| پیرحسین، رییس جمعیت هلال احمر، در روایت روز انفجار در بیت رهبری گفت: اصلا فکر نمی کردیم که رهبر انقلاب در آن جا حضور داشته باشند و از هرکسی می پرسیدیم، می گفتند که حضور ندارند. بعد همه چیز مشخص شد. به گزارش ایرنا، کولیوند در روایت روز انفجار در بیت رهبری اظهار کرد: یکی از سخت ترین روزهای زندگی من بود. در دفتر کارم بود که صداها را شنیدم؛ از پنجره بیرون را نگاه کردم، سمت غرب تهران موشک هایی اصابت کرده بود و فکر کردم که باید خود را به آن منطقه برسانم؛اغلب حوادث در ایام جنگ را خودم شخصا با موتور می رفتم. از پنجره نگاه کردم و دیدیم سمت بیت رهبری انفجارهایی رخ داده است و به سرعت و برق آسا خودم را رساندم. وی گفت: یکی از سخت ترین روزهای من بود؛ با وجود اینکه می دانستم؛ بچه ها و خانواده و همکاران می پرسیدند و می گفتم خبری نیست. به من خیلی سخت گذشت. جزو روزهایی است که هیچ وقت نمی خواهم به آن فکر کنم و برایم تداعی شود. او ادامه داد: از لحظه شنیدن صدای انفجار، با موتور به سرعت خودم را رساندم و شاید اولین نفری بودم که از بیرون بیت رهبری، وارد شده بودم. سخت ترین شرایط را دیدم. کولیوند افزود: اصلا فکر نمی کردیم که رهبر انقلاب در آن جا حضور داشته باشند و از هرکسی می پرسیدیم، می گفتند که حضور ندارند. بعد همه چیز مشخص شد. رییس جمعیت هلال احمر بیان کرد: همیشه هرکاری از دست من برآمده انجام دادم؛ آن روز یک لحظه دیدم جایی آتش گرفته و با دست خاموش کردم. روز خیلی سختی بود. بعد بچه ها (امدادگران) را خبر کردم و امکانات بردم. جالب است جایی با این درجه از اهمیت واقعا بسیار ساده بود؛ امکانات بسیار محدودی آنجا بود و در همه کشورها جایی که مسئولان و شخصیت های مهم حضور دارند انواع و اقسام پدافندها و امکانات وججود دارد و هیچ کسی باور نمی کند چقدر ساده بود؛ شاید درمجموع دو خودروی اطفای حریق آنجا بود و بعد تجهیزات امدادی رسید. کولیوند اظهار کرد: در آن لحظات اصلا جواب تلفن را نمی دادم. از ساعت 2 به بعد، تلفن من مدام زنگ می خورد و هر کسی می پرسید، می گفتم اتفاق خاصی نیفتاده است. نمی توانستم بپذیرم و هنوز هم غیرقابل باور است. وی افزود: من به هیچکس نگفتم که این اتفاق افتاده است و منتظر ماندم تا از تلویزیون متوجه شوند و نمی توانستم بگویم. |