| خراسان نوشت: چرا ایران، در حالی که بهخوبی میداند آمریکا بهدنبال مذاکره واقعی نیست و مسیر تسلیمسازی را دنبال میکند، باز هم وارد این مسیر دیپلماتیک میشود؟ در شرایطی که تهدیدات لفظی و نظامی آمریکا به اوج خود رسیده است، منطقه غرب آسیا باردیگر در آستانه یک بحران تمامعیار قرار دارد. از یکسو، پستها و مواضع تحریکآمیز دونالد ترامپ که بهصراحت از «پایان زمان» و «انتخاب میان تسلیم یا تقابل» سخن میگویند، فضای روانی جنگ را تشدید کردهاند؛ و از سوی دیگر، تحرکات میدانی آمریکا با انتقال ناوها و آرایش آشکار نظامی در منطقه، این تهدیدات را از سطح لفظ به سطح عملیاتی نزدیک کرده است. در چنین فضایی، بسیاری از تحلیلگران، وقوع درگیری نظامی را محتمل و حتی اجتنابناپذیر میدانند. با این حال، درست در همین نقطه، ترکیه درخواست میانجیگری میدهد و عباس عراقچی، برخلاف انتظارات غالب، عازم آنکارا میشود. پرسش کلیدی اینجاست: چرا ایران، در حالی که بهخوبی میداند آمریکا بهدنبال مذاکره واقعی نیست و مسیر تسلیمسازی را دنبال میکند، باز هم وارد این مسیر دیپلماتیک میشود؟ وقتی دیپلماسی باید کار کند؛ حتی در وقت اضافه در فضای پرتنش کنونی، یکی از خطاهای رایج، تقلیل دیپلماسی به «عقبنشینی» یا «فریبخوردن» است. حال آنکه دیپلماسی، ابزار عقلانی مدیریت بحران است؛ نه نشانه ضعف. تجربه نشان داده در بزنگاههای حساس، مهمترین سرمایه کشور نه صرفاً قدرت نظامی، بلکه اعتماد عمومی است. افکار عمومی زمانی با تصمیمات سخت همراه میشود که مطمئن باشد همه راههای معقول برای پرهیز از جنگ آزموده شده است. از همین زاویه، سفر عراقچی نه حرکتی احساسی، بلکه تلاشی حسابشده برای حفظ همین سرمایه اجتماعی است؛ تلاشی برای آنکه اگر بحران به مرحلهای غیرقابل بازگشت رسید، مسئولیت آن بهدرستی متوجه طرفی باشد که دیپلماسی را کنار گذاشته است. تجربه مذاکره در خردادماه برخلاف برخی تحلیلهای شتابزده، مذاکرات بهار امسال هم با وجود آنکه درنهایت به جنگ 12روزه منتهی شد اما بازی مقصرسازی تغییر کرد. ایران نشان داد مسیر مذاکره را با حسن نیت طی کرده و این طرف مقابل بوده که بهسمت تنش حرکت کرده است. نتیجه این روند، شکلگیری انسجام ملی و افزایش درک عمومی از ماهیت بحران بود؛ مؤلفهای که در معادلات قدرت، کماهمیتتر از تجهیزات نظامی نیست. خطای محاسباتی آمریکا و مأموریت ترکیه مسئله اصلی امروز، تداوم یک انگاره خطرناک در واشنگتن است: تصور ایران ضعیف. آمریکا اگر تصمیمات خود را بر پایه چنین برداشت نادرستی بنا کند، نهفقط خود، بلکه کل منطقه را وارد چرخهای پرهزینه خواهد کرد. دیدارهای پیشرو در ترکیه دقیقاً با هدف اصلاح این خطای ادراکی طراحی شدهاند؛ پیامی روشن که هر اشتباه مبتنی بر این تصور، هزینهای فراتر از محاسبات اولیه خواهد داشت. ترکیه در این میان، صرفاً بستری برای انتقال پیامهای غیرمستقیم و مدیریت سوءبرداشتهایی است که میتواند به بحرانهای غیرقابل کنترل منجر شود. شروط موفقیت دیپلماسی دقیقه 90 با این حال، موفقیت این مسیر دیپلماتیک خودبهخود تضمینشده نیست و به رعایت چند اصل کلیدی وابسته است. نخست، نباید غافلگیر شد و نباید دوباره فریب خورد. تجربه جنگ 12روزه نشان داد که دیپلماسی میتواند به پوششی برای آمادهسازی یک درگیری از پیشطراحیشده بدل شود. دوم، نمایش واقعی هزینههای جنگ برای طرف مقابل، نه در قالب شعار، بلکه با زبان محاسبه و بازدارندگی جدی. سوم، پر بودن دست دیپلماسی با قدرت میدان؛ مذاکره زمانی معنا دارد که پشتوانه آن، بازدارندگی واقعی باشد. چهارم، تقویت تیم مذاکرهکننده با دیپلماتهای باتجربهتر و مسلطتر که توان مدیریت همزمان سطوح سیاسی، امنیتی و رسانهای را داشته باشند. روایت صلح؛ بخش فراموششده امنیت ملی و درنهایت، شاید مهمترین مؤلفه این مسیر، اقناع افکار عمومی داخلی و جهانی است. ایران باید بتواند بهروشنی نشان دهد که تا آخرین لحظه برای صلح تلاش کرده است، نه جنگ. در دنیای امروز، جنگها پیش از میدان، در ذهنها آغاز میشوند و روایتسازی، بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی است. در این چارچوب، سفر عراقچی به ترکیه نه یک اقدام اضطراری، بلکه کنشی حسابشده است؛ تلاشی برای بستن آخرین درِ جنگ و همزمان باز نگه داشتن مسیر عقلانیت. اگر دیپلماسی قرار است جایی اثرگذار باشد، دقیقاً همینجاست. عراقچی : همانطور که برای مذاکره آمادهایم، برای جنگ نیز آمادهایم در جریان سفر سید عباس عراقچی رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان به آنکارا، اظهارات وی در نشست خبری با هاکان فیدان همتای ترک چند پیام مهم را با خود به همراه داشت؛ نخست آنکه ایران مذاکره با آمریکا در سایه تهدید و در غیر موضع برابر را نمی پذیرد. دوم آنکه امکان احیای میز مذاکره و تعیین چارچوبی در این باره همچنان وجود دارد. سوم آنکه ایران کاملا آمادگی نظامی برای دفاع از خود را دارد و چهارم به همه طرف ها هشدار داد که به دلیل ورود مستقیم آمریکا، شرایط با جنگ گذشته تفاوت زیادی خواهد داشت و متاسفانه ممکن است از محدوده یک جنگ دوجانبه فراتر برود. |