| رسانه آمریکایی با اشاره به اشتباهات دولت آمریکا در قبال ایران تأکید کرد که رییسجمهور آمریکا دونالد ترامپ باید «هنرِ دیپلماتیکِ خوب باختن» را بیاموزد. فارس؛ با ادامهٔ تبادل پیامها بین تهران و واشنگتن در جستجوی آتشبسی دیگر، دولت ترامپ باید مفروضات اشتباهی که باعث شد در جنگی پرهزینه گرفتار شود را بازبینی کند. به نوشته فارن پالیسی، دولت آمریکا بارها طعمهٔ مغالطهٔ هزینه هدر رفته (sunk cost fallacy) شده است، یعنی صرفاً به این خاطر به جنگ علیه ایران متعهد است که برایش هزینه کرده و نمیخواهد احساس کند که این هزینهها هدر رفته است. در مواجهه با این شکست استراتژیک، رییسجمهور آمریکا دونالد ترامپ عمدتاً طوری رفتار کرده که گویی مشکل، مقیاس درگیریها یا مدت زمان آن است. در واقعیت، اهرمهای چانهزنی آمریکا با پیشرفت جنگ کاهش یافته و احتمالاً با اتمام مهمات و افزایش پیامدهای سیاسی داخلی، بیش از پیش فرسایش خواهد یافت. تنشهای جدید میان عربستان و یمن نیز بر بیثباتیهای جنگ افزوده است، جنگی که پیش از این نیز شوکهای اقتصادی جهانی ایجاد کرده، اعتبار آمریکا را خدشهدار ساخته و متحدان منطقهای آمریکا را درگیر مناقشهای کرده که خودشان با آن مخالف بودند. به نوشته رسانه آمریکایی، این افسانه در واشنگتن وجود دارد که تحمیل فشار، به تنهایی میتواند ایران را درهم بشکند. برای نزدیک به پنج دهه، ایالات متحده آمریکا از هر شکل فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی برای وادار کردن ایران به اطاعت از ارادهٔ خود استفاده کرده، اما این کار جواب نداده است. نویسنده تأکید کرد که اگر ترامپ همچنان باور داشته باشد که ایران در برابر قدرت آمریکا تسلیم خواهد شد، او شکست خواهد خورد. فارن پالیسی افزود که برای دستیابی به توافق، مسئله این است که هر دو طرف خود را پیروز میبیند. ایالات متحده همچنان قدرت نظامی برتر است، اما ایران از جنگی وجودی جان سالم به در برده، هزینههای جدی را متحمل و تحمیل کرده و از طریق کنترل خود بر هرمز، توازن قدرت منطقهای را تغییر داده است. طبق این یادداشت، کلید هر توافق پایدار این است که هر دو طرف بتوانند به طور مشروع ادعای پیروزی کنند. هر دو طرف میتوانند با هدفگذاری برای نتایج کوچک و ملموس، این کار را به بهترین نحو انجام دهند. برای ایالات متحده، این به معنای پایان دادن به کنترل یکجانبهٔ ایران بر عبور کشتیها از تنگهٔ هرمز و مسیری عملی برای توافق هستهای آینده است. برای ایران، این به معنای غرامت مالی قابلتوجه و به رسمیت شناختن جایگاه جدید آن در تنگه هرمز است. طرفین میتوانند با بازپیکربندی جنبههایی از تفاهمنامه به این اهداف دست یابند. ایالات متحده باید آماده پایان دادن به حملات، لغو محاصره و صدور مجدد مجوز وزارت خزانهداری باشد تا بدون تاریخ انقضای مشخص، در ازای همکاری ایران در مورد تنگه، فروش نفت ایران را مجاز کند. از سوی دیگر، واشنگتن در حال حاضر تمایل دارد هرگونه تعامل کشورهای حاشیه خلیجفارس با ایران را تهدیدی برای ایالات متحده تلقی کند، اما واقعیت این است که کشورهای خلیجفارس باید تعادل دقیقی بین تعامل و بازدارندگی با ایران برقرار کنند. رسانه آمریکایی نوشته است که اگر واشنگتن این واقعیت را نپذیرد، احتمال اینکه متحدانش در خلیجفارس به سراغ راهبردهایی مانند تسهیل دور زدن تحریمها بروند بیشتر میشود، راهبردهایی که رویکرد آمریکا به ایران را تضعیف میکنند. به عبارتی دیگر، ایالات متحده باید مسیر کنونی خود را تغییر دهد و رویکردی مشارکتیتر را برای سیاستش در قبال ایران در پیش بگیرد که نیازهای شرکای خلیجفارس خود را در نظر بگیرد. یکی از خطرناکترین مفروضات کنونی آمریکا دربارهٔ ایران این است که واشنگتن به تنهایی میتواند مسائل را حل کند. این فرض باعث شد دولت ترامپ جنگ ایران را بدون جلب موافقت شرکای کلیدی خلیجفارس و متحدان اروپایی آغاز کند و این ایده همچنان بر تلاشهای آمریکا برای پایان دادن به جنگ تسلط دارد. به نوشتهٔ فارن پالیسی، کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس مدتها است از این موضوع شکایت دارند که واشنگتن با آنها مانند دستگاه خودپرداز رفتار میکند، به این شکل که بدون مشورت با آنها دربارهٔ سیاستهای کلیدی خود در خاورمیانه تصمیم میگیرد و در عین حال، بهطور معمول از منابع آنها برای مدیریت پیامدهای همین سیاستها بهره میبرد. در مورد اروپا نیز مشکلات مشابهی وجود دارد. در حالی که اعتبار آمریکا در پایینترین حد خود قرار دارد و قدرت آن به طور فزایندهای مورد مناقشه است، واشنگتن باید از تمایل خود برای تحمیل رویکردش بر دیگران دست بردارد و در عوض به دنبال ایجاد یک رویکرد اجماعی باشد. فارن پالیسی تأکید کرد که جنگ علیه ایران هرگز قرار نبود با تسلیم بیقیدوشرط ایران پایان یابد و تظاهر به غیر از این، تنها جنگ را طولانی میکند و هر هفته که میگذرد، اهرم فشار آمریکا را کاهش میدهد. |