| حالا دیگر با اطمینان می توان گفت که جامعه فوتبال ایران، دستاوردسازی های کادر فنی تیم ملی را پس زده است. هیچکس نمی گوید این تیم افتضاح بوده و فاجعه آفریده اما هیچکس هم نمی تواند بگوید که نتایج تیم ملی رنگ و بویی از موفقیت داشته است. ظاهرا تنها کسی که این دستاوردهای خیالی را باور کرده، خود امیرقلعه نویی است. او در قامت سرمربی تیمی که برای اولین بار از سال 2010 نتوانسته به جمع 32 تیم برتر جهان صعود کند، دیگر دست بالا را در مذاکره با فدراسیون فوتبال ندارد. هر چند که ظاهرا خودش هنوز با این حقیقت کنار نیامده و از موضع یک مربی موفق، وارد مذاکرات جدید شده است. موضعی که هیچ نسبتی با حقایق جاری در مورد شرایط فعلی تیم ملی ندارد. نباختن در سه مسابقه دور گروهی، هرگز جایی در میان وعده های قلعه نویی در جام جهانی نداشت. او با وعده های مشخصی وارد جام شد. رسیدن به چهار یا پنج امتیاز، صعود از دور گروهی و فراهم آوردن موقعیتی برای یک هفته تعطیلی و شادمانی در ایران. هیچکدام از این اهداف تیک نخوردند و ایران حتی قادر به شکست حریفی مثل نیوزیلند نبود. در چنین شرایطی صحبت از تمدید قرارداد تا دوره بعدی جام جهانی، بیشتر به یک شوخی شباهت دارد. هیات رییسه فدراسیون فوتبال، فقط با کادر فنی تیم ملی روبرو نیست. طرف حساب دیگر آن ها، میلیون ها هواداران فوتبال ایران هستند که اصلا دوست ندارند روند ناکامی های این تیم ادامه پیدا کنند. مطالبه هواداران فوتبال در ایران در درجه اول پاسخگوکردن کادر فنی تیم ملی است. در درجه دوم، آن ها پرهیز از عجله برای تصمیم گیری در مورد آینده این کادر را می خواهند. درخواست مهم بعدی هم می تواند در لزوم تقویت این کادر و بالا رفتن وزن آن خلاصه شود. کادر فنی فعلی تیم ملی، یک کادر برنده نیست. آن ها نه در جام ملت های 2023 به هدف شان رسیدند و در نه در جام جهانی نتایجی درخشان گرفتند. شاید رسیدن به فینال آسیا، بتواند آن ها را صاحب موقعیتی برتر برای تمدید قرارداد کند اما در شرایط فعلی هر اصراری برای ماندن آن ها بدون رسیدن به فینال آسیا، عملا تفاوتی با حراج کردن آینده تیم ملی نخواهد داشت. هیات رییسه قبل از گرفتن هر تصمیمی در مورد تیم، باید صداهای بلند انتقادها در مورد کادر فنی را بشنود. صداهایی که دیگر انکارشدنی نیستند. |