| نتانیاهو پس از شکست انتخاباتی و از دست دادن اکثریت پارلمانی، برای بازگشت به قدرت با بنبست ائتلافی روبهروست؛ وضعیتی که میتواند به تضعیف جایگاه او در اسراییل و رابطه ویژهاش با ترامپ منجر شود. به گزارش صبح نو، پیمان عارف، روزنامهنگار و کارشناس مسائل سیاسی، در برنامه «جنگ و صلح» به بررسی وضعیت انتخابات در سرزمینهای اشغالی و آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو پرداخت و با تشریح نتایج انتخابات و سناریوهای پیش روی احزاب صهیونیستی، از شکست سیاسی نخستوزیر رژیم صهیونیستی و دشواری بازگشت او به قدرت سخن گفت. نتایج انتخابات اخیر نشان میدهد نتانیاهو، با وجود سالها حضور در رأس قدرت و بهرهگیری از فضای امنیتی و جنگی برای حفظ موقعیت خود، نتوانسته اکثریت لازم برای تشکیل دولت را به دست آورد. بلوک سیاسی او که پیشتر از اکثریت پارلمانی برخوردار بود، اکنون با کاهش کرسیها روبهرو شده و برای تشکیل دولت به حمایت جریانهایی نیاز دارد که همراهی با او میتواند برایشان هزینه سیاسی سنگینی داشته باشد. از سوی دیگر، جریان مخالف نتانیاهو با محوریت آیزنکوت، در موقعیتی قرار گرفته که میتواند با جلب حمایت احزاب عرب، مانع بازگشت او به قدرت شود. به این ترتیب، انتخابات اخیر نهتنها شکست انتخاباتی نتانیاهو را آشکار کرده، بلکه آینده سیاسی او و حتی سرنوشت ائتلاف راستگرایی را که سالها بر سیاست اسراییل سایه انداخته بود، با ابهام جدی مواجه ساخته است. شکست نتانیاهو در انتخاباتی که باید به سود او تمام میشد عارف با اشاره به نتایج انتخابات، کاهش کرسیهای بلوک نتانیاهو را نشانهای روشن از شکست سیاسی او دانست و گفت: «بلوک آقای نتانیاهو از 62 یا 63 کرسی به 53 کرسی رسیده است. بلوک مخالف، با محوریت آیزنکوت و جریانهای همسو، 48 کرسی دارد و احزاب عرب نیز 19 کرسی به دست آوردهاند. نتانیاهو نتوانسته اکثریت 61 کرسی را به دست بیاورد و برای تشکیل دولت، هشت کرسی کم دارد.» به گفته وی، اهمیت این نتیجه زمانی بیشتر آشکار میشود که شرایط برگزاری انتخابات مورد توجه قرار گیرد. معمولاً در شرایط جنگی، دولت مستقر میتواند با استفاده از فضای امنیتی و ایجاد احساس تهدید، حمایت بخشی از جامعه را به سمت خود جلب کند؛ اما نتانیاهو حتی در چنین شرایطی نیز نتوانسته موقعیت انتخاباتی خود را حفظ کند. عارف در این باره توضیح داد: «در شرایط جنگ، معمولاً رأیدهندگان به سمت دولت مستقر میروند و انتظار میرود حاکمیت از حمایت بیشتری برخوردار شود؛ اما نتانیاهو کاهش رأی داشته است. این مسئله را باید با هفتم اکتبر و نحوه مواجهه او با اتفاقات پس از آن مرتبط دانست.» از نگاه این کارشناس، نتانیاهو نتوانسته است از فضای جنگی برای ترمیم اعتبار سیاسی خود استفاده کند. عملکرد او پس از هفتم اکتبر، تداوم بحران امنیتی و هزینههای سنگین جنگ، نهتنها به تثبیت جایگاهش منجر نشده، بلکه بخشی از جامعه اسراییل را نسبت به ادامه حضور او در قدرت مردد کرده است. عارف با اشاره به تحولات اجتماعی داخل سرزمینهای اشغالی، معتقد است در کنار گرایشهای راستگرایانهای که طی سالهای گذشته تقویت شدهاند، بخشهایی از جامعه نیز از تداوم جنگ و وضعیت بحرانی خسته شدهاند. به گفته او، بخشی از طبقه متوسط و شهروندان شهرهای بزرگ خواهان بازگشت به زندگی عادی، رونق اقتصادی، تجارت و ارتباطات هستند و نمیخواهند زندگی روزمرهشان برای همیشه تحت تأثیر جنگ و تنش قرار گیرد. هشت کرسی تا قدرت؛ نتانیاهو برای بقا به چه کسانی نیاز دارد؟ با توجه به فاصله بلوک نتانیاهو تا اکثریت پارلمانی، تشکیل دولت برای او به مسئلهای پیچیده تبدیل شده است. عارف با اشاره به سازوکار تشکیل دولت در اسراییل توضیح داد که رییسجمهور باید مأموریت تشکیل کابینه را به فردی واگذار کند که احتمال بیشتری برای دستیابی به اکثریت داشته باشد؛ نه لزوماً کسی که حزب یا بلوک او بیشترین تعداد کرسی را کسب کرده است. وی درباره راههای احتمالی نتانیاهو برای عبور از این بنبست گفت: «نتانیاهو به هشت کرسی نیاز دارد. یکی از راهها این است که بتواند از آقای لیبرمن و حزب اسراییل خانه ما حمایت بگیرد یا تعدادی از اعضای جریانهای دیگر را به سمت خود جذب کند. در چنین شرایطی، هر کرسی میتواند در معادله تشکیل دولت تعیینکننده باشد.» با این حال، مشکل نتانیاهو فقط پیدا کردن چند متحد جدید نیست. سابقه سیاسی او در تعامل با شرکای ائتلافی، استفاده ابزاری از ائتلافها و سوق دادن نظام سیاسی به سمت انتخابات زودهنگام، اعتماد به او را دشوار کرده است. هر جریان سیاسی که بخواهد برای بازگرداندن نتانیاهو به قدرت با او همراه شود، باید هزینه این همراهی و احتمال حذف شدن از معادلات بعدی را نیز در نظر بگیرد. در مقابل، جریان مخالف نتانیاهو میتواند با حمایت احزاب عرب، مسیر متفاوتی را برای تشکیل دولت دنبال کند؛ مسیری که به گفته عارف، از ائتلاف وحدت ملی با نخستوزیر فعلی واقعبینانهتر است. دولت اقلیت با حمایت احزاب عرب؛ راهی برای کنار زدن نتانیاهو یکی از سناریوهای مهم پیش روی اسراییل، تشکیل دولت اقلیت با محوریت آیزنکوت و حمایت پارلمانی احزاب عرب است. در این الگو، ممکن است احزاب عرب بهصورت رسمی وارد کابینه نشوند، اما با حمایت خود مانع بازگشت نتانیاهو به قدرت شوند. عارف درباره این احتمال گفت: «به نظرم سناریوی دولت اقلیت با حمایت احزاب عرب، از سناریوی دولت وحدت ملی واقعبینانهتر است. این حمایت الزاماً به معنای حضور رسمی احزاب عرب در کابینه نیست؛ ممکن است آنها صرفاً برای کنار رفتن نتانیاهو از دولت حمایت کنند.» به اعتقاد عارف چنین گزینهای با منطق سیاسی جریان مخالف نتانیاهو نیز سازگاری بیشتری دارد. آیزنکوت و دیگر رهبران مخالف، بخش مهمی از اعتبار سیاسی خود را از مخالفت با نتانیاهو و انتقاد از عملکرد او به دست آوردهاند. ورود به ائتلافی مشترک با نخستوزیر فعلی میتواند این سرمایه سیاسی را از بین ببرد و به نتانیاهو فرصت دهد بار دیگر خود را بازیگر مسلط صحنه سیاسی معرفی کند. عارف در این باره تأکید کرد: «برای آیزنکوت و بنت ، مزیت سیاسیشان این است که در مقابل نتانیاهو قرار گرفتهاند. اگر وارد دولت وحدت ملی با نتانیاهو شوند، ممکن است همان امتیازی را که در انتخابات به دست آوردهاند، از دست بدهند.» البته تشکیل دولت اقلیت نیز بدون دشواری نخواهد بود؛ زیرا احزاب عرب و جریانهای مخالف نتانیاهو در همه مسائل سیاسی و امنیتی دیدگاه مشترکی ندارند. با این حال، مخالفت با ادامه نخستوزیری نتانیاهو میتواند زمینه توافقی محدود میان آنها را فراهم کند. دولت وحدت ملی؛ تلهای که ممکن است نتانیاهو برای مخالفانش بسازد سناریوی دیگر، تشکیل دولت وحدت ملی با حضور نتانیاهو و آیزنکوت است؛ گزینهای که در ظاهر میتواند به بنبست سیاسی پایان دهد، اما به اعتقاد عارف، برای رهبران مخالف نتانیاهو مخاطرات جدی به همراه دارد. وی معتقد است نتانیاهو در ائتلافسازی، بازیگری باتجربه و برخوردار از سابقهای طولانی در حفظ قدرت است و نمیتوان احتمال استفاده او از شرکای جدید برای بازسازی موقعیت سیاسیاش را نادیده گرفت. عارف در این باره گفت: «ائتلاف با نتانیاهو برای آیزنکوت و بن بسیار پرریسک است. نتانیاهو سابقه دارد که ائتلاف تشکیل دهد، از شرکای خود عبور کند و بعد زمینه انتخابات زودهنگام را فراهم کند. در چنین شرایطی ممکن است دوباره موقعیت سیاسی خود را بازسازی کند و شرکای امروز را به رقبای ضعیفتر فردا تبدیل کند.» از این منظر، دولت وحدت ملی میتواند به جای پایان دادن به بحران سیاسی، فرصتی برای بازگشت نتانیاهو به موقعیت برتر باشد. مخالفان او که با شعار تغییر و انتقاد از عملکرد نخستوزیر فعلی وارد رقابت انتخاباتی شدهاند، با چنین ائتلافی ممکن است بخش مهمی از پایگاه اجتماعی خود را از دست بدهند. خستگی جامعه اسراییل از جنگ و نخستوزیری طولانی نتانیاهو عارف در تحلیل زمینه اجتماعی انتخابات، به اعتراضات مستمر علیه نتانیاهو و تغییر نگرش بخشهایی از جامعه اسراییل اشاره کرد. به گفته او، پیش از هفتم اکتبر نیز اعتراضات شنبهها علیه نخستوزیر جریان داشت و پس از آن، انتقادها از عملکرد او در مدیریت بحران امنیتی و جنگ افزایش یافت. وی توضیح داد: «بخشی از جامعه از جنگهای مستمر خسته شده است. در شهرهای بزرگ، در میان بخشی از طبقه متوسط، خواست بازگشت به زندگی عادی، تجارت، ارتباطات و نوعی همزیستی وجود دارد. این بخش از جامعه نمیخواهد همیشه در وضعیت جنگی زندگی کند.» به اعتقاد این کارشناس، استمرار جنگ و بحرانهای امنیتی، علاوه بر هزینههای انسانی و اقتصادی، بر تصویری که از توانایی دولت در تأمین امنیت خود دارند نیز اثر گذاشته است. این وضعیت میتواند اعتماد عمومی به نتانیاهو را بیش از پیش فرسوده کند و به تقویت جریانهایی منجر شود که خواهان تغییر رویکرد دولت هستند. از سوی دیگر، طولانی شدن حضور نتانیاهو در قدرت نیز به عاملی برای شکلگیری خستگی سیاسی تبدیل شده است. عارف با اشاره به سابقه نخستوزیری نتانیاهو از سال 1996 و دورههای کوتاه وقفه در این مسیر گفت: «اسراییل ممکن است از تداوم حضور نتانیاهو در قدرت خسته شده باشد. این خستگی سیاسی، در کنار خستگی از جنگ، میتواند در آینده نیز بر موقعیت او تأثیر بگذارد.» شکست در تشکیل دولت، پایان ماجرا نیست عارف معتقد است ناکامی نتانیاهو در تشکیل دولت، لزوماً به معنای خروج فوری او از قدرت نیست. در صورت تداوم بنبست و برگزاری انتخابات مجدد، ممکن است او در دوره انتقالی همچنان در جایگاه نخستوزیر دولت موقت باقی بماند و از اختیارات قابل توجهی برخوردار باشد. وی در این باره گفت: «اگر نتانیاهو نتواند دولت تشکیل دهد و انتخابات جدید برگزار شود، ممکن است در دوره موقت همچنان نخستوزیر باقی بماند. بنابراین شکست در تشکیل دولت، به معنای پایان فوری قدرت او نیست.» با این حال، عارف احتمال تشدید فشارهای حقوقی و سیاسی علیه نتانیاهو را نیز مطرح کرد. به گفته او، پروندههای فساد و اتهامات مطرحشده علیه نخستوزیر اسراییل، در صورت خروج او از قدرت، میتواند به یکی از عوامل تعیینکننده در آینده سیاسیاش تبدیل شود. عارف معتقد است در صورت تغییر شرایط سیاسی و تقویت استقلال نهادهای قضایی، موقعیت نتانیاهو ممکن است دشوارتر شود. او حتی احتمال محدود شدن امکان حضور نتانیاهو در عرصه سیاسی یا تشدید پیامدهای قضایی پروندههایش را مطرح میکند. همچنین ممکن است جریانهای مخالف برای تغییر قوانینی که امکان تصدی نخستوزیری یا نامزدی افراد دارای پرونده قضایی را محدود میکند، تلاش کنند. بنابراین، ناکامی نتانیاهو در تشکیل دولت میتواند فراتر از یک شکست پارلمانی، آغاز مرحلهای دشوار برای آینده سیاسی و قضایی او باشد؛ مرحلهای که در آن دیگر نمیتواند مانند گذشته از جایگاه نخستوزیری برای مدیریت فشارهای سیاسی و حقوقی استفاده کند. حذف نتانیاهو، ضربه به رابطه ویژه ترامپ و اسراییل یکی از مهمترین محورهای تحلیل عارف، تأثیر احتمالی کنار رفتن نتانیاهو بر رابطه اسراییل و آمریکا و بهویژه مناسبات شخصی و سیاسی او با دونالد ترامپ است. عارف معتقد است رابطه ترامپ و نتانیاهو در مقایسه با روابط رؤسای جمهور پیشین آمریکا با نخستوزیران اسراییل، از ویژگیهای کمسابقهای برخوردار بوده است. او گفت: «حمایت آشکار ترامپ از نتانیاهو در انتخابات اسراییل، حمایت بیسابقهای بود. ما در تاریخ این رابطه، چنین سطحی از حمایت علنی را کمتر دیدهایم.» به اعتقاد این کارشناس مسائل سیاسی این رابطه صرفاً یک همکاری دیپلماتیک معمول نبود، بلکه نوعی همافزایی سیاسی میان دو رهبر شکل گرفته بود؛ همافزاییای که در پروندههای منطقهای و بهویژه ایران اهمیت بیشتری پیدا میکرد. عارف درباره نقش نتانیاهو در این رابطه توضیح داد: «نتانیاهو توان اجماعسازی علیه دشمن خود، یعنی ایران، را داشت. او توان لابی گسترده و دیپلماسی گسترده داشت و میتوانست در فضای سیاسی آمریکا تأثیرگذار باشد. حمایت و همراهی او با رییسجمهور آمریکا، به آن رییسجمهور اعتمادبهنفس میداد و در مورد ترامپ، به نظر من، در برخی تصمیمها نقش تشویقکننده داشت.» وی با اشاره به حمایتهای انتخاباتی و نقش لابیهای حامی اسراییل در آمریکا، میزان حمایت آشکار نتانیاهو از ترامپ را فراتر از سطح مداخلات معمول سیاسی دانست و این رابطه را نوعی «زوجیت سیاسی» توصیف کرد؛ رابطهای که در آن دو طرف در بسیاری از موضوعات منطقهای و بینالمللی به سمت اهداف مشترک حرکت میکردند. عارف معتقد است کنار رفتن نتانیاهو میتواند این همافزایی را تضعیف کند؛ زیرا رهبران دیگری که احتمال دارد جایگزین او شوند، الزاماً از همان ظرفیت سیاسی، نفوذ در آمریکا و توان اجماعسازی برخوردار نیستند. وی تأکید کرد: «حذف نتانیاهو از این معادله، معادله را تضعیف میکند. آن وضعیت همافزایی که میان نتانیاهو و ترامپ شکل گرفته بود، ممکن است دیگر به همان شکل ادامه پیدا نکند.» آیزنکوت، جایگزین نتانیاهو در رابطه با ترامپ نخواهد بود عارف معتقد است حتی اگر آیزنکوت یا دیگر رهبران مخالف نتانیاهو بتوانند دولت تشکیل دهند، رابطه آنها با ترامپ الزاماً به سطح رابطه نخستوزیر فعلی با رییسجمهور آمریکا نخواهد رسید. وی گفت: «آیزنکوت توانایی نتانیاهو را ندارد. او متحدی به قدرت نتانیاهو برای آمریکا نخواهد بود و آن ظرفیت سیاسی و نفوذی را که نتانیاهو در رابطه با ترامپ داشت، نخواهد داشت.» به اعتقاد این کارشناس، مسئله فقط نزدیکی یا دوری شخصی رهبران نیست؛ بلکه شکلگیری یک رابطه سیاسی مؤثر، به زمان، تجربه و ظرفیتهای مشخصی نیاز دارد. او با اشاره به دوره نخستوزیری نفتالی بنت و یاییر لاپید معتقد است هیچیک نتوانستند همان سطح از همافزایی را که میان ترامپ و نتانیاهو وجود داشت، ایجاد کنند. عارف تأکید کرد: «حتی اگر رابطه جدیدی میان ترامپ و آیزنکوت شکل بگیرد، عمر این رابطه بهسادگی به دو سال باقیمانده از دوره ترامپ نمیرسد که بتواند به سطح رابطه فعلی نتانیاهو و ترامپ تبدیل شود. شکلگیری چنین رابطهای زمان میبرد.» وی همچنین به تفاوت مواضع جریان مخالف نتانیاهو درباره برخی مسائل بینالمللی اشاره کرد. به گفته عارف، تأکید آیزنکوت بر بازسازی اعتبار اسراییل در اروپا و کاهش هزینههای سیاسی جنگ، میتواند با رویکردی که نتانیاهو و ترامپ در برخی پروندهها دنبال کردهاند، تفاوت داشته باشد. از این منظر، کنار رفتن نتانیاهو میتواند بر میزان هماهنگی سیاسی اسراییل و آمریکا در غرب آسیا اثر بگذارد؛ هرچند این تحول به معنای پایان اتحاد راهبردی دو طرف نیست، بلکه میتواند سطح و کیفیت همکاری سیاسی آنها را تغییر دهد. نتانیاهو؛ از شکست انتخاباتی تا بحران آینده سیاسی مجموع تحلیلهای پیمان عارف نشان میدهد نتانیاهو با بحرانی چندلایه مواجه است؛ بحرانی که فقط به از دست رفتن کرسیهای پارلمان محدود نمیشود. او از یک سو با کاهش حمایت انتخاباتی و دشواری تشکیل دولت روبهروست و از سوی دیگر، بخشهایی از جامعه اسراییل را در برابر خود میبیند که از جنگهای مستمر و تداوم حضور او در قدرت خسته شدهاند. در چنین شرایطی، تلاش برای تشکیل ائتلاف با جریانهای مخالف میتواند به قیمت از دست رفتن اعتبار سیاسی نتانیاهو تمام شود و ائتلاف با مخالفان نیز ممکن است به فرصتی برای بازسازی قدرت او تبدیل شود. در صورت شکست این تلاشها و برگزاری انتخابات مجدد، فشارهای سیاسی و قضایی نیز میتواند آینده او را دشوارتر کند. در سطح منطقهای نیز کنار رفتن نتانیاهو، به باور عارف، به معنای تضعیف یکی از مهمترین حلقههای ارتباط سیاسی و راهبردی میان تلآویو و دولت ترامپ خواهد بود؛ رابطهای که در سالهای اخیر نقش مهمی در پیشبرد سیاستهای مشترک دو طرف داشته است. به این ترتیب، انتخابات اخیر را باید بیش از یک رقابت معمول پارلمانی، نشانهای از فرسایش موقعیت سیاسی نتانیاهو و ائتلاف راستگرای حامی او دانست. نخستوزیری که سالها با تکیه بر قدرت سیاسی و ائتلافهای شکننده، در بحرانهای پیدرپی بوده، اکنون برای حفظ قدرت به همان جریانهایی نیاز دارد که ادامه نخستوزیری او را مانعی در برابر تغییر میدانند. این بار، عبور نتانیاهو از بنبست انتخاباتی بهسادگی گذشته نخواهد بود. |