| موضوع «آزادسازی سهام عدالت» دوباره به صدر خبرهای اقتصادی برگشته است؛ دارایی بزرگی که حدود 49 میلیون نفر از مردم ایران آن را در اختیار دارند اما سالهاست امکان خرید و فروش واقعی و کامل آن فراهم نشده و همین مسئله، سهام عدالت را برای بسیاری از خانوارها به یک دارایی «قفلشده» تبدیل کرده است. حالا وزیر اقتصاد میگوید دولت به یک راهحل رسیده و آزادسازی سهام عدالت قرار است بهزودی انجام شود؛ اما نه به شکل ناگهانی، بلکه «مدیریتشده و تدریجی» تا بازار سرمایه با فشار فروش گسترده، شوک منفی یا ریزش سنگین مواجه نشود. این عبارت کلیدی یعنی «آزادسازی تدریجی» در واقع پاسخی به مهمترین نگرانی پیرامون سهام عدالت است: اگر به یکباره امکان فروش برای دهها میلیون نفر باز شود، آیا بورس توان جذب این حجم عرضه را دارد؟ تجربههای گذشته نشان داده هر تصمیم شتابزده درباره داراییهای بزرگ مردمی میتواند اثرات روانی و رفتاری جدی روی شاخصها و نقدشوندگی بازار بگذارد. به همین دلیل، دولت میکوشد مسیر آزادسازی سهام عدالت را به شکلی طراحی کند که هم حق مالکیت مردم عملی شود و هم بازار سرمایه قربانی فشار فروش نشود. سهام عدالت؛ چرا بعد از حدود 20 سال هنوز «آزاد» نشده است؟ سهام عدالت از اواسط دهه 1380 با هدف افزایش ثروت خانوارهای ایرانی و گسترش مالکیت عمومی شکل گرفت. در قالب آییننامه اجرایی افزایش ثروت خانوارهای ایرانی، این طرح در سال 1384 وارد مرحله اجرا شد و به مرور میلیونها نفر سهامدار شدند. با این حال، مسئله اصلی این بود که «اختیار خرید و فروش» و «سازوکار عملی معامله» هیچگاه به شکل پایدار و فراگیر برای همه سهامداران فراهم نشد. از یک طرف، سهام عدالت ماهیتی متفاوت از یک سهم عادی در بورس داشت: ترکیبی از پرتفوی سهام شرکتها، مدیریتهای واسط، سازوکارهای تجمیعی، و حساسیتهای اجتماعی و اقتصادی. از طرف دیگر، هر بار بحث آزادسازی سهام عدالت مطرح شد، نگرانی از تبعات آن بر بازار سرمایه و همچنین پیچیدگیهای حقوقی و اجرایی، تصمیم را به تعویق انداخت یا نیمهکاره گذاشت. نتیجه چه شد؟ میلیونها نفر سهامدار هستند اما بسیاری از آنها سهام عدالت را نه به عنوان یک دارایی قابل مدیریت، بلکه به عنوان «سهمی که فقط سود سالانه میدهد» میشناسند؛ سودی که طبق گفتههای مطرحشده در فضای رسمی، برای بخش قابل توجهی از مردم به اندازهای نیست که احساس مالکیت واقعی ایجاد کند. همین شکاف میان «مالکیت روی کاغذ» و «مالکیت قابل استفاده»، ریشه اصلی مطالبهگری درباره آزادسازی سهام عدالت است. آزادسازی سهام عدالت در سال 1399؛ چرا به نتیجه پایدار نرسید؟ طرح آزادسازی سهام عدالت از 15 خرداد 1399 بهطور جدی مطرح شد و در آن مقطع اعلام شد سهامداران میتوانند روش مدیریت «مستقیم» یا «غیرمستقیم» را انتخاب کنند. هدف این بود که بخشی از مسیر معامله و اختیار، برای مردم باز شود و سهام عدالت از حالت کاملاً قفل خارج گردد. اما در عمل، بازگشایی نمادها و سازوکار اجرایی به شکلی پیش رفت که نتوانست برای همه سهامداران «دائمی، روشن و بدون ابهام» باشد. اختلاف در سازوکارها، پیچیدگی ساختار شرکتهای سرمایهگذاری استانی، تفاوت وضعیت کسانی که روش مستقیم را انتخاب کرده بودند با کسانی که غیرمستقیم مانده بودند، و همچنین نگرانی از اثرات بازار، باعث شد آن آزادسازی نتواند به یک «راهحل نهایی» تبدیل شود. به زبان ساده، آزادسازی سهام عدالت در آن مقطع مطرح شد، اما «به شکل کامل و ماندگار» برای همه سهامداران جا نیفتاد و نهایتاً موضوع به گرهای تبدیل شد که دولتهای بعدی هم ناچار شدند دوباره سراغ آن بروند. سهام عدالت و فلسفه «نگهداری بلندمدت»؛ جدال دو نگاه دو سال بعد، در سال 1401 این نگاه پررنگ شد که فلسفه اصلی سهام عدالت «نگهداری» است، نه فروش؛ یعنی هدف این بوده مردم دارایی را بلندمدت نگه دارند و از عواید سود سالانه بهرهمند شوند. این رویکرد در ظاهر منطقی است، چون سهام عدالت میتواند نقش یک پشتوانه سرمایهای را ایفا کند و در بلندمدت به تقویت ثروت خانوارها کمک کند. اما در مقابل، یک واقعیت اجتماعی هم وجود دارد: وقتی میلیونها خانوار در فشارهای اقتصادی قرار میگیرند، داراییای که امکان نقدشوندگی نداشته باشد، عملاً از نگاه مردم «قابل استفاده» نیست. به همین دلیل، مطالبه اصلی این است که سهام عدالت باید هم قابلیت سرمایهگذاری بلندمدت را حفظ کند و هم در صورت نیاز، امکان استفاده از بخشی از آن فراهم باشد. بنابراین، مسئله امروز این نیست که مردم حتماً سهام عدالت را بفروشند؛ مسئله این است که مردم اختیار داشته باشند: اختیار نگهداری، اختیار فروش مدیریتشده، و اختیار استفاده از بخشی از دارایی در زمان نیاز. سهام عدالت و شورای عالی بورس؛ گره حقوقی کجاست؟ از منظر تصمیمسازی، آزادسازی فروش سهام عدالت به مصوبات شورای عالی بورس گره خورده و تا زمانی که تصمیم مشخص و اجرایی در این سطح اتخاذ نشود، مسیر عملیاتی هم شفاف نمیشود. همین وابستگی به تصمیمات کلان، یکی از دلایل طولانی شدن فرآیند بوده است. در کنار این، سهام عدالت فقط یک موضوع بورسی نیست؛ ابعاد حقوقی (مالکیت، انتقال، وراثت)، ابعاد اجرایی (زیرساخت معاملات، کارگزاریها، سجام، احراز هویت)، و ابعاد اقتصادی (اثر بر شاخصها، نقدینگی، رفتار تودهای) همزمان درگیر هستند. همین چندلایه بودن موضوع باعث شده که هر راهحلی نیازمند هماهنگی میان چند نهاد و چند فرآیند باشد. سهام عدالت در دولت چهاردهم؛ بازگشت رسمی موضوع آزادسازی با روی کار آمدن دولت چهاردهم، موضوع خرید و فروش سهام عدالت دوباره به شکل جدی مطرح شد. حتی وزیر سابق اقتصاد، عبدالناصر همتی، در موضعگیریهای رسمی از اینکه میلیونها نفر «نه اجازه استفاده دارند و نه اجازه خرید و فروش» انتقاد کرد و به این نکته اشاره داشت که در فاصله سالهای گذشته، تعداد قابل توجهی از سهامداران فوت کردهاند و تعیین تکلیف دارایی آنها هم یکی از ضرورتهاست. بعد از تغییرات در وزارت اقتصاد، اکنون وزیر اقتصاد فعلی میگوید فرآیند کارشناسی از چند ماه قبل در دستور کار قرار گرفته و برای رسیدن به راهحل، هزاران نفر-ساعت کار کارشناسی انجام شده است. این عبارت یک پیام روشن دارد: دولت میخواهد بگوید «تصمیم عجولانه» نیست و طرحی که ارائه میشود باید توان تحمل فشار اجتماعی و اقتصادی را داشته باشد. سهام عدالت و نگرانی بزرگ بازار؛ چرا «آزادسازی تدریجی» کلیدواژه شد؟ واقعیت این است که حدود 49 میلیون نفر سهام عدالت دارند و اگر حتی بخش کوچکی از این جمعیت هم همزمان تصمیم به فروش بگیرند، موج عرضه میتواند بازار را تحت فشار قرار دهد. بازار سرمایه هم یک ظرفیت مشخص دارد: میزان نقدینگی فعال، تقاضای مؤثر، توان بازارگردانها و صندوقها، و ظرفیت جذب عرضه در کوتاهمدت محدود است. به همین دلیل، آزادسازی سهام عدالت اگر قرار است انجام شود، باید طوری طراحی شود که: عرضه ناگهانی ایجاد نکند رفتار هیجانی را تحریک نکند امکان مدیریت مرحلهای را به سیاستگذار بدهد برای سهامداران، مسیر ساده و قابل فهم داشته باشد وزیر اقتصاد دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته و گفته آزادسازی به شکل «مدیریتشده و تدریجی» انجام خواهد شد تا منجر به ریزش بازار یا شوک منفی نشود. سهام عدالت مستقیم و غیرمستقیم؛ تفاوتی که در نسخه جدید دیده شده است یکی از نقاط حساس در ماجرای سهام عدالت، تفاوت میان دارندگان روش «مستقیم» و «غیرمستقیم» است. در مدلهای قبلی، این تفاوت هم برای مردم گیجکننده بود و هم در اجرا چالش ایجاد میکرد. اکنون گفته شده که در طراحی سازوکار آزادسازی، این تفاوتها در نظر گرفته شده است. این یعنی ممکن است مسیر آزادسازی برای هر گروه، زمانبندی یا ابزار متفاوت داشته باشد. هدف از این تفکیک، کاهش فشار یکباره و هدایت رفتار بازار است: اگر همه در یک روز و یک مسیر وارد شوند، کنترل سخت میشود؛ اما اگر گروهها و مسیرها مدیریت شوند، هم بازار زمان تنفس پیدا میکند و هم سهامداران حس میکنند سازوکار واقعی و قابل اتکایی در حال شکل گرفتن است. سهام عدالت قرار است «کاربردی» شود؛ یعنی چه؟ وزیر اقتصاد یک نکته مهم دیگر هم گفته: هدف سیاست این است که در شرایط دشوار اقتصادی، سهام عدالت برای خانوارها «کاربردی و ملموس» باشد و حس مالکیت واقعی تقویت شود. این جمله میتواند چند معنا داشته باشد، از جمله: امکان استفاده از بخشی از دارایی در قالب فروش مرحلهای امکان وثیقهگذاری یا استفاده اعتباری (اگر در نسخه نهایی دیده شود) ایجاد سازوکاری که مردم فقط «سود سالانه» نبینند، بلکه اختیار مدیریت دارایی را تجربه کنند البته باید صبر کرد تا جزییات رسمی اعلام شود، اما همین ادبیات نشان میدهد رویکرد دولت این بار صرفاً اعلام یک شعار نیست و تلاش میکند سهام عدالت را از حالت «دارایی قفلشده» خارج کند، بدون اینکه بازار سرمایه را وارد بحران کند. سهام عدالت و وراث؛ چرا تعیین تکلیف متوفیان اهمیت دارد؟ در متن خبر به این مسئله اشاره شده که طی سالهای گذشته، تعداد قابل توجهی از سهامداران فوت کردهاند. سهام عدالت در این حالت وارد حوزه وراثت میشود: انحصار وراثت، تعیین وراث، ثبت اطلاعات، و نهایتاً انتقال یا دریافت منافع. اگر آزادسازی سهام عدالت انجام شود اما وضعیت وراث روشن نباشد، هم حق خانوارها تضییع میشود و هم یک موج پروندههای اداری و حقوقی شکل میگیرد. بنابراین یکی از مهمترین خروجیهای نسخه جدید آزادسازی سهام عدالت باید این باشد که مسیر وراث هم شفاف شود: چه کسانی، با چه مدارکی، در چه سامانهای و با چه زمانبندیای میتوانند حق خود را اعمال کنند. سهام عدالت و سه سناریوی محتمل برای اجرای آزادسازی با توجه به تأکید وزیر اقتصاد بر «تدریجی و مدیریتشده»، میتوان چند سناریوی اجرایی را محتمل دانست (این بخش تحلیل رسانهای بر اساس منطق بازار است و به معنای اعلام رسمی نیست): 1) آزادسازی مرحلهای با سقف فروش مشخص برای سهام عدالت در این مدل، برای هر کد ملی یا هر پرتفوی، سقف فروش در بازههای زمانی تعیین میشود تا موج عرضه کنترل شود. این روش در بسیاری از سیاستهای کنترلی، اثر روانی فروش هیجانی را کاهش میدهد. 2) آزادسازی سهام عدالت با ابزارهای بازارگردانی و صندوقی ممکن است بخشی از فرآیند از مسیر صندوقها، بازارگردانها یا سازوکارهای تجمیعی انجام شود تا فروش خرد میلیونی تبدیل به یک عرضه یکپارچه و قابل مدیریت شود. 3) آزادسازی سهام عدالت با اولویتدهی به گروهها ممکن است بر اساس روش مستقیم/غیرمستقیم، یا بر اساس برخی ویژگیها، زمانبندی گروهی تعریف شود تا همه همزمان وارد نشوند. سهام عدالت؛ سه توصیه عملی برای سهامداران تا قبل از اعلام جزییات تا زمانی که سازوکار رسمی اعلام نشده، بهترین کار برای سهامداران این است که آماده باشند اما تصمیم هیجانی نگیرند: اطلاعات هویتی و بانکی را دقیق نگه دارید اگر قرار باشد سود یا عوایدی واریز شود یا امکان معامله فراهم شود، خطا در اطلاعات بانکی میتواند مشکل ایجاد کند. هدف خود را روشن کنید: نگهداری یا فروش بخشی از سهام عدالت وقتی امکان باز شود، کسانی که از قبل تصمیم منطقی دارند کمتر در دام شایعات و هیجان میافتند. فقط از اطلاعیههای رسمی پیروی کنید سهام عدالت همیشه میدان شایعات بوده است. هر خبری که زمان دقیق، لینک رسمی و مرجع روشن ندارد، میتواند گمراهکننده باشد. سهام عدالت و پرسش اصلی مردم؛ «کی دقیقاً آزاد میشود؟» طبق اظهارات وزیر اقتصاد، دولت به راهحل رسیده و «بهزودی» آزادسازی انجام خواهد شد، اما زمان دقیق در متن ارائهشده ذکر نشده است. نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که بهکاربردن عبارت «بهزودی» معمولاً به این معناست که طرح به مرحله نهایی تصمیمسازی و هماهنگی رسیده، اما هنوز احتمالاً نیازمند ابلاغها، اطلاعیهها و آمادهسازی اجرایی است. در نتیجه، مهمترین انتظار رسانهای در روزهای آینده این است: اطلاعیه رسمی درباره مدل آزادسازی، زمانبندی، سقفها، مسیر مستقیم و غیرمستقیم، و نحوه اجرای مرحلهای. سهام عدالت و اثرات اقتصادی؛ اگر درست اجرا شود چه میشود؟ اگر آزادسازی سهام عدالت به شکلی درست و مرحلهای اجرا شود، میتواند چند اثر مثبت داشته باشد: تقویت حس مالکیت و اعتماد عمومی نسبت به داراییهای مردم بهبود نقدشوندگی دارایی خانوارها در شرایط فشار اقتصادی کاهش بازار شایعات با ارائه مسیر شفاف کمک به تعمیق بازار سرمایه اگر ابزارهای مدیریت عرضه درست طراحی شوند اما اگر اجرای آن شتابزده باشد یا ارتباطات رسانهای ضعیف انجام شود، ریسکها هم قابل توجهاند: فشار فروش، ترس عمومی، افت شاخصها و حتی ایجاد موج نارضایتی. بنابراین کیفیت اجرا به اندازه خود تصمیم اهمیت دارد. سهام عدالت؛ جمعبندی سهام عدالت پس از حدود دو دهه، دوباره در آستانه یک نقطه تصمیمگیری بزرگ قرار گرفته است. وزیر اقتصاد میگوید دولت به راهحل رسیده و آزادسازی بهزودی انجام میشود؛ اما به شکل تدریجی و مدیریتشده تا بورس آسیب نبیند. اگر جزییات این طرح شفاف، مرحلهای و قابل فهم ارائه شود، میتواند یکی از مهمترین گرهگشاییهای اقتصادی-اجتماعی سالهای اخیر باشد؛ چون دارایی قفلشده میلیونها نفر را به دارایی قابل مدیریت تبدیل میکند، بدون اینکه بازار سرمایه قربانی شود. سوالات متداول (FAQ) درباره سهام عدالت 1) آیا آزادسازی سهام عدالت قطعی شده است؟ طبق اظهارات وزیر اقتصاد، دولت به راهحل رسیده و گفته شده آزادسازی بهزودی انجام خواهد شد؛ جزییات رسمی هنوز در متن ارائهشده اعلام نشده است. 2) چرا آزادسازی سهام عدالت بهصورت تدریجی مطرح شده؟ برای جلوگیری از فشار فروش گسترده و شوک منفی به شاخصهای بورس، آزادسازی تدریجی امکان کنترل عرضه را فراهم میکند. 3) تفاوت سهام عدالت مستقیم و غیرمستقیم در آزادسازی چیست؟ طبق گفته وزیر اقتصاد، این تفاوت در سازوکار جدید در نظر گرفته شده و احتمالاً مسیر اجرایی برای هر گروه متفاوت طراحی میشود. 4) آیا همه سهامداران میتوانند همزمان سهام عدالت را بفروشند؟ در نسخه پیشنهادی دولت، احتمالاً محدودیتها و مرحلهبندیهایی برای جلوگیری از موج عرضه همزمان در نظر گرفته میشود. 5) تکلیف سهام عدالت متوفیان چه میشود؟ در متن خبر به اهمیت تعیین تکلیف وراث اشاره شده؛ معمولاً مسیر دریافت منافع یا انتقال نیازمند طی فرآیندهای قانونی و ثبت اطلاعات است. اگر شما یا خانوادهتان سهام عدالت دارید، همین حالا اطلاعات بانکی و هویتی خود را بررسی کنید و برای اعلام جزییات رسمی آماده باشید. برای دنبال کردن آخرین اطلاعیهها و تحلیلهای اثر آزادسازی سهام عدالت بر بورس و دارایی مردم، گزارشهای بعدی فردانیوز را پیگیری کنید. منابع خبری ایسنا (متن خبر و پیشینه گزارششده درباره روند و سابقه آزادسازی سهام عدالت) اظهارات وزیر اقتصاد در برنامه تلویزیونی (طبق متن ارائهشده در خبر) |