به گزارش "ورزش سه"، بیش از ۱۰۰ هزار کامنت تلاش کردند آن را رمزگشایی کنند. «این دیگر چیست؟» ، «عکاسِ دورکار» ، «انگار با نوکیا گرفته شدهاند.» مایکل اولیسه گذشتهاش را در اینستاگرام پاک کرده بود و پروفایلش را به مجموعهای از تصاویر تار، پیکسلی و تقریباً غیرقابل شناسایی تبدیل کرده بود. بعضیها در آن پیامی برای رئال مادرید میدیدند. برخی دیگر، نویسنده فرضی ماجرا را پیدا کرده بودند: فلورنس پرنه، عکاسی که فیفا او را از جام جهانی کنار گذاشته بود و او هم با عکاسی از تلویزیون خانهاش از او انتقام گرفته بود. داستانی از غلبه بر سختیها که به نظر کامل میرسید اما یک مشکل وجود داشت… هیچکدام از آنها حقیقت نداشت. فلورنس به خاطر رد شدن از سوی فیفا هیچگاه پاداشی دریافت نکرد چون اصلاً برای دریافت اعتبارنامه درخواست نداده بود. او همچنین عکسهای اولیسه را نگرفته بود و برای او هم کار نمیکند. عکاس واقعی در واقع لوکاس کورشان، عکاس آلمانیای، است که در طول جام جهانی همراه این بازیکن فرانسوی بود و از مجموعهای از هری گرویارت در سال ۱۹۷۲ الهام گرفته بود. دو پروژه متفاوت روی یک صفحه به هم رسیدند، اینترنت آنها را با هم یکی کرد. به این ترتیب یکی از پرتکرارترین داستانهای جام جهانی شکل گرفت.  داستانی که هرگز وجود نداشت، چگونه به وجود آمد؟  «من عکاس اولیسه نیستم»، خودِ فلورنس پرنه مجبور شد وقتی دید داستان از کنترل خارج شده، وارد ماجرا شود. آنقدر پیام خصوصی به حساب او سرازیر شد که ناچار شد از لاک خود بیرون بیاید. او در استوریای که در حساب رسمیاش منتشر کرد نوشت: «من چیزهای زیادی از اطلاعات نادرست و داستانهای ساختگی در توییتر و حالا در اینستاگرام هم دیدهام. من هیچوقت نگفتم ویزا ندارم. فقط گفتم اعتبارنامه نداشتم، همانطور که در پستم نوشتم.» اما جمله نهایی، موضع قطعی را مشخص کرد: «از همه برای حمایتتان ممنونم اما من عکاس اولیسه نیستم. از همان اول هم این را گفتهام. عکاس او لوکاس کورشان است.» خاستگاه این سوءتفاهم کمک میکند تا سرعتی را که امروز داستانها با آن ساخته میشوند، بهتر بفهمیم. همه چیز از جایی شروع شد که پرنه چند عکس از جام جهانی را مستقیماً از صفحهٔ تلویزیونش منتشر کرد. کار او به خاطر بافت تصویر، تار بودن، رنگهای تغییر یافته و پدیده شناخته شده موآره توجهها را جلب کرد، پدیدهای که بر اثر تداخل میان حسگر دوربین و پیکسلهای تلویزیون ایجاد میشود. دستکم کارشناسان چنین میگویند. همزمان، اولیسه شروع کرد عکسهایی با زیباییشناسی بسیار مشابه را در اینستاگرامش منتشر کردن. اینترنت بقیه کار را انجام داد.  پشت پروژه بصری این فوتبالیست فرانسوی، لوکاس کورشان قرار دارد که سالها برای برندهایی مانند آدیداس، نایکی، اپل، مرسدس بنز و پرادا کار کرده است. او در طول جام جهانی همراه اولیسه بود و هویت بصری صفحات اجتماعی او را طراحی کرد. جالب این که کورشان هم این سبک عکاسی را ابداع نکرده است. او در چند مصاحبه اعتراف کرده که یکی از تأثیرهای اصلیاش هری گرویارت، عکاس افسانهای مگنوم است که بیش از پنجاه سال پیش هم در حال عکاسی از پخشهای ورزشی روی تلویزیون بود… و فلورنس پرنه کیست؟ او آن عکاس آماتوری نیست که خیلیها تصور کردند. او یک فرانسوی است و در رویدادهای ورزشی بینالمللی حضوری همیشگی دارد. برای آدیداس، نایکی، لاکوست، جردن و فدراسیون راگبی فرانسه کار کرده و مسابقاتی مانند المپیک پاریس، رولان گاروس و رقابتهای قهرمانی اروپا را پوشش داده است. در واقع، ماهها پیش از جام جهانی، توضیح داده بود که حتی برنامهای برای درخواست اعتبارنامه برای تورنمنتی که بین سه کشور مشترک بود ندارد، چون ترجیح میداد آن را از زاویهای متفاوت تجربه کند. او در شبکههای اجتماعیاش خلاصه کرد: «لازم نیست همیشه کنار زمین باشی تا فوتبال را به شکلی متفاوت ببینی» و دقیقاً همین آزادی بود که در نهایت به پروژهای منجر شد که وایرال شد. |