| صبح نو نوشت: ایالات متحده پس از سه ماه کشمکش، تهدید خود مبنی بر حمله نظامی به ونزوئلا را عملی کرد؛ حملهای که به ربایش «نیکلاس مادورو «رییسجمهور این کشور، به همراه همسرش انجامید. این اقدام آمریکا بدعتی خطرناک در تاریخ تحولات بینالمللی به شمار میرود که از آشفتگی و بیثباتی در نظم جهانی پرده برمیدارد. آنچه در ونزوئلا رخ داد، صرفاً یک اقدام نظامی یا یک بحران منطقهای دیگر نیست. با ادعای رسمی دونالد ترامپ درباره بازداشت و انتقال نیکلاس مادورو، رییسجمهور قانونی ونزوئلا، ایالات متحده وارد مرحلهای تازه از رفتارهای فراقانونی شده است؛ مرحلهای که در آن، مفهوم حاکمیت ملی، ممنوعیت توسل به زور و حتی قواعد حداقلی روابط بینالملل، عملاً بیاعتبار شدهاند. برای نخستینبار در دهههای اخیر، رییسجمهور مستقر یک کشور مستقل، بنا بر ادعای مقامات آمریکایی، نه در جریان یک جنگ رسمی، نه با مجوز شورای امنیت، بلکه در قالب عملیاتی یکجانبه ربوده و از خاک کشورش خارج شده است. این اقدام، اگر تأیید شود، نهتنها یک تجاوز نظامی آشکار، بلکه نوعی آدمربایی دولتی در مقیاس بینالمللی محسوب میشود. انتشار پست ترامپ در شبکه «تروث سوشال» که در آن مدعی بازداشت مادورو و همسرش شد، نه یک خطای رسانهای، بلکه اعلام رسمی یک اقدام امنیتی ـ نظامی بود. اظهارات مایک لی، سناتور آمریکایی، و نقل قول او از مارکو روبیو که نیویورک تایمز نیز آن را گزارش داد، عملاً این ادعا را تقویت کرد که رییسجمهور ونزوئلا توسط نیروهای آمریکایی بازداشت شده است. این یعنی ایالات متحده، بدون اعلان جنگ، بدون قطعنامه بینالمللی، و بدون پذیرش مسئولیت حقوقی، دست به حذف فیزیکی رأس حاکمیت یک کشور زده است. یورش به ونزوئلا، موشکباران کاراکاس، ربودن رییسجمهور این کشور و همسرش، هیچ نسبتی با رفتار یک رییسجمهورِ مدعی رهبری جهان آزاد ندارد و این اقدامات بیش از هر چیز یادآور «روشهای سران باندهای مافیا، قانونگریزان و قاچاقچیان بزرگ مواد مخدر» است. یورشی که هدفش چپاول ثروتهای نفتی و منابع طبیعی کشورها، تصاحب فلزات گرانبها و تحمیل باجخواهی به دولتها و ملتهاست. تظاهرات مردم ونزوئلا در حمایت از مادورو هزاران نفر از حامیان دولت قانونی ونزوئلا روز یکشنبه با حضور گسترده در خیابانهای کاراکاس، ضمن محکومیت شدید اقدام تروریستی دولت آمریکا در ربایش نیکلاس مادورو، در راهپیمایی موسوم به «مارش بزرگ» خواستار آزادی فوری و بازگشت رییسجمهور خود شدند. این راهپیمایی که از مرکز شهر کاراکاس و در جوار ساختمانهای مهم دولتی آغاز شد، با پیشقراولی گروههای موتورسوار و نیروهای مردمی همراه بود. جمعیت انبوه شرکت کننده در راهپیمایی با در دست داشتن پرچمهای ملی و پلاکاردهایی با مضمون رییسجمهور کارگر ما را بازگردانید و شعارهای انگلیسی رییسجمهور ونزوئلا را آزاد کنید، انزجار خود را از سیاستهای تجاوزکارانه کاخ سفید ابراز کردند. نکته قابل توجه در این راهپیمایی، حضور مقتدرانه برخی گروههای مردمی و مدافعان انقلاب بود که با حمل سلاح و تجهیزات، آمادگی خود را برای دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت ونزوئلا در برابر هرگونه تجاوز خارجی به نمایش گذاشتند. در این مراسم که با حضور چهرههای سیاسی از جمله کارمن ملندز، شهردار کاراکاس برگزار شد، تظاهرکنندگان اقدام آمریکا در انتقال غیرقانونی مادورو و همسرش سیلیا فلورس به نیویورک را مصداق بارز «آدمربایی دولتی» دانسته و بر مقاومت تا بازگشت رهبر خود تأکید کردند. 25سال تلاش برای براندازی آمریکا گمان میکرد، میتواند مادورو را با تهدید و باجخواهی وادار به تسلیم کند و ثروت نفتی کشورش را روی سینی طلا تقدیم واشنگتن کند؛ اما مادورو نه از کشورش گریخت و نه تسلیم شد. مادورو در میان مردمش باقی ماند و قطعا این ربایش جنایتکارانه آمریکا از او قهرمانی خواهد ساخت که اندیشه و گفتمان ضدامپریالیستی در آمریکای لاتین را احیا خواهد کرد. آمریکا به هیچ کشوری یورش نبرد مگر آنکه با شکستی سنگین و تحقیرآمیز روبهرو شد؛ از ویتنام گرفته تا افغانستان و عراق. آشوب جهانیای که ترامپ در ونزوئلا و خاورمیانه کاشت، دیر یا زود به خود او و آمریکا بازگشت. ایالات متحده آمریکا دستکم از 25 سال پیش از سال 2001 به واسطه اپوزیسیون راست افراطی در ونزوئلا به دنبال سرکوب کردن انقلاب بولیواری در این کشور بوده است. دلیل اصلی آمریکا برای این تلاشها کنترل منابع نفتی ونزوئلا است که بزرگترین ذخایر اثباتشده جهان را تشکیل میدهد. در سال 2001 انقلاب بولیواری هوگو چاوز قانونی به نام قانون هیدروکربنهای ارگانیک تصویب کرد که مالکیت دولتی بر تمام ذخایر نفت و گاز را تصریح کرد، فعالیتهای بالادستی اکتشاف و استخراج را به شرکتهای دولتی کنترلشده اختصاص داد، اما به شرکتهای خصوصی – از جمله خارجی – اجازه داد در فعالیتهای پاییندستی (مانند پالایش و فروش) شرکت کنند. چاوز و بازپسگیری صنعت نفت ونزوئلا پیش از این در سالهای 1943 و 1975 نفت خود را ملی کرده بود، اما در دهه 1990 تحت فشار اصلاحات نئولیبرالی صندوق بینالمللی پول و شرکتهای بزرگ نفتی آمریکایی، صنعت نفت به طور قابل توجهی خصوصیسازی شد. قانون جدید چاوز، دولت را دوباره به کنترل صنعت نفت (که 80 درصد درآمدهای خارجی کشور را تأمین میکرد) بازگرداند و این امر شرکتهای نفتی آمریکایی مانند اکسون موبیل و شورون را خشمگین کرد. این شرکتها دولت جورج دبلیو بوش را برای اقدام علیه چاوز تحت فشار قرار دادند. ایالات متحده در سال 2002 تلاش کرد کودتایی برای برکناری هوگو چاوز مهندسی کند که تنها چند روز طول کشید. در 11 آوریل 2002، گروهی از افسران ارتش، رهبران کسبوکار، اتحادیهها و مخالفان سیاسی، هوگو چاوز را برای حدود 47 ساعت (کمتر از دو روز) از قدرت برکنار کردند. در این مدت کوتاه، یک دولت موقت به رهبری پدرو کارمونا تشکیل شد. این کودتا با حمایت گسترده از سوی بخشهایی از ارتش، رسانههای خصوصی و گروههای مخالف چاوز همراه بود. اما پس از دو روز، هواداران چاوز بهویژه مردم فقیر و طبقه کارگر به خیابانها ریختند، نیروهای نظامی وفادار به چاوز وارد عمل شدند و کودتا شکست خورد. چاوز دوباره به قدرت بازگشت. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ایالات متحده حداقل به طور غیرمستقیم از این کودتا حمایت کرد یا از آن آگاه بود، هرچند دولت آمریکا رسماً دخالت مستقیم را انکار کرد. فعالسازی اپوزیسیون چند ماه بعد از شکست کودتا، مخالفان چاوز با حمایت و تحریک آمریکا استراتژی دیگری انتخاب کردند: تعطیلی گسترده صنعت نفت. مدیریت ارشد شرکت نفت دولتی PDVSA (که بخش بزرگی از درآمد کشور را تأمین میکرد) همراه با برخی کارمندان فنی و دریانوردان، تولید نفت را تقریباً کاملاً متوقف کردند. هدف این بود که با فلج کردن اقتصاد ونزوئلا بهویژه صادرات نفت که منبع اصلی درآمد بود چاوز را مجبور به استعفا کنند یا انتخابات زودهنگام برگزار شود. در نتیجه این تعطیلی تولید نفت به شدت افت کرد و گاهی به یک سوم سطح عادی رسید؛ بنزین در داخل کشور کمیاب شد و صفهای طولانی تشکیل شد؛ و ونزوئلا مجبور به واردات نفت شد تا تعهدات خارجی را انجام دهد. اما چاوز واکنش سختگیرانهای نشان داد؛ او هزاران نفر از مدیران و کارکنان ارشد شرکت نفت را اخراج کرد و کارگران و کارکنان وفادار به دولت کنترل عملیاتی شرکت را به دست گرفتند. آنها با کمک نیروهای نظامی وفادار، تأسیسات را بازپس گرفتند و تولید را به تدریج از سر گرفتند. اعتصاب حدود دو ماه و نیم طول کشید و در نهایت شکست خورد. این رویداد به عنوان یکی از مهمترین پیروزیهای چاوز در برابر مخالفان داخلی و خارجی شناخته میشود، اما در عین حال باعث شد دولت کنترل بیشتری روی شرکت نفت به دست بیاورد و بسیاری از متخصصان با تجربه را از دست بدهد. چاوز هر دو تلاش (کودتای 2002 و اعتصاب نفتی 2002-2003) را به لطف حمایت بسیار گسترده مردم و بخشهایی از نیروهای مسلح و کارگران پشت سر گذاشت و در قدرت ماند. در آن زمان «ماریا کورینا ماچادو« (همان شخصی که در اکتبر 2025 جایزه صلح نوبل را دریافت کرد) یکی از چهرههای برجسته مخالفان چاوز بود. او در سال 2002 سازمان غیردولتی به نام سوماته (به معنای «بپیوندید») را تأسیس کرد. هدف اصلی این سازمان نظارت بر شفافیت انتخابات و تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای دموکراتیک بود. در سال 2004، سوماته نقش کلیدی در برگزاری همهپرسی فراخوان علیه چاوز داشت. طبق قانون اساسی ونزوئلا، اگر 20 درصد از رأیدهندگان امضا جمع کنند، میتوان همهپرسی برای برکناری رییسجمهور برگزار کرد. مخالفان موفق شدند این تعداد امضا را جمعآوری کنند و همهپرسی در 15 اوت 2004 برگزار شد. نتیجه رسمی همهپرسی این بود که 59 درصد مردم خواستار ادامه ریاستجمهوری چاوز شدند و حدود 41 درصد خواستار کنارهگیری او از قدرت شدند. همچنین حدود 70 درصد از رأیدهندگان ثبتشده در این همهپرسی شرکت کردند که میزان مشارکت بسیار بالایی محسوب میشود. ناظران بینالمللی مانند مرکز کارتر و سازمان کشورهای آمریکایی (OAS) اعلام کردند که همهپرسی به صورت آزاد و عادلانه برگزار شده و نتیجه آن معتبر است. اما مخالفان چاوز (از جمله سوماته) نتیجه را نپذیرفتند و ادعا کردند تقلب گسترده رخ داده است. آنها به یک نظرسنجی خروج از صندوق (exit poll) استناد میکردند که نتایج متفاوتی نشان میداد، ولی این ادعاها توسط ناظران مستقل تأیید نشد. با وجود پیروزی چاوز در همهپرسی، ماریا کورینا ماچادو و حامیانش از جمله برخی شرکتهای بزرگ نفتی آمریکایی و بخشهایی از دولت ایالات متحده دست از تلاش برنداشتند. از سال 2001 تا امروز، مخالفان داخلی و خارجی انقلاب بولیواری را هدف قرار دادهاند. هدف اصلی آنها از دید بسیاری از تحلیلگران این است که کنترل کامل صنعت نفت ونزوئلا را دوباره به شرکتهای بزرگ آمریکایی (مانند اکسونموبیل و شورون) برگردانند. به همین دلیل، خیلی از حامیان انقلاب بولیواری معتقدند که مسئله ونزوئلا اساساً درباره «دموکراسی» نیست بلکه درباره یک مبارزه طبقاتی و بینالمللی است. مادورو در دادگاه: من اسیر جنگی هستم اما روز گذشته داداگاه غیر قانونی «نیکولاس مادورو» رییسجمهور ونزوئلا و همسرش «سیلیا فلورس» در نیویورک برگزار شد. مادورو و همسرش در این دادگاه با اتهاماتی از جمله قاچاق مواد مخدر روبرو شدند. طبق گزارش تلویزیون خبری «سیانان»، مادورو در دادگاه گفت: «من رییسجمهور ونزوئلا هستم، خودم را اسیر جنگی میدانم و من در خانهام در کاراکاس دستگیر شدم.» او ضمن رد اتهامات وارده، گفت: «من بیگناهم، من مرد شریفی هستم، من رییسجمهور هستم.» رییسجمهور ونزوئلا در جریان جلسه تفهیم اتهام خود در دادگاه نیویورک به قاضی گفته که «من دستگیر شدهام.» وی با تاکید بر اینکه پیش از حضور در دادگاه، کیفرخواست را ندیده و از حقوق خود آگاه نیست، اظهار کرد: «من برای اولین بار کیفرخواست را میبینم و اجازه ندادهاند که قاضی آن را برایم بخواند و خودم آن را خواهم خواند.» نیکولاس مادورو چهار اتهام ادعایی از جمله «تروریسم مواد مخدر، توطئه واردات کوکایین و در اختیار داشتن مسلسل و وسایل تخریبی» را رد کرد. طی جلسه دادگاه، مادورو مجددا خاطر نشان کرد که همچنان «رییسجمهور مشروع ونزوئلا» است. گفته شده جلسه بعدی دادگاه مادورو اسفندماه برگزار می شود. اما آمریکا با اقدام غیرقانونی در ربایش رییس جمهور قانونی ونزوئلا، به مادورو جلوهای تاریخی بخشید که میتواند از او «نماد مبارزه با امپریالیسم» در کنار چهگوارا و کاسترو بسازد |