها یا روستاهای محروم زندگی می کردند و افزایش ناگهانی قیمت زمین و مسکن، نبود نظارت مؤثر و رانت های اقتصادی سبب شده است برخی از آنان بدون آمادگی های فرهنگی و روانی، به ثروت های کلان دست یابند. حاج محمدعطار با اشاره به این که این ثروت های بادآورده، زمانی که بدون آموزش، فرهنگ سازی و ظرفیت سازی وارد خانواده ها شود، زمینه ساز آسیب های جدی خواهد شد، اظهار داشت: مصرف گرایی افراطی، روابط ناسالم فردی و اجتماعی، گرایش به مصرف مواد مخدر و الکل و فروپاشی روابط خانوادگی از پیامدهای این وضع است و در واقع، توزیع نامتوازن و نامشروع ثروت، زمینه را برای وقوع عوامل جرم زا فراهم می کند. نقش رسانه ها در ساخت یا تخریب الگوها وی تصریح کرد: تبلیغات گسترده درباره کالاهای لوکس، خانه های بزرگ، خودروهای گران قیمت و سبک زندگی غیرواقعی از سوی رسانه های گروهی به ویژه رسانه ملی، توقعات کاذب در میان بینندگان را ایجاد می کند و وقتی خانواده ای که توان اقتصادی محدودی دارد، مدام با این تصاویر روبرو می شود، پدیده چشم و هم چشمی شکل می گیرد؛ پدیده ای که به اختلافات خانوادگی، طلاق، روابط پنهانی و حتی جرائم اقتصادی مانند اختلاس و رشوه خواری دامن می زند. این آسیب ها محدود به یک طبقه خاص جامعه نیست و هم در طبقات فرودست و هم در طبقات مرفه هم دیده می شود. حاج محمد عطار ادامه داد: از منظر فرهنگی، یکی از عوامل تشدیدکننده خشونت ها، تضاد آشکار گفتار و رفتار الگوهای اجتماعی است . وقتی جامعه از کودکی با الگوهای قناعت و ساده زیستی بزرگان دینی آشنا شود، اما در عمل شاهد زندگی اشرافی برخی مسئولان و چهره های مرجع باشند، دچار سرخوردگی و بی اعتمادی خواهند شد که این تضاد، به ویژه برای جوانان، مخرب است. وقتی آرمان ها فرو می ریزند، کنترل های درونی اخلاقی و اجتماعی هم تضعیف می شود و زمینه برای رفتارهای پرخاشگرانه و مجرمانه فراهم می شود چرخه معیوب خشونت در خانواده دکتر فربد فدایی روانپزشک هم در این باره به اطلاعات گفت: فقط زمینه های زیستی نمی توانند فرد را مستعد پرخاشگری کنند، بلکه مشاهده خشونت هم به یادگیری و بازتولید آن می انجامد. وی تأکید کرد: این موضوع در خانواده به روشنی دیده می شود؛ والد پرخاشگر، ناخواسته این رفتار را به فرزند خود می آموزد و به این ترتیب چرخه ای معیوب شکل می گیرد که هر موج خشونت، موج های بعدی را هم به همراه می آورد. فدایی درباره نقش فقر و محرومیت در بروز خشونت توضیح داد: محرومیت با افزایش آسیب پذیری و استرس همراه است و عواملی مانند بیکاری، تبعیض، اعتیاد و فقر از زمینه های اجتماعی مهم وقوع خشونت محسوب می شوند، همچنین محدود کردن ارتباطات هم از عوامل تنش زاست که می تواند فشار روانی ایجاد کند و به رفتارهای پرخاشگرانه بیانجامد . وی افزود: مصرف الکل، مواد مخدر و محرک ها هم با افزایش خشونت همراه است، همچنین گاهی اختلالات شخصیتی در بروز پرخاشگری نقش دارند و در مواردی دیگر شرایط اجتماعی مانند تحقیر و تبعیض عامل اصلی اند؛ اما باید پذیرفت که در بیشتر موارد پرخاشگری بیماری محسوب نمی شود، بلکه واکنشی به شرایط دشوار و تحمل ناپذیر زندگی است. فدایی درباره فشارهای اقتصادی و اجتماعی هم اظهار داشت: توان انسان در برابر فشارهای گوناگون نامحدود نیست و بار توان فرسا می توانند سازوکارهای دفاعی را ضعیف کند و به اضطراب، افسردگی و پرخاشگری منجر شود. وی خشونت خانگی را پدیده ای دانست که می تواند همه اعضای خانواده، از زن و شوهر گرفته تا فرزندان و سالمندان، را دربر گیرد و که حتی می تواند این خشونت عاطفی، جسمی یا جنسی باشد و حتی بی توجهی به سالمندان یا محروم کردن آنان از دیدار نزدیکان هم مصداقی از خشونت دانست و اضافه کرد: این خشونت ممکن است آشکار یا پنهان باشد و در برخی روابط زناشویی به شکل تحقیر، بی توجهی یا سهل انگاری در مسئولیت ها بروز کند. فدایی پیامدهای خشونت خانگی را هم جسمی و هم روانی دانست و گفت: این خشونت از جراحت های بدنی گرفته تا اضطراب، افسردگی و گرایش به مصرف مواد مخدر را می تواند رقم بزند. وی با اشاره به این که خشونت در سطح اجتماعی سبب گسترش بی اعتمادی، انزوا و احساس بی ارزشی می شود، افزود: حتی بدرفتاری با جانوران ،در برخی کودکان نشانه ای از تجربه یا مشاهده خشونت خانگی است؛ زیرا کودک با همانندسازی با والد خشن، رفتار پرخاشگرانه را بازتولید می کند. این روانپزشک تأکید کرد: درمان و اصلاح خشونت نیازمند بررسی دقیق عوامل زیستی، روانی و اجتماعی در هر فرد است و روان درمانی، درمان دارویی، مداخلات خانواده محور و آموزش مهارت های کنترل خشم می توانند در کاهش خشونت مؤثر باشند. فدایی معتقد است تا زمانی که خشونت در برخی تولیدات فرهنگی تقدیس یا در سطح جهانی تأیید شود، پرخاشگری همچنان بازتولید خواهد شد که آموزش مهارت گفتگو و حل مسأله از دوران کودکی ، از مهم ترین راهکارهای پیشگیری از خشونت است. |