| هواپیمای او اکنون برفراز یونان است. این هشتمین دیدار ترامپ و نتانیاهو در یکسال اخیر است. هفت مرتبه در آمریکا و یک مرتبه در اسراییل، دیدار بین ترامپ و نتانیاهو برگذار شده است.  نتانیاهو در آمریکا؛ دیپلماسی تهران–واشنگتن زیر سایه لابیگری تلآویو همزمان با آغاز دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسراییل راهی واشنگتن خواهد شد تا بار دیگر بر مسیر این گفتوگوها اثر بگذارد. این سفر در شرایطی انجام میشود که فضای مذاکرات شکننده است و تلآویو میکوشد با فعالسازی لابی سیاسی و امنیتی خود، دیپلماسی تهران–واشنگتن را به حاشیه براند. به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، همزمان با آغاز دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژِیم اسراییل راهی ایالات متحده شد تا با دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا دیدار کند؛ سفری که زمانبندی آن که به ادعای آکسیوس، یک هفته به جلو انداخته شده است، بار دیگر پیوند مستقیم تلآویو با پرونده گفتوگوهای هستهای و امنیتی تهران–واشنگتن را برجسته کرده است. حضور نتانیاهو در واشنگتن، بیش از آنکه یک دیدار دوجانبه معمول تلقی شود، تلاشی هدفمند برای اثرگذاری بر مسیر و دستور کار مذاکرات ارزیابی میشود. نخستوزیر اسراییل که از مخالفان سرسخت هرگونه توافق میان ایران و آمریکا بهشمار میرود، اینبار نیز با مجموعهای از دغدغههای امنیتی و خطوط قرمز اعلامی وارد کاخ سفید میشود؛ دغدغههایی که شامل محدودسازی برنامه هستهای ایران، مهار توان موشکی و نقش منطقهای تهران است. نتانیاهو در مقاطع پیشین نشان داده که از ابزار فشار سیاسی و رسانهای برای تحتتأثیر قرار دادن تصمیمسازان آمریکایی در این پرونده استفاده میکند. این سفر در شرایطی انجام میشود که فضای مذاکرات ایران و آمریکا همچنان شکننده و متاثر از بیاعتمادی بیشمار است و همزمان، فشار لابی صهیونیستی بر دولت آمریکا برای سختگیری بیشتر افزایش یافته است. از این منظر، دیدار نتانیاهو و ترامپ میتواند به یکی از متغیرهای تعیینکننده در سرنوشت دور جدید گفتوگوها تبدیل شود؛ متغیری که یا بر پیچیدگی مسیر مذاکره میافزاید یا تلاش میکند چارچوب آن را از بیرون بازتعریف کند. سابقه کارشکنی نتانیاهو در مسیر دیپلماسی تهران–واشنگتن بنیامین نتانیاهو در بیش از یک دهه گذشته، به یکی از ثابتترین مخالفان هرگونه مسیر دیپلماتیک میان ایران و آمریکا تبدیل شده و همواره کوشیده با مداخله مستقیم در سیاست داخلی واشنگتن، روند گفتوگوها را مختل کند. از سخنرانی جنجالی او در کنگره آمریکا علیه توافق هستهای گرفته تا رایزنی پشتپرده با دولتهای مختلف آمریکا، نخستوزیر اسراییل همواره تلاش کرده دیپلماسی را جایگزین فشار، تهدید و حتی گزینه نظامی نکند، بلکه آن را از دستور کار خارج سازد. آخرین نمونه از این کارشکنیها، گزارشها و افشاگریهایی است که از نقش مستقیم نتانیاهو در تحریک دونالد ترامپ به حمله نظامی علیه تاسیسات هستهای ایران حکایت دارد؛ اقدامی که در اوج تنشها و همزمان با تلاشها برای احیای کانالهای مذاکره مطرح شد. این رویکرد، نهتنها نشاندهنده بیاعتمادی عمیق تلآویو به هرگونه توافق دیپلماتیک است، بلکه بیانگر راهبردی است که در آن، تشدید بحران و سوق دادن واشنگتن به گزینههای پرهزینه نظامی، بر هر مسیر سیاسی و مذاکرهمحور ترجیح داده میشود. دیپلماسی زیر سایه فشار؛ تلاش تلآویو برای بازتعریف معادله مذاکرات در حالی که دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در فضایی شکننده و سرشار از بیاعتمادی دنبال میشود، تلآویو میکوشد این گفتوگوها را از یک مسیر دیپلماتیک قابل مدیریت خارج کرده و به مسئلهای امنیتی با قرائت و تعریف اسراییلی تبدیل کند. راهبرد بنیامین نتانیاهو در این مقطع، صرفا مخالفت علنی با مذاکره نیست، بلکه خواهان اعمال فشاری چندلایه برای تغییر دستور کار و مختصات مذاکرات است؛ فشاری که با برجستهسازی تهدید، القای فوریت بحران و تضعیف کارآمدی دیپلماسی اعمال میشود. در این چارچوب، دیدارها و رایزنیهای پیدرپی مقامات اسراییلی با تصمیمسازان آمریکایی، با هدف تحمیل شروطی فراتر از موضوع هستهای و گرهزدن روند گفتوگوها به مؤلفههای موشکی و نقش منطقهای ایران دنبال میشود. چنین رویکردی عملاً تلاش میکند مذاکرات را از مسیر محدود و مشخص خود خارج کرده و آن را به فرآیندی پیچیده، فرسایشی و بیسرانجام تبدیل کند؛ مسیری که احتمال دستیابی به توافق را کاهش داده و فضای مانور دیپلماتیک را تنگتر میسازد. از این منظر، فشار تلآویو نهتنها معطوف به تهران، بلکه بیش از پیش متوجه واشنگتن است؛ فشاری برای بازگرداندن آمریکا به منطق «قدرت سخت» و دور کردن آن از گزینههای سیاسی که نتیجه این راهبرد، سایهافکندن تهدید و بیثباتی بر مذاکرات و تلاش برای بازتعریف معادله گفتوگو بهگونهای است که دیپلماسی همواره در حاشیه بماند و گزینههای پرهزینه، در متن تصمیمسازی قرار گیرند. شتاب دیپلماتیک؛ پاسخ تهران به فشارهای بیرونی در جمعبندی روندهای جاری، یکی از مهمترین درسهای تحرکات همزمان تلآویو و واشنگتن آن است که خلأ زمانی و ابهام در مسیر مذاکرات، مهمترین فرصت برای لابیگری و مداخله بازیگران مخالف دیپلماسی ایجاد میکند. تجربه سالهای گذشته نشان داده هرگاه گفتوگوها دچار تعلیق، کندی یا پیامهای متناقض شده، نتانیاهو و متحدانش توانستهاند با پررنگکردن گزینههای سخت، فضای تصمیمسازی آمریکا را تحتتاثیر قرار دهند. در چنین شرایطی به نظر میرسد که شتاببخشیدن به روند دیپلماسی برای تهران نه یک انتخاب تاکتیکی بلکه ضرورتی راهبردی است. تسریع در مذاکرات، ارائه ابتکارات مشخص و حفظ کانالهای فعال گفتوگو میتواند میدان مانور لابی صهیونیستی را محدود کرده و هزینه سیاسی هرگونه کارشکنی بیرونی را افزایش دهد. هرچه مسیر دیپلماسی روشنتر، فعالتر و مبتنی بر تقویم زمانی مشخص باشد، امکان اثرگذاری روایتهای بحرانمحور و تهدیدمحور کاهش مییابد. در نهایت، مدیریت هوشمند زمان در دیپلماسی میتواند به همان اندازه محتوا تعیینکننده باشد. ایران با پیشبرد سریع و حسابشده مذاکرات، میتواند ابتکار عمل را حفظ کرده و اجازه ندهد دستور کار گفتوگوها از بیرون و تحت فشار بازیگران مخالف توافق شکل بگیرد. چنین رویکردی، علاوه بر کاستن از اثر لابیگری نتانیاهو، این پیام را مخابره میکند که دیپلماسی فعال همچنان کارآمدترین ابزار برای مدیریت تنشها و تامین منافع ملی است. |